گفتگویی به مناسبت روز جهانی تئاتر

 

تئاتر چگونه می تواند منتقل کننده پیام های عصر خود باشد؟

بشر در هر برهه تاریخی به سطح مشخصی از درک و شناخت رابطه خود با جهان پیرامون دست یافته. در عصر نوین که با رنسانس یا نوزایی اروپا آغاز شده این شناخت دچار جهش شده و بعد از انقلابات صنعتی رفته رفته به اوج فرهیختگی در تبیین فلسفی، علمی و هنری جهان رسیده. این رشد که مدیون خردورزی است انتهایی ندارد و هنوز در مسیر رسیدن به کمال است. تئاتر به عنوان یک هنر پرتعامل با مردم، متناسب با رشد و گسترش مدنیت و ارتقا سطح شعور و درک آدمی قوام فنی و پیچیدگی مفهومی روزافزون یافته، اما آنچه همیشه و در طول قرون و اعصار تئاتر را زنده و ضروری نگاه داشته ذات حقیقت جوی آن است که با انعکاس بی عدالتی ها، ندای حق طلبی و آزادیخواهی مردم عصر خود را فریاد زده است.

در جهانی که بی عدالتی به اوج جباریت خود رسیده و فاصله بین ممالک متنعم و مردمان مستمند شکافی شگفت یافته، تئاتر راهی جز امعان توجه و رجوع واقع بینانه به زندگی روزمره مردم و شناخت، تحلیل جامع و بیان تمثیلی و هنری از این مهمترین چالش معاصر که هنوز همان مفهوم عدالت طلبی و آزادیخواهی است ندارد.

 

تئاتر در عصر مدرنیته چگونه می تواند به بقای خود ادامه دهد و راز ماندگاری آن در چیست؟

کدام مدرنیته! اگر مدرنیته را مترادف بسط تکنولوژی بگیریم، من می گویم مدرنیته جهان را کوچک کرده است! مسافت ها را به حداقل رسانده، دسترسی را آسان کرده اما فاصله ها را نه تنها کم، بلکه افزوده. مدرنیته سفره و خوان پربرکتی به فراخور مردم همه جهان نگسترده، هنوز گرسنگی مردم می کشد. گرانقیمت ترین دستاوردهای تکنولوژیک در محفظه بمب ها بر سر مردم بخشی از کره خاک به ارمغان می ریزد! در این بخش از کره خاک اگر تئاتری باشد لاجرم ترجمان تظاهرات مردم تحت این ستم است. وقتی خود مردم درگیر جنگ بقا باشند، در گیر معیشت باشند، مهلتی برای خلق و مصرف هنر نمی ماند، هنر تفننی رونق می گیرد که اُپرایی متعلق به متمولین بی درد و دغدغه است. مردم محروم و تنگدست نیازمند تئاتر مردمی هستند. تئاتری که به آنها راه برون رفت از معضلات را بنمایاند، آینه و چراغ شان باشد. تنها این تئاتر مردمی است که "چراغ آینه" است!  تئاتری که عاری از طرح معضلات مردم است و محدود و منحصر به جلوه گری های فرم و قالب می ماند آفت تئاتر است، حتی از این هم سر راست تر بگویم؛ تئاتری که تنها تسکین بدهد خیانت است. تئاتر مردمی راه درمان را هم می نمایاند. راز ماندگاری هر هنری و از جمله تئاتر در پیوند تنگاتنگ با دغدغه ها، آلام و شادی های مردم روزگار خود است.

 

  جایگاه تماشاگر در تئاتر امروز کجاست؟

روی سکوها و صندلی ها، یا شاید هم ایستاده سراپا گوش و چشم! آنچه مهم است فراهم کردن زمینه خلجان و خنده تماشاگر در تئاتر است. اگر تماشاگر به برخی جلوه های مسخره زندگی شهرنشینی امروز نخندد، اگر از درد جهل و فقر و نابسامانی هایی که هنوز هست نگرید، در سالن تئاتر عواطفش تصعید نشده و پالایش نخواهد یافت و به طبع تاثیر اندیشه ورزانه تئاتر بر تماشاگرش کم خواهد بود. خطای برخی از آثاری که داعیه روشنفکری و تعمق هنری داشته اند این بوده که جدی بودن را با عبوس بودن اشتباه گرفته اند. گرچه گروهی هم از آن سوی بام افتاده و کمدی را منحصر به لودگی و هزل منحط می کنند. دل آزارترین عناصر زندگی را در تئاتر می توان نشان داد بی آن که تماشاگر را از تئاتر دلزده کرد. تئاتر رقبایی در قالب تلویزیون و سینما دارد و حال دیگر الزام و نیازی به پوشش دادن تماشاگر انبوه و عوام ندارد. تئاتر عصاره مفاهیم و ناب ترین و نوین ترین سرفصل های اندیشه و تفکر را عرضه می کند. این خوراک فرهنگی بعدها، توسط رسانه های رقیب وام گرفته شده و نسخه رقیق و تقلیل یافته آن مناسب هاضمه اذهان ساده اندیش تولید انبوه خواهد شد.

 

جایگاه تکنولوژی در تئاتر امروز کجاست؟

تئاتر برای حفظ ارتباط با تماشاگر روزگار خود نیازمند بیان مفاهیم در فرم و قالب های مبتکرانه است. بخشی از این نوآوری های هنری به مدد تکنولوژی های نوظهور امکان خلق می یابد و تئاتر ناچار است به فن آوری های شنیداری و دیداری جدید، ابزارها و ادوات صحنه ای و دکوری و غیره التجا کند. اما سویه خطا در این زمینه آن است که در غفلت از مفاهیم و مضامین بدیع، صرفا بخواهیم به ابزارها و وسایل و اشیا اتکا کنیم. تئاتر بی نشان دادن انسان زنده بر صحنه دیگر تئاتر نیست، حالا هر نامی می خواهد داشته باشد.

 

مشکل تئاتر ما در چیست؟

تئاتر ما بیمار است و روح و روان اهالی تئاتر را بسته به این که چقدر درگیر چم و خم های تولید تئاتر باشند کم و بیش آزرده می کند. جاه طلبی افراطی و فرصت طلبی، تظاهر کاذب و تملق، ذلت و جبن و محافظه کاری، تنگ چشمی و حسادت، ضعیف کُشی و ظلم، شایعه سازی و توهم از عوارض این بیماری خانوادگی است. اما مختصر بگویم؛ منشا مشکلات تئاتر ما در بسط نیافتن فرهنگ دموکراسی است. سعه صدر مسئولین، شکیبایی شنیدن آرای دیگران، اهمیت دادن به افکار عمومی جامعه تئاتری، بها دادن به پند هنرمندان پرپیشینه و خلاقیت جوانان مستعد و پرشور، دست گیری از تئاتری های در عزلت نشسته و مهجور، توجه به مقبولیت عمومی و تخصص و نخبه گرایی در انتصاب ها، متناسب کردن هزینه ها و منابع مالی با نیازهای روزافزون تئاتر، قانونمندی و پایبندی بر قول شفاهی و قرارداد مکتوب، همه و همه بخشی از خواسته هایی است که فقط با توسعه دموکراسی و مدنیت تحقق خواهد یافت. تا رسیدن به این کمال مطلوب ما چاره ای جز بیان خواست ها و اصرار بر موضع هنری و صنفی خویش نداریم.    

 

 

/ 0 نظر / 7 بازدید