گزارش ایسنا از سمینار نمایشنامه‌نویس و حقوق شهروندی

 سمینار نمایشنامه‌نویس و حقوق شهروندی برگزار شد
اطلاق عنوان شغل برای نمایشنامه‌نویسی تنها یک شوخی است!

 

خبرگزاری دانشجویان ایران - تهران
سرویس: فرهنگ و هنر - تئاتر

جمعی از نمایشنامه‌نویسان نسل‌های گوناگون ایرانی در کنار کریس تیلور نمایشنامه‌نویس انگلیسی و ادموند کیونز نمایشنامه‌نویس یونانی به‌دعوت کانون نمایشنامه ایران گردهم آمدند و سمینار نمایشنامه‌نویس و حقوق شهروندی را برگزار کردند.

به گزارش خبرنگار بخش تئاتر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در این سمینار که شامگاه روز چهارشنبه یازدهم اردیبهشت برگزار شد، محمدامیر یاراحمدی، رییس هیات مدیره کانون نمایشنامه‌نویسان، درباره‌ی انتخاب عنوان میزگرد توضیح داد: زمانی که یک نمایشنامه‌نویس از حقوق شهروندی خود بی‌بهره می‌ماند جامعه هم از آگاهی که حق مسلم اوست، بهره‌مند نمی‌شود.

محمد یعقوبی هم با اشاره به تعطیلی پنج ماهه تئاتر شهر در سال گذشته گفت: باید دید با این تعطیلی چه اتفاقی برای نمایشنامه‌نویسی ما افتاده است؟ آیا نمایشنامه‌نویسان حق دارند که دولت را موظف بدانند تا از آنان حمایت کند؟

اما ناصح کامکاری، دیگر نمایشنامه‌نویس حاضر در این نشست، با تاکید بر لزوم تعریف "حقوق شهروندی" گفت: در برخورد با این عبارت برخورداری نمایشنامه‌نویس از امنیت شغلی، آزادی بیان و افکارش مطرح می‌شود، چراکه بسیاری از اقشار جامعه این حق را برای خود قایل هستند که نسبت به امور اجتماعی اظهار نظر کنند و در این میان نمایشنامه‌نویسان هم به مدد تجربه و دانش خویش جلوه‌های اخلاقی و روانی جامعه را درک می‌کنند و در آثار خود بازتاب می‌دهند، پس نمی‌توان این ویژگی ذاتی را از نمایشنامه‌نویس گرفت.

نویسنده "منظومه‌ی مور بی ملکه" با اظهار تاسف از ناآگاهی تصمیم گیرندگان ایران از حق آزادی بیان نمایشنامه‌نویسان، ادامه داد: نمایشنامه‌نویس عادات روزمره را می‌شکند و از منظری جدید به وقایع می‌نگرد که گاه با آنچه که در فرهنگ رسمی اجتماعی وجود دارد، متفاوت است؛ به‌همین دلیل مسؤولان باید با سعه‌ی صدر و تساهل بیشتری به این دیدگاه ها بنگرند؛ اگر با سیاست‌گذاران فرهنگی به این تعامل برسیم بسیاری از مشکلات ممیزی ما حل می‌شود.

به باور ناصح کامکاری، مشکل، نبود آزادی بیان نیست نویسنده دریافت خود را در نمایشنامه‌اش بازتاب می‌دهد، اما آیا آن نمایشنامه امکان اجراشدن پیدا می‌کند؟ اینجاست که حقوق شهروندی خدشه‌دار می‌شود؛ بنابراین شکل خاص تئاتر دولتی ما گاه نویسنده را به انتخاب‌های غیر دلخواه ناچار می‌کند و اینجاست که هنرمندان آثار خارجی را در اولویت کاری خود قرار می‌دهند و این چنین است که مانع ممیزی همان فرصت محدود یک اجرای یک کار در سال را از هنرمند می‌گیرد و حقوق مادی نمایشنامه‌نویس باز هم خدشه‌دار می‌شود.

به گزارش ایسنا، در ادامه این نشست نغمه ثمینی با اظهار تاسف از این‌که نمایشنامه‌نویسی در ایران شغل محسوب نمی‌شود، گفت: مهم‌ترین مساله یک شغل اینست که بتوان با آن گذران زندگی کرد. اما در ایران حتا یک نفر هم نیست که بتواند با درآمد نمایشنامه‌نویس امرار معاش کند؛ بنابراین اطلاق عنوان شغل برای نمایشنامه‌نویسی تنها یک شوخی است!

او در توضیح مشکلات نمایشنامه‌نویسان ایرانی تصریح کرد: دستمزد نمایشنامه‌نویسان در مقایسه با تورم شدید بسیار ناچیز است. ناشران همیشه با لطف نمایشنامه‌های ما را منتشر می‌کنند و اینجاست که دیگر درآمد فروش آن نمایشنامه برای ما مهم نیست؛ همین که اثرمان چاپ و دیده می‌شود برایمان مهم است.

نویسنده‌ی "خواب در فنجان خالی" و "شکلک" ادامه دارد: تا زمانی که تنها مکان اجرای ما تئاتر شهر است و با رشد روز به روز فارغ‌التحصیلان رشته تئاتر که بسیاری از آنان حتا سالی یک‌بار هم فرصت اجرا پیدا نمی‌کنند، بسیاری از نمایشنامه‌نویسان ما بی‌کار خواهند ماند.

نغمه ثمینی توضیح داد: مشکل اینجاست که خطوط قرمز مدام در حال تغییر است و همین اعمال سلیقه ها نماشینامه‌نویسان ما را سر درگم می‌کنند.

این مدرس دانشگاه با تاکید بر لزوم تغییرات بنیادین در سیستم تئاتر کشور گفت: تا زمانی که این تغییرات اتفاق نیافتد نمایشنامه‌نویسی در ایران شغل محسوب نمی‌شود و اگر نویسندگانی مثل ما می‌نویسند به‌دلیل عشق مجنون‌واری است که به این حرفه داریم، چراکه امنیت شغلی نمایشنامه‌نویسی در ایران صد درصد صفر است؛ این درحالیست که در کشوری مانند آلمان نمایشنامه‌نویسان عضو اتحادیه‌ای هستند که به آنان حقوق ماهیانه پرداخت می‌شود و آنها نیز موظفند سالی یک نمایشنامه بنویسند.

او در توضیح عبارت "حقوق شهروندی" عنوان کرد، در آغاز ضروری است در صنف خودمان و بعد در میان مردم عادی کوچه و بازار و پس از آن نزد دولت به‌عنوان شهروند شناخته شویم؛ بنابراین نخست باید خود خودمان را به‌عنوان شهروند بپذیریم؛ اگر ویترین درستی از خود ارایه دهیم، می‌توان خود را به جامعه شناساند، چراکه رابطه‌ی ما با مردم عادی بسیار پیچیده است.

ثمینی سپس به طرح این پرسش‌ها پرداخت که چقدر برای تاسیس بانک نمایشنامه تلاش کرده‌ایم؟ با توجه به این که نمایشنامه‌نویسی مدرن ما در مقایسه با کشوری چون هند به مراتب بالاتر است، چقدر برای ترجمه آثارمان و معرفی آنها در سطح بین‌المللی وقت گذاشته‌ایم؟ سینما در دوره‌ای از راه جذب اسپانسر توانست به حیات خود ادامه دهد ما چقدر برای جذب اسپانسرهای خصوصی تلاش کرده‌ایم؟ و...؛ این‌ها همه مواردی است که باید به آنها توجه کنیم تا بتوانیم به‌عنوان شهروند شناخته شویم.

حسین کیانی، دیگر نمایشنامه‌نویس مدعو نیز با ارایه سخنانی گفت: وقتی درباره به رسمیت شناخته‌شدن حقوق شهروندی سخن می‌گوییم تلاش می‌کنیم این حقوق نزد چه کسی به رسمیت شناخته شود؟ آیا تلاش مذبوحانه‌ای انجام نمی‌دهیم برای این که خودمان را به دولت اثبات کنیم؛ پس در این میان تکلیف تئاتر خصوصی چه می‌شود؟

نویسنده‌ی "همسایه آقا" و "تکیه ملت" یادآوری کرد: همیشه احساس وابستگی و تنبیلی کرده‌ هرگز تلاش نکرده‌ایم در درون خودمان، خودمان را به رسمیت بشناسیم همیشه منتظر سفارش یا مَفََّری برای کار کردن بوده‌ایم؛ بنابراین تلاش می‌کنیم تنها دولت ما را به‌رسمیت بشناسد که هرگز چنین نخواهد شد.

حسین کیانی سخنان خود را این گونه به پایان رساند: نخست باید تعریف حقوق شهروندی را ارایه می‌کردیم که اساسا قابل جمع‌شدن با هنرمند بودن نیست، زیرا اساسا در کشور ما هیچ هنری شغل محسوب نمی‌شود، بنابراین باید خود را برای مردم به‌رسمیت بشناسانیم.

به گزارش ایسنا، در این نشست منصور خلج هم به طرح دیدگاه‌های خود پرداخت.

به اعتقاد او، در هیچ دوره‌ای تئاتری‌ها تا این اندازه مورد آزمون و خطای مسؤولان قرار نگرفته‌اند که همین موجب شد عده‌ای کنار بکشند و عده‌ی دیگری هم سرگردان شدند و کم نیستند هنرمندانی که به خاطر درآمد ناچیز تئاتر به‌سمت سینما و تلویزیون رفته‌اند و در این میان عده دیگری تئاتر را ویترینی تزیین‌شده برای پز دادن می‌دانند.

وی از سازش‌پذیری برخی از تئاتری ها انتقاد کرده و تاکید کرد، سازش‌پذیری برخی از اصحاب تئاتر برای اجرای نمایش حاکی از این واقعیت است که تئاتر در انحصار بخش دولتی است؛ جویندگان کار ناگزیر به تطبیق خود با سلیقه‌های مدیران می‌پردازند.

خلج درباره نظارت و ممیزی متون نمایشی ابراز عقیده کرد، نظارت و ممیزی تئاتر از انتخاب متن تا بازبینی‌هایی که حتا هنگام اجرای تئاتر گروه اجرایی را رها نمی‌کند، نمایشنامه‌نویس را از پیش‌گرفتار خودسانسوری می‌کند و این‌گونه است که تئاتر به مرور شأن و منزلت خود را به‌عنوان هنری فرهیخته از دست می‌دهد.

به‌گفته‌ی او، نمایشنامه‌نویس در کشورهای درحال توسعه همیشه مورد سوءظن است؛ در صورتی‌که او با ایمان می‌نویسد تا نوشته‌اش به انسان‌ها کمک کند که رهاتر باشند.

به گزارش خبرنگار ایسنا، سپس محمدامیر یاراحمدی درباره دیگر مشکلات نمایشنامه‌نویسان توضیح داد: یکی از مهم‌ترین مشکلات ما اینست که دقیقا نمی‌دانیم جنس تولیدی ما به چه کاری می‌آید؛ جنسی که نه خریدار می‌داند چیست و نه فروشنده؛ بنابراین تا زمانی‌که به تفاهم میان خریدار و فروشنده نرسیم مشکل همچنان باقی است.

در بخش دیگری از این سمینار کوروش نریمانی با مطرح کردن مسایل اقتصادی نمایشنامه‌نوسیان متذکر شد: اقتصاد ما شبیه هیچ کشور دیگری نیست بنابراین حقوقمان هم شباهتی با آنها ندارد. اقتصاد ما وابسته به نفت است و ما هم حق داریم به عنوان هنرمند سهم خود را از این درآمد مطالبه کنیم!

او اضافه کرد: در کشور ما همیشه برای درمان معضلات سرمایه‌گذاری می‌شود، در حالی‌که باید برای پیش‌گیری از معضلات هم هزینه کرد و تئاتر یکی از راه‌های پیش‌گیری از معضلات اجتماعی است؛ بنابراین هنرمند تئاتر می‌تواند درآمدزا باشد. زیرا کشوری که فرهنگ و هنر متعالی داشته باشد در بلندمدت از آسیب‌های اجتماعی دور می‌ماند.

وی با تاکید بر این که قصد مقایسه میان شرایط نمایشنامه‌نویسان ایرانی و خارجی را ندارد، متذکر شد: شرایط شخصی ما بسیار بهتر است، زیرا ما از هیچ جوشیده‌ایم، من در سخنان هیچ یک از بزرگان تئاتر ندیده‌ام که بگویند عاشق تئاترم بلکه کم کم این هنر به شغل آنها تبدیل شده است، اما امروزه زمانی که می‌گوییم عاشق تئاتر هستم این تصور پدید می‌آید که بابت خلق آن درآمدی نمی‌خواهیم چون هیچ انسانی به خاطر عشق خود پولی نمی‌گیرد.

محمود استادمحمد، به‌عنوان نماینده ای از نسل نمایشنامه‌نویسان با سابقه‌ی کشور در پاسخ به سخنان کوروش نریمانی گفت: ما همه چیز را با هم می‌خواهیم، خیلی راحت به دولت و وزارت ارشاد اعتراض می‌کنیم، اما در بدنه همان وزارتخانه با تمام آیین نامه‌هایش صف می‌کشیم تا حداقل‌هایی را بگیریم، چون هیچ چاره دیگری نداریم.

او با تاکید بر این که نمی‌توان تئاتر را با هنری مانند موسیقی یا هنرهای تجسمی مقایسه کرد، ادامه داد: نمایشنامه‌نویس براساس تاریخچه نمایشنامه نویسی از نظر برخی ویروس است؛ اگر نمایشنامه‌نویسان هند در سطح بین‌المللی شناخته می‌شوند، به این خاطر است که دولت هند به چشم ویروس به آنها نگاه نمی‌کند؛ تئاتر ما از نظر مفهوم از تئاتر دیگر کشورها عقب نیست، اما ما به‌عنوان نمایشنامه‌نویس سرجایمان نیستیم.

نویسنده "تهرن" و "آسید کاظم" در پایان سخنان خود گفت: نمی‌توانیم به‌عنوان نمایشنامه‌نویسی که برخی به‌چشم ویروس به تو نگاه می‌کند بمانی و به تئاتر خیانت نکنی؛ این کاری بود که کسانی چون بیژن مفید انجام دادند، اما ما حاضر نیستیم قراردادهایمان را به‌خطر بیاندازیم!

در ادامه‌ی گفته‌های استادمحمد، کوروش نریمانی تصریح کرد، این نگاه آرمان گرایانه به نسل ما ضربه بسیاری زده است، در حالی‌که بسیاری از چهره‌های تئاتری آمدند و به‌خاطر پول کار کردند؛ فراموش نکنیم بسیاری از نمایشنامه‌نویسان ما مشاغل دولتی هم داشته‌اند.

درپی او، محمد یعقوبی هم توضیح داد: از این گفته‌ها این نکته برداشت می‌شود که نمی‌توان در ‌آن‌واحد در خدمت دو خالق بود؛ چرا فکر می‌کنیم سالن و بودجه متعلق به دولت است. این امکانات به تئاتر تعلق دارد و کارکنان تئاتر هم حقوق می‌گیرند و وظیفه دارند که برای تئاتر خرج کنند.

حسن باستانی هم تنها راه نجات هنرمندان تئاتر را تمسک به خانه تئاتر دانست، و اظهار عقیده کرد: وضعیت ما بلاتکلیف است. هیچ حقوقی نداریم مگر این که به خانه تئاتر چنگ بیاندازیم و این نهاد را موظف کنیم تا ضوابطی را برای روشن شدن تکلیف هنرمندان تعریف کند. این هدفی است که خانه تئاتر برای رسیدن به آن تاسیس شده، اما تا امروز برای دستیابی به آن اتفاقی نیافتاده است.

به گزارش ایسنا، در این نشست ادموند کیونز، نمایشنامه‌نویس یونانی درباره رعایت حق کپی رایت در یونان توضیح داد: در یونان قوانین سختی در این زمینه وجود دارد، به‌همین دلیل نویسندگان پس از نگارش آثارشان به‌سرعت حق کپی رایت آنها را می‌گیرند.

به‌گفته‌ی او، نمایشنامه‌نویسی در کشور یونان صددرصد به‌عنوان یک شغل محسوب می‌شود، اما نمایشنامه‌نویسان محدودی می‌توانند از راه نگارش نمایشنامه اصرار معاش کنند.

او درباره‌ی تیراژ نمایشنامه‌ها در یونان گفت: کشور ما 12 میلیون جمعیت دارد و تیراژ نمایشنامه‌ها معمولا 1500 است کتاب‌های تئاتری تنها یک قفسه از کتابفروشی‌ها را دربر می‌گیرند، اما در مقابل سه کتاب‌فروشی بسیار بزرگ ویژه فروش آثار نمایش داریم.

پس کریس تیلور، نمایشنامه‌نویس انگلیسی درباره کمک‌های دولت انگلیس به‌نمایشنامه‌نویسان گفت: دولت سالانه مبلغی را به وزارت هنر اختصاص می‌دهد و این وزارتخانه به شکل مستقل آن را صرف رشته‌های گوناگون هنری می‌کند، نویسندگان می‌توانند درخواست بودجه بدهند؛ اما زمانی این بودجه به آنان تعلق می‌گیرد که متن‌شان را بنویسند.

او درباره حمایت از نمایشنامه‌نویسان جوان انگلیسی توضیح داد: یک نمایشنامه نویس جوان را جذب بازار کار می‌کنند و او را در کنار یکی از نمایشنامه‌نویسان حرفه‌یی قرار می‌دهند، تا از او بیاموزد و از این راه با نگارش آثار نویسندگان جدید خون تازه‌ای وارد پیکره تئاتر بشود.

به‌گفته‌ی وی، نمایشنامه‌نویسی در انگلستان یک شغل محسوب می‌شود و یک نمایشنامه‌نویس هم از احترام برخوردار است و هم می‌تواند به امرار معاش بپردازد. البته نمایشنامه‌نویسان تنها برای صحنه نمی‌نویسند، بلکه برای سینما و تلویزیون هم می‌نویسند، با این حال این بدان معنی نیست که همه چیز خوب است، چرا که یک نویسنده برای شناخته‌شدن راه دشواری در پیش دارد و در آغاز باید تهیه کننده‌ای را پیدا کند که حاضر باشد برای کار او سرمایه‌گذاری کند.

انتهای پیام

/ 0 نظر / 9 بازدید