گفتکو با روزنامه سرمایه:اقتصاد تئاتر از نگاه هنرمندان

متن کامل گفتگویی که به شکل ویرایش نشده و الکن در روزنامه سرمایه به چاپ رسید.ـ امان از خبرنگاران بدقول

 

ناصح کامکاری: گسترش فعالیت بخش خصوصی.!...

در تاریخ تئاتر هرگاه می‌خواهند به یک دوران طلایی اشاره کنند، در واقع سه مشخصه را منظور نظر دارند، یک آن که در آن عصر و دوره باید هنرمندان مستعدی وجود داشته باشند و دوم حکومتگرانی در صدر امور باشند که علاقه به ارتقای تئاتر داشته باشند و سوم این که امکانات کافی نیز فراهم باشد. در هر دوره‌ای که همزمان این سه عنصر وجود داشته است، آثار باشکوهی خلق شده‌اند

در شرایط فعلی کشور ما به اندازهء کافی هنرمند نخبه وجود دارد و از لحاظ ثروت و امکانات هم دارای ذخایر بسیار غنی‌ای هستیم. در واقع زمانی که اقتصاد ما متکی به نفت است و با این قیمت گزاف نیز فروخته می‌شود، می‌توانیم بگوییم ثروت نیز به شکل بالفعلی وجود دارد. از طرفی افزایش سه برابر بودجهء تئاتر در پنج سال اخیر و ارتقای آن از زیر دو میلیارد به هفت میلیارد تومان نشان می‌دهد که حکومتیان نیز به اهمیت این هنر واقف هستند، پس در این میان این پرسش مطرح می‌شود که چرا وضعیت معیشت تئاتر با چنین مشکلاتی روبه‌روست؟

وقتی قانون گذار به درخواست‌های مکرر اهالی تئاتر برای افزایش بودجه تن می‌دهد باید به عنصر نظارتی نیز توجه داشته باشد و این که آیا بودجه به شکل صحیحی هزینه می‌شود یا خیر، چرا که بودجه در کشور ما حکم قالب یخی را دارد که هر چقدر هم که بزرگ باشد وقتی به دست هنرمند می‌رسد، آب می‌شود. به عنوان مثال قراردادهای تولیدکنندگان تئاتر حرفه‌ای امسال در مهلت مقرر پرداخت نشده است. در حالی که مدیران جدید برای آن که با اقبال عمومی مواجه شوند، در سال اول مسئولیت خود قراردادها را در موعد مقرر تسویه می‌کنند و در باقی سال‌ها ماجرا به روال سابق باز می‌گردد و تنها این سوال باقی می‌ماند که اگر توان تسویه حساب به موقع وجود دارد چرا هر سال این گونه نمی‌شود؟

در شرایط حاضر باید قرارداد گروه‌های تئاتری از این حالت یک طرفه بیرون آمده و سفارش دهنده (دولت و مرکز هنرهای نمایشی) را مکلف کند که در صورت تاخیر جریمه پرداخت کنند. ضمن آن که باید پرسیده شود چرا مبالغی که از قراردادهای گیشه به دست می‌آید و طبعا باید سهل‌الوصول‌تر باشند دیرتر از تمام پرداخت‌ها تادیه می‌شوند. این‌ مسائل پیامی برای کمیسیون فرهنگی مجلس است تا قبل از بحرانی‌تر شدن شرایط دست به نظارت بزنند

در حال حاضر تئاتر و مناسبات آن در ایران به شکل دولتی است و این به هیچ عنوان ایده‌آل نیست. در حالی که گروه‌های تئاتری باید بتوانند مانند هر بنگاه اقتصادی به شکل مستقل فعالیت کرده و در عین حال از حمایت‌های دولتی نیز برخوردار باشند

رسیدن به این هدف مستلزم آن است که قوانینی برای تشکیل «تعاونی تئاتر» که در قانون اساسی نیز به آن توجه شده است، ایجاد شود. یعنی گروهی هنرمند دور هم جمع شده و سالنی اجاره و نمایش اجرا کنند و در عین حال از حمایت و نظارت دولت نیز بهره‌مند شوند. این پتانسیل وجود دارد اما باید کارگردانان را تشویق به این امر کرد. شاید اجرای اصل «44» و گسترش فعالیت بخش خصوصی بتواند در این زمینه راهگشا باشد

اهالی تئاتر نیز باید با پیش فرض پذیرش فضای گفت‌وگو حرکت کنند. باید تکلیف مشخص شود که آیا گسترش هنر تئاتر امری پسندیده است یا مذموم؟ اگر پسندیده است باید راهکارهای اعتلای آن وجود داشته باشد. چرا که تئاتر ایران در حال اضمحلال است و در حال حاضر فقط پیکرهء بی‌رمقی از تئاتر باقی مانده است. تئاتر تبدیل به نمایشی از فعالیت‌های تئاتری شده است با جشنواره‌هایی پرطمطراق. در شهرستان‌ها در طول سال هیچ فعالیتی وجود ندارد و گروه‌های حرفه ای در تهران نیز اگر بخواهند حقانیت خود را به اثبات برسانند می‌توانند نهایتا سالی یک اجرا داشته باشند و این به هیچ عنوان فعالیت مستمر تئاتری محسوب نمی‌شود.

/ 0 نظر / 12 بازدید