جای خالی تئاتر تراژدی اجتماعی

منتشر شده در روزنامه بهار هفت دی ماه 91

ویژگی بارز و وجه متمایز تولید تئاتر یک سال اخیر، عدم برخورداری برخی آثار حرفه ای از قرارداد دستمزد قطعی است و این یعنی قطع یارانه دولتی برای تولید برخی تئاترها و انتخاب گزینشی برخی نمایشها توسط وزارت ارشاد و تخصیص بودجه به آنها به نسبت و میزان دلخواه!

این یارانه ها که سرمایه گذاری هر حکومتی برای ارتقا سطح فرهنگ عمومی است با کاهش قیمت بلیط اقشار مخاطب کم بضاعت را مدنظر دارد. قطع یارانه، فعالین حرفه ای را به سمت تئاتر بخش خصوصی سوق می دهد که همه افراد استطاعت پرداخت هزینه بلیط آن نمایش ها را ندارند.

 تئاتر خصوصی در تماشاخانه های متاخر شهر، از جمله ایرانشهر و حافظ، خوشبختانه رونق دارد و تالار مولوی نیز در چند ماه اخیر، با مجال دادن به جوانان برومند و نوآور کم کم چرخه اقتصادی خواهد یافت. تجربه تئاتر خصوصی در ایرانشهر گویای آن است که هر چه فرم و قالب اجرایی مفرح تر و فن آوری صحنه نوظهورتر باشد یا از چهره های مشهورتری استفاده شود اقبال و فروش تضمین شده تری خواهند داشت. چراغ این جریان تئاتری را شهروندانی که دستشان به دهان می رسد - اگر ممیزی مانع تراشی نکند- روشن نگاه خواهند داشت و اسباب نگرانی نیست. آنچه موجب نگرانی است کاهش تولید تئاتر اندیشه ورز و تفکربرانگیز با عمق و غنای هنری برای عموم مردم است. متاسفانه متولیان تئاتر هر زمان که به صرافت "تئاتر برای مردم" افتاده اند غایت محصولشان اغلب، نمایشی کمدی با ارزشهای هنری نازل یا نمایش های سفارشی - کلیشه ای بوده که با التجا به موضوع جنگ یا سواستفاده از عناوین و مقدسات، شعائر دینی را  بهانه دریافت یارانه و بودجه بالاتر از حد متعارف کرده اند.

 شرایط حاضر موجب می شود که بخشی از اجتماع نمودی در آینه تئاتر نداشته باشد. برخی طبقات مدتهاست در صحنه تئاتر غایبند! هرگز زارع و شالیکاری بر صحنه نمی بینی که چای و برنجش در هجوم نمونه های خارجی قدرت رقابت باخته باشد، صنعتگری نمی بینی که کارخانه اش به دلیل واردات بی رویه کالایی که امکان ساختش در کشور هست در آستانه ورشکستگی و ناتوان از پرداخت  دستمزدهای معوقه باشد، شخصیت های نمایشی معلم شرافتمند و کارگر پرتلاش نادرند و نشان دادن این آدم ها بر صحنه فقط جایی مجاز است که با ایثار در جبهه های بیست سال پیش در حال جانفشانی هستند و آنها را در کوران زندگی امروزشان نمی بینی و هر نمایش تراژدی مدرنی هم که لحن اجتماعی و رگه انتقادی داشته باشد، که مانند هر تراژدی دیگری با نمایش تلخی قصدش تصعید روح و تزکیه نفس مخاطب است، با دستاویز "سیاه نمایی" سانسور می شود و اگر درام نویس شیرپاک خورده ای هم از سر غیرت و شرافت هنری دستی از آستین برآورد و نمایشنامه تراژدی اجتماعی خلق کند، اگر با سوتعبیر ادارات ممیزی تارانده و خانه نشین نشود، کمتر مورد تفقد و حمایت داعیه داران حمایت از تئاتر فاخر قرار می گیرد.       ناصح کامگاری

/ 0 نظر / 18 بازدید