هرگز نباید وجه تماشایی تئاتر را حذف کرد

این گفتگو در شماره بیست و یک ماهنامه صحنه ماه،تیرماه نود و سه منتشر شده است

گفتگو  کننده مرجان سمندری

متاسفانه این روزها خیلی به طراحی صحنه بها داده نمی‌شود آن را به رسمیت نمی‌شناسند چرا این اتفاق افتاده است؟

ما نمی‌توانیم در این مورد حکم قطعی و کلی صادر کنیم فقط می‌توانیم بگوییم که در بخشی از تولیدات تئاتر به مقوله طراحی صحنه اهمیت بسزا و درخوری نمی‌دهند، در معدودی از اجراها هم به آن بها می‌دهند اما در عرصه عام تئاتر معاصر هنوز آن چنان که باید و شاید جایگاه و ارزش طراحی صحنه کشف نشده و مورد توجه قرار نگرفته.

فکر می‌کنید چرا اینگونه شده است؟

در تولید تئاتر دو دسته افراد نقش کلیدی دارند. دسته اول مسئولین و سیاست‌گذاران و دسته دوم کارگردان‌ها‌ هستند. این دو گروه می‌بایست در برآوردهای تولید تئاتر سهم متناسبی به طراحی صحنه اختصاص دهند. متاسفانه اغلب این اتفاق نمی‌افتد و گاهی برای کاهش هزینه‌ها‌ از سر و ته طراحی صحنه می‌زنند.

این نوع نگاه و برخورد با این عنصر مهم در تئاتر چه پیامدی در پی خواهد داشت؟

باعث لطمه به عناصر دیداری تئاتر می‌شود. بعضی‌ها به دلیل بی‌اطلاعی از ریتمی که در طراحی صحنه نمود می‌یابد و می‌تواند با ریتم متن و ریتم کارگردانی ملازم شود، از این مقوله صرف نظر می‌کنند. حتی گاهی برای توجیه فقدان طراحی، استدلال‌هایی مطرح می‌کنند که جا نمی‌افتد.

به طور مشخص مصداقی هم در این زمینه می توان نام برد؟

بله، مثلا تحت تاثیر قواعد "تئاتر روایی" برشت یا "فضای خالی" پیتر بروک دکور و عناصر بصری حذف می‌شود و همه صحنه و پوشش و لباس را با پارچه‌های سیاه می‌پوشانند، اما نکته این است که هرگز نباید "وجه تماشایی" تئاتر حذف شود. در آن گونه خاص تئاتر که احجام دکوری را حذف می‌کنند اتمسفر بصری صحنه و فضاسازی را حفظ می‌کنند و از جلوه‌های نور و اشیا آکسسواری بهره می‌برند یا معماری متفاوت و ویژه‌ای برای مکان نمایشی در نظر می‌گیرند که ذاتا واجد عناصر دراماتیک است. مثلا کافی است در یک سالن مکعب مستطیلی، کنجی را برای صحنه نمایش در نظر گرفت و نقطه دید متفاوتی برای تماشاگر تعیین کرد بدون آن که هیچ دکوری باشد. در این حالت نیز طراحی صحنه انجام شده است.

این نمونه‌ها‌ در ایران چه تاثیری داشت؟

من کمتر نمونه‌ای در تئاتر خودمان می‌شناسم که در نبود و فقدان دکور نمایشی تماشایی تولید شده باشد. گاهی الگوبرداری از "تئاتر بی چیز" یا قالب "تئاتر روایی" یک تلقی غلط هم ایجاد کرده. کارگردانی در نمایش خود فقط به چند چهارپایه بسنده می‌کرد، خوب این ایرادی نداشت اما وقتی مسئولیتی در مرکز هنرهای نمایشی یافت و بودجه‌ای برای طراحی صحنه نمایشی با سبکی متفاوت با او مطرح می‌کردم مبلغی که مد نظر داشت متناسب با هزینه‌ای بود که به چهارپایه‌ها‌ی نمایشش اختصاص می‌داد. در مجموع بخشی از دلایل زیبایی‌شناسی که افراد در توجیه فقدان دکور صحنه مطرح می‌کنند از این منظر غلط است که آن را به همه گونه‌ها‌ و سبک‌ها‌ی تئاتر تعمیم می‌دهند. گاهی کسانی مقاله نوشتند و به این مطلب استناد کردند که ما در تئاتر شرق طراحی نور یا دکور نداریم که به گمان من با این توجیهات نمی‌شود پاسخی به نیازهای تئاتر حرفه‌ای امروز داد. به خاطر دارم حتی  یکی از بزرگان نمایشنامه نویسی و کارگردانی در مصاحبه‌اش گفته بود در نمایش‌ها‌ی غیرتاریخی و معاصر، طراحی آکسسوار و لباس آسان است چون به بچه‌ها‌ی گروه می‌گوییم هر کسی هر چه در خانه دارد بیاورد. این سخن نافی وجه نشانه شناسی تصویر تئاتر و آشنایی‌زدایی از اشیا مورد استفاده در صحنه است.

علاوه بر کاهش هزینه دیگر دلایل این افراد برای عدم به کاربردن طراحی مناسب چیست؟

کارگردان باید نسبت به طراحی صحنه مانند سایر عناصر متشکله تئاتر آگاهی داشته باشد و از دانش نظری و تجربه عملی در این زمینه برخوردار باشد. متاسفانه گاهی این اشراف وجود ندارد و به جای طراح صحنه سراغ دکورسازی می‌روند که ایده و ابتکار صحنه‌پردازی ندارد و فقط اجرا کننده کلیشه‌های رایج است. دری سمت راست و پنجره‌ای در سمت چپ و یک میز و چند صندلی و...  اسم آن را می‌گذارند طراحی صحنه. این تلقی بسیار ساده‌انگارانه است.

با توجه به این فرمایشات شما یک بخش مسئولین و کارگردان‌ها‌ مسئول هستند اما بخش دیگر به چه دلیل اتفاق می افتد؟

یکی از دلایل شاید این باشد که روند تحول طراحی صحنه در تئاتر ایران که از هفتاد سال پیش شکل حرفه‌ای به خود گرفته پژوهش و جمع‌بندی تاریخی نشده و کمتر مدیری می‌داند که ضرورت‌ها‌ چیست و داشته‌ها‌ کدام است و نقصان‌ها‌ کجاست. کمتر مدیری در تئاتر برآوردی از امکانات سخت افزاری و نیروهای انسانی دخیل در طراحی صحنه دارد و چون برآوردی وجود ندارد پس برنامه‌ریزی خاصی هم برای اعتلای این امر صورت نمی‌گیرد. خیلی‌ها‌ هنوز نمی‌دانند که شصت سال پیش ما چه تکنیک‌ها‌یی در ساخت و سازهای دکوری داشته ایم و امروز از فقدان چه نیروی انسانی ماهری رنج می‌بریم و چه تکنسین‌ها‌یی داشته‌ایم که از دست داده و برای آنها جایگزین تربیت نکرده‌ایم. تازه گاهی پشت پا به امکانات موجود هم زده شده. چند سال پیش مدیر نابلدی در تئاتر علاوه بر تعطیل کردن کارگاههای محدود دکورسازی و پراکنده کردن نیروها، آرشیو لباس تئاتر شهر را نیز به نابودی کشاند. بعد لباسهایی که میلیونها صرف آن شده بود و سالها جمع‌آوری کرده بودند گونی گونی از پشت بام تئاتر شهر پایین انداختند به این بهانه که به تئاتر شهرستان‌ها‌ بفرستند. کسی هم نپرسید که کدام تولید مستمر در تئاتر شهرستان‌ها‌ داریم که این لباس‌ها‌ به کارش بیاید؟ ببینید، یکی از مهمترین موضوعات در طراحی صحنه، بحث ساخت و تجهیز سالن‌ها‌ی نمایشی است، امری که در موردش با صاحب نظران طراحی صحنه مشورت نمی‌شود. هر از چند سال موضوع بازسازی تئاترشهر در بوق و کرنا می‌شود و هزینه‌ها‌ی هنگفتی هم صرف می‌کنند اما کسانی دخیل در این امر می‌شوند که تخصصی در زمینه استانداردهای ساخت تماشاخانه و تجهیزات جانبی آن ندارند. نمونه نزدیکش همین سال گذشته که یک ماه مانده به تصدی دولت جدید، یک شبه مدیری در تئاتر شهر نشاندند که شعارش بازسازی بود ولی به جای هر ضرورتی مبلمان و در و دیوار اتاق مدیریت را نونوار کرد. در حالی که همان زمان پرسنل تئاترشهر چندین ماه مطالبه معوقه داشتند. بماند آن که هزینه‌ها‌یی که این اشخاص به تئاتر تحمیل می‌کنند بسیار بیش از اینهاست و آن سلب اعتماد بین جامعه تئاتری و مسئولین است. وقتی مدیری، دلبخواه هر شش ماه یک بار به گروهی که خود در آن نقش دارد سالنی در تئاترشهر اختصاص می‌دهد یعنی دهن کجی به همه گروه‌ها‌ی صاحب‌نامی‌ که سالها پشت در به انتظار سالن نشسته‌اند... به هر حال در موضوع طراحی صحنه برنامه‌ریزی‌ها‌یی می‌بایست انجام می‌دادیم و ندادیم. به این دلیل می‌توانم بگویم در روند تکامل طراحی صحنه ما وقفه تاریخی افتاده و تجارب قابل اعتنای گذشته به دکوراتورهای امروز منتقل نشده است و هر کسی امروز کار می‌کند با ذوق و قریحه و شعور شخصی خود می‌کوشد گلیمش را از آب بکشد و ایده‌ها‌یش را اجرایی کند.

شما اشاره کردید یک بحث مسئولین هستند، یک بخش کارگردان‌ها‌. به اعتقاد من یک بخش هم دانشگاه‌ها‌ هستند که آنجا باید به طراحی صحنه پرداخته شود و از ریشه این اتفاق بیفتد و ما در عرصه طراحی صحنه حرفی برای گفتن داشته باشیم. اما من احساس می‌کنم آنجا هم چندان توجهی به این مقوله نمی‌کنند و طراحی صحنه در دانشگاه هم جایگاهی ندارد.به نظر شما چرا در فضای آکادمیک هم چندان به این مقوله توجه نمی شود؟

بله آموزش طراحی صحنه در برخی دانشگاه‌ها‌ کیفیت لازم را ندارد. گاهی این گرایش توسط کسانی تدریس می‌شود که در بهترین حالت صرفا آگاهی نظری دارند و تجربه عملی در تئاتر حرفه‌ای ندارند. همین الان که من با شما صحبت می‌کنم گرایش طراحی صحنه در دانشگاه سوره که یکی از سه دانشکده فعال تئاتری است قرار است حذف شود و دیگر در این رشته کسی در این دانشگاه تحصیل نخواهد کرد. باید پرسید که به چه دلیل چنین تصمیماتی می‌گیرند؟ در صورتی که یکی از پنج گرایش اصلی تحصیل تئاتر در دانشگاه‌ها‌، طراحی صحنه است.

اما به گفته شما دارند گرایش طراحی صحنه را حذف می‌کنند

بله متاسفانه دارد این اتفاق می‌افتد.

فکر می‌کنید در نهایت موفق شوند این گرایش را حذف کنند؟

بله، اگر با همین ذکاوت و درایت تلاش کنند حذفش می‌کنند! به اعتقاد من تا زمانی که باور نیاوریم که طراحی صحنه یکی از سه رکن مولف تئاتر است راه به جایی نخواهیم برد. این نگاه باید هم درعرصه تولید و هم در نگاه مسئولین و سیاستگذاران و هم در دانشگاه‌ها‌ نهادینه شود. وقتی می‌گویم مولف، منظورم تالیفی است که در متن نمایشنامه روی می‌دهد با تالیفی که برخاسته از تفسیر اجرایی در مرحله کارگردانی است و تالیفی که در نشانه‌شناسی عناصر بصری توسط طراحی صحنه به وجود می‌آید و هر سه آنها به رهبری کارگردان در هم  می‌آمیزند تا زمینه‌ای فراهم کنند که بازیگر در آن حضور یابد و دم زندگی بخش به نمایش بدمد.

آیا واقعا دانشکده‌ها‌ی ما توانسته اند نیروهای کارآمدی در این حوزه معرفی کنند؟

 بالاخره تعدادی طراح صحنه دانش آموخته این رشته هستند و تحصیلات آکادمیک و دانش تجربی دارند و خیلی‌ها‌ هم هستند که خیلی چیزها بلدند اما به خدمت گرفته نمی‌شوند.

آقای کامگاری تا آنجا که من می بینم معدود کسانی هم که در این رشته تحصیل می‌کنند هم در عرصه تولید چندان تمایلی به فعالیت در این رشته ندارند و به آن توجه نمی‌کنند و به سادگی از کنار طراحی صحنه عبور می‌کنند چرا آنها بیشتر مجری ایده‌ها‌ی کارگردان هستند نه طراح صحنه خلاق؟

همیشه در هر حرفه و تخصصی تعداد افراد چیره‌دست که به حرفه خود اشراف کامل دارند معدودند. من معتقدم هنوز هستند کسانی که طراحی را به درستی انجام می‌دهند و علی‌رغم معضلات و مشکلاتی که وجود دارد به کار خود عشق می‌ورزند، حالا تا کی طاقت بیاورند نمی‌دانم. دلیل آن هم نبود کارگاه و تشکیلاتی برای تبدیل ایده به اجرا است. ما همیشه داریم یک راه نرفته را طی می‌کنیم و انگار هر بار  داریم از نو چرخ را اختراع می‌کنیم. ابداع در طراحی صحنه اصل است اما برای اجرای هر ایده تازه هر بار باید دنبال سازندگان متبحر بگردیم. در بین گروه‌ها‌ی تئاتری هم گاهی تلقی‌ها‌ی نادرستی وجود دارد، گاهی باید به کارگردان‌ها‌ تفهیم کنیم همه این هزینه که صرف طراحی صحنه می شود به جیب طراح صحنه نمی‌رود بلکه دستمزد سازندگان دکور است. گاهی باید این تلقی غلط را در بازیگران اصلاح کنیم که اگر جلوه و درخششی در طراحی صحنه باشد به منزله محو شدن بازیگر و مانع دیده شدن بازی‌ها‌ نیست. چون طراحی صحنه در بهترین حالت یک عنصر بیجان است و این بازیگر است که عنصر جاندار روی صحنه است و بیش از هر عنصر دیداری دیگری دیده می‌شود.

آیا در میان کارهایی که این روزها روی صحنه می رود کاری‌ هم دیده می شود که به عنصر طراحی صحنه توجه کنند؟

بله هست. در برخی کارها و گروه‌ها‌ی جوانی که داریم از ایده طراحی صحنه در کارهایشان لذت می‌برم و دارند کار خود را به درستی انجام می‌دهند.

مثلا چه کسانی؟

مثلا طراحی صحنه نمایش "مرداب روی بام" که امسال به صحنه رفت را یکی از این آثار موفق می‌دانم. یا "به صدای زمین گوش کن" که سال پیش در مولوی به صحنه رفت یا ساخت آکسسوار در نمایش "مسخ" در تالار حافظ که به لحاظ اجرای ایده‌ها‌ی بصری بسیار خوب بود، همچنین طراحی و ساخت مبلمان در نمایش "ملکه زیبایی لی نین" که از طراحی‌ها‌ی به یاد ماندنی خواهند بود.

کارهای این افراد را از چه  لحاظ موفق می دانید؟

مثلا نمایش "مرداب روی بام" به این دلیل مورد پسند من بود که دقت به عناصر بصری صحنه باعث غفلت از سایر عناصر مفهومی و مضمونی در متن، در بازیگری و نشانه‌شناسی در کارگردانی نشد. ایده مزرعه‌ای که در آن دشنه می‌کارند و دشنه درو می‌کنند درخشان بود و مرا به یاد استعاره همیشگی خنجر و دشنه در ادبیات اسپانیایی و به خصوص "لوئیس خورخه بورخس" می‌انداخت که این ایده به خوبی هم اجرایی شده بود، یا دست‌ها‌یی که از زمین می‌رویید و شخصیت‌ها‌ را در بر می‌گرفت شعری تصویری بود که با جهان شاعرانه گارسیا لورکا و سورئالیسم او سنخیت داشت، یا آینه‌ای که در قالب یک شخصیت تجسم صحنه‌ای پیدا کرده بود و کارکرد دراماتیک و میزانسنی بسیار زیبایی یافت و همه اینها در یک پرسپکتیو دکوری چشمگیر و کاربردی. ولی بعضی تئاترها دچار غفلت می‌شوند و فقط به "شوی تکنولوژی" در طراحی صحنه می‌پردازند و از مضامین متن با سهل‌انگاری می‌گذرند که جواب نمی‌دهد. زیرا تماشاگر نمی‌آید که فقط حظ بصری ببرد بلکه می‌خواهد تئاتر، فکر و اندیشه‌ای نیز با او در میان بگذارد. از همه بیشتر تماشاگر تشنه کشف معنای زندگی و در پی ارتقای آگاهی‌ها‌ی فردی خود است و دوست دارد همدلی تئاتر را نسبت به دغدغه‌ها‌ی اجتماعی خود ببیند و خوراک فکری مناسبی از تئاتر بگیرد و با خود به خانه ببرد.

به بحث قراردادها اشاره کنیم، در خانه تئاتر قرارداد تیپ داریم که هنوز کاملا اجرایی نشده در این قسمت با چه مشکلاتی مواجه هستید؟

فکر می‌کنم یکی از مشکلات حاضر عملکرد خود خانه تئاتر است. در خود خانه تئاتر بهای لازم و درخور به ضرورت‌ها‌ی طراحی صحنه نمی‌دهند. وقتی قرار شد پرونده قرارداد تیپ را جمعبندی کنند و به مرکز انعکاس بدهند آن جایگاه متناسب با صنوف دیگر را به طراحان صحنه ندادند. کسانی باید موضوع طراحی صحنه را در خانه تئاتر نمایندگی کنند که این عنصر را باور داشته باشند.

یعنی فکر می‌کنید تمام اتفاقاتی که در خانه تئاتر می‌افتد بی نتیجه است؟

بی‌نتیجه نیست اما می‌تواند ثمربخش‌تر از این باشد. متاسفانه در تشکیلات خانه تئاتر پویایی لازم به چشم نمی‌خورد. برخی انجمن‌ها دچار رخوت شده‌اند. با حفظ شان و منزلت همکارانی که سالهاست در خانه تئاتر تلاش می‌کنند و احترامی که برای آنان قائلم، باید بگویم به دلیل نقصانی که در آیین‌نامه انجمن‌ها‌ و انتخاب هیئت مدیره وجود دارد افراد بارها و بارها در هیئت مدیره‌ها‌ تکرار می‌شوند که حرف تازه‌ای برای گفتن ندارند. مهمترین معضل خانه تئاتر این است که نمی‌تواند صفوف خود را از افراد فرصت‌طلب، که منافع شخصی خود را به منافع جمعی ترجیح می‌دهند، پالایش دهد که اینها زحمت و تلاش آدمهای سختکوشی را که بی‌چشمداشت در آنجا زحمت می‌کشند ضایع می‌کنند. مسئولیت داشتن کسانی که وجاهت لازم را ندارند باعث می‌شود بزرگان و اهل فن نیز دوری کنند و خیلی وارد این جریان نشوند. سالهاست که روند برگزاری مجامع عمومی غلط است که بعد از یک گزارش‌دهی شفاهی و گیج کننده و طولانی، ناگهان هول هولکی در چند دقیقه نامزدها معرفی می‌شوند و رای‌گیری می‌کنند. نقش بازرس در هیئت مدیره‌ها کمرنگ و صوری شده. همیشه کسانی باید نماینده باشند که حسن شهرت دارند و با زبان گویا و بیان شیواتری از قدرت تعامل بهتری با مسئولین برخوردارند. جامعه تئاتری افراد شاخص و متفکری دارد و کسانی باید وکالت این قشر را در شورای ساخت و شورای حمایت و شورای تئاترشهر و غیره برعهده بگیرند که وجاهت هنری متناسب برای نمایندگی این جامعه را داشته باشند. گاهی به راحتی می‌شود بدون جلب رضایت و اقناع جامعه تئاتری خود این افراد را تطمیع و راضی کرد. در مقاطعی احساس می‌کنم مسئولین انتظار داشته‌اند خانه تئاتر اشخاص موثقی را برای پست‌ها‌ی مدیریتی پیشنهاد بدهند اما رقابت‌های فردی مانع از آن شده که خانه تئاتر روی شخص موجهی به اتفاق نظر برسد. خانه تئاتر باید مانند هر اتحادیه صنفی جایگاه کوشندگان حرفه‌ای تئاتر باشد و نه این که به باشگاه علاقمندان تئاتر تبدیل شود. این سالها بی‌دلیل انجمن‌ها‌ی خانه تئاتر را منبسط کرده‌اند و هر کسی تجربه‌ای تفننی در تئاتر داشته را به عضویت پذیرفته‌اند. چرا دنبال وفور جمعیت هستند؟ مگر قرار است لشکرکشی کنیم؟ با احترام برای دوستانی که سال‌ها‌ی پیاپی در خانه تئاتر مسئولیت داشته‌اند معتقدم خود این افراد باید قبل از این که شان و حرمتشان در پچپچه‌ها شکسته شود داوطلبانه کنار بروند تا فضا برای نسل جوان و میانه باز شود. آنان می‌توانند مانند آقای انتظامی بزرگمنشانه تجارب خود را در اختیار نسل بعدی‌ قرار دهند.

طراحی صحنه در شهرستان‌ها‌ چه وضعیتی دارد؟

آنجا مشکلات بیشتر است. زیرا اساسا تولید تئاتر در شهرستانها شکل ناهنجاری دارد. یعنی عمدتا گروه‌ها‌ با دست خالی کار می‌کنند و بودجه مکفی ندارند. در بهترین حالت یک کمک هزینه به آنها داده می‌شود که فقط صرف ایاب و ذهاب گروه می‌شود. دستمزد حرفه‌ای وجود ندارد و به طور طبیعی برای طراحی صحنه بودجه‌ای نیست. اما علی‌رغم این گاهی با کمال تعجب شاهد کارهای فوق‌العاده‌ای در شهرستان‌ها‌ هستیم. نمی‌خواهم فقط روی بودجه تاکید کنم زیرا این سوءتفاهم دامن زده می‌شود که طراحی صحنه را فقط معادل بودجه و هزینه بگیرند. چون گاهی در برخی سبک‌ها‌ی نمایشی می‌شود با هزینه کم کارهای شگفت‌انگیز کرد.

یکی از ایراداتی که اهالی هنر می‌گیرند می گویند:" چون کارگاه دکور نداریم نمی‌توانیم طراحی صحنه را آنگونه که دوست داریم انجام بدهیم." شما هم قبول دارید که این می‌تواند مانعی بر سر راه یک طراح صحنه برای موفقیت باشد یا آن را توجیهی برای عدم توجه آنها به این مقوله می دانید؟

این را بدون شک می‌توانم بگویم یکی از مولفه‌ها‌ی یک طراح صحنه خوب این است که بتواند  سازندگان متبحری پیدا کند که ایده‌ها‌یش را به عمل تبدیل کنند. مسئله این است که یکی از رویکردهای ما در طراحی صحنه کشف مواد و متریال جدید و نوظهور است که بعد موضوع یافتن کسانی مطرح می‌شود که بلد باشند با این مواد و متریال ابتکاری کار کنند.

مورد دیگر نداشتن انبار و ساختن دکورهای یک بار مصرف و هزینه اضافی است. در این باره چه نظری دارید؟

این‌‌ مشکلی است که گروه‌ها‌ با آن مواجهند. به خصوص وقتی نمایشی در جشنواره‌ای اجرا می‌شود و بعد باید چند ماه به انتظار اجرای عمومی بماند. در این مدت زمانی بسیاری از اقلام دکوری از بین می‌رود و چون انباری وجود ندارد خیلی از قطعات دوباره ساخته و هزینه مجدد می‌شود. در گذشته مرکز هنرهای نمایشی انباری در جاده کرج داشت ولی اکنون خود گروه‌ها باید به فکر انبار کردن دکورها باشند.

اکثر طراحان صحنه می‌گویند یک زمانی که کارگاه دکور داشتیم طرح را به کارگاه می‌دادیم و دکور آماده تحویل می‌گرفتیم فکر می‌کنید اگر امروز کارگاه دکور راه‌اندازی شود این اتفاق می‌افتد؟

آن تشکیلاتی که گفتم منظورم همین کارگاه بود که کسی در راسش باشد که با تسلط فنی لازم، طرح و نقشه و ماکت را از طراح بگیرد و تخصصش این باشد که با مناسب‌ترین مواد و کمترین اتلاف هزینه آن را اجرا کند. اگر بخواهیم با الگوی اروپایی نگاه کنیم، در هر تماشاخانه یک کارگاه دکور وجود دارد و انبار هم دارند و بعد از اجرا چیزی را دور نمی‌ریزند و طراح و سازندگان می‌توانند از مواد و متریال‌ها‌ی قبلی برای کارهای آتی استفاده کنند. آن زمان که کارگاه دکور در تئاترشهر داشتیم یک دکورساز حرفه‌ای در راس کارگاه بود که به برخی طراحان تازه‌کار که دانش فنی بالایی نداشتند کمک می‌کرد. خوشبختانه من به دلیل سوابق فنی که سالها در صنعت داشته‌ام کمتر دچار مشکل شده‌ام و حتی گاهی طرف مشورت همکاران طراحم قرار می‌گیرم اما بحث دانش فنی و اجرای کار یک چالش‌ مهم طراح است. امروزه اگر طراح صحنه بر اجرای فنی کار خود اشراف نداشته باشد کارش زار است و ایده‌هایش ابتر می‌ماند.

 نسخه تعدیل شده این گفتگو ، همراه عکس ها، با دانلود پی دی اف ماهنامه در نشانی زیر قابل دسترسی است:

http://www.dramatic.ir/Default.aspx?page=17903&section=newlistItem&mid=50263&pid=90175&ln=fa

/ 0 نظر / 29 بازدید