درباره تئاتر دانشگاهی

تئاتر دانشگاهی باید توسط هنرمندان خارج از حوزه‌ی دانشگاه قضاوت شود

خبرگزاری دانشجویان ایران - تهران
سرویس: فرهنگ و هنر - تئاتر

 

به گزارش بخش تئاتر خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، این مدرس تئاتر در گفت‌وگویی مطرح کرد: در صورتی که قضاوت آثار دانشگاهی به اساتیدی خارج از این فضا سپرده شود، ملاک واقع‌بینانه برای سطح تئاتر دانشگاهی فراهم می‌آورد در ضمن باعث ایجاد ارتباط بین فضای تئاتر دانشگاهی و محیط حرفه‌ای تئاتر می‌شود و هنرمندان حرفه‌ای به شکل ملموس با تئاتر دانشجویی آشنا می‌شوند.

وی با تایید تفاوت‌های تئاتر حرفه‌ای و دانشگاهی افزود: بعضی از دوستان به عنوان استاد فقط در فضای دانشگاه فعالیت دارند و در خارج از آن محیط دیده نمی‌شوند. فضای آکادمیک با فضای تئاتر حرفه‌ای و آنچه در تئاتر رسمی کشور در جریان است تفاوت‌هایی دارد. اگر کسانی که فعالیت‌های آموزشی را بر عهده دارند و در عرصه تئاتر حرفه‌ای فعالیتی نمی‌کنند، متولی انتخاب باشند در حقیقت خودشان را ارزیانی کرده‌اند و این معیار درستی برای انتخاب آثار نیست.

وی تئاتر دانشگاهی را مقطعی از پروسه آموزش و تحول هنرمند تئاتر از مرحله کسب دانش تئاتری تا مقطع حرفه‌ای شدن عنوان کرد و گفت: اهمیت جشنواره دانشگاهی از دو سو قابل ارزیابی است. اول اینکه ببینیم آثاری که توسط دانشجویان به صحنه می‌رود به لحاظ مضمونی به چه زوایایی از تفکر و شناخت اجتماعی و محیط پیرامون توجه دارد و چقدر موضوعات معاصر را به بیان هنری عرضه می‌کند. دیگر اصل نوگرایی و جسارت و نواندیشی آن در قبال موضوعات مختلف است.

کامکاری تاکید کرد: تئاتر دانشگاهی عادت دارد که از کلیشه‌های رایج و تکرار مکررات احتراز کند و مضامین بارها گفته شده راکنار بگذارد. سراغ موضوعات بکرتر برود و لایه های زیرین یک پدیده را با بیان بدیع‌تر کشف کند.

وی کیفیت استفاده از تکنیک‌های نمایشی و بکارگیری شیوه‌های دیگر را از جمله نکاتی معرفی کرد که نمود آن در تئاتر دانشگاهی آشکار می‌شود و ادامه داد: ما با دیدن این آثار می‌توانیم ارزیابی کنیم که تئاتر دانشگاهی به در چه قالبهایی است. در عین حال فرصتی برای قضاوت کم و کیف سطح آموزش تئاتر در دانشگاه‌ها بوجود می‌آورد.

وی با نگاه مثبت به بخش پژوهش و تالیف و ترجمه در این جشنواره افزایش بخش‌های طراحی از ماسک و عروسک گرفته تا طراحی لباس را به دبیرخانه پیشنهاد داد.

انتهای پیام

لینک صفحه اصلی: http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1328492&Lang=P

 

------------------

 مصاحبه ای به مناسبت روز جهانی تئاتر

تئاتر چگونه می تواند منتقل کننده پیام های عصر خود باشد؟

 

بشر در هر برهه تاریخی به سطح مشخصی از درک و شناخت رابطه خود با جهان پیرامون دست یافته. در عصر نوین که با رنسانس یا نوزایی اروپا آغاز شده این شناخت دچار جهش شده و بعد از انقلابات صنعتی رفته رفته به اوج فرهیختگی در تبیین فلسفی، علمی و هنری جهان رسیده. این رشد که مدیون خردورزی است انتهایی ندارد و هنوز در مسیر رسیدن به کمال است. تئاتر به عنوان یک هنر پرتعامل با مردم، متناسب با رشد و گسترش مدنیت و ارتقا سطح شعور و درک آدمی قوام فنی و پیچیدگی مفهومی روزافزون یافته، اما آنچه همیشه و در طول قرون و اعصار تئاتر را زنده و ضروری نگاه داشته ذات حقیقت جوی آن است که با انعکاس بی عدالتی ها، ندای حق طلبی و آزادیخواهی مردم عصر خود را فریاد زده است.

در جهانی که بی عدالتی به اوج جباریت خود رسیده و فاصله بین ممالک متنعم و مردمان مستمند شکافی شگفت یافته، تئاتر راهی جز امعان توجه و رجوع واقع بینانه به زندگی روزمره مردم و شناخت، تحلیل جامع و بیان تمثیلی و هنری از این مهمترین چالش معاصر که هنوز همان مفهوم عدالت طلبی و آزادیخواهی است ندارد.

 تئاتر در عصر مدرنیته چگونه می تواند به بقای خود ادامه دهد و راز ماندگاری آن در چیست؟

کدام مدرنیته! اگر مدرنیته را مترادف بسط تکنولوژی بگیریم، من می گویم مدرنیته جهان را کوچک کرده است! مسافت ها را به حداقل رسانده، دسترسی را آسان کرده اما فاصله ها را نه تنها کم، بلکه افزوده. مدرنیته سفره و خوان پربرکتی به فراخور مردم همه جهان نگسترده، هنوز گرسنگی مردم می کشد. گرانقیمت ترین دستاوردهای تکنولوژیک در محفظه بمب ها بر سر مردم بخشی از کره خاک به ارمغان می ریزد! در این بخش از کره خاک اگر تئاتری باشد لاجرم ترجمان تظاهرات مردم تحت این ستم است. وقتی خود مردم درگیر جنگ بقا باشند، در گیر معیشت باشند، مهلتی برای خلق و مصرف هنر نمی ماند، هنر تفننی رونق می گیرد که اُپرایی متعلق به متمولین بی درد و دغدغه است. مردم محروم و تنگدست نیازمند تئاتر مردمی هستند. تئاتری که به آنها راه برون رفت از معضلات را بنمایاند، آینه و چراغ شان باشد. تنها این تئاتر مردمی است که "چراغ آینه" است!  تئاتری که عاری از طرح معضلات مردم است و محدود و منحصر به جلوه گری های فرم و قالب می ماند آفت تئاتر است، حتی از این هم سر راست تر بگویم؛ تئاتری که تنها تسکین بدهد خیانت است. تئاتر مردمی راه درمان را هم می نمایاند. راز ماندگاری هر هنری و از جمله تئاتر در پیوند تنگاتنگ با دغدغه ها، آلام و شادی های مردم روزگار خود است.

  جایگاه تماشاگر در تئاتر امروز کجاست؟

روی سکوها و صندلی ها، یا شاید هم ایستاده سراپا گوش و چشم! آنچه مهم است فراهم کردن زمینه خلجان و خنده تماشاگر در تئاتر است. اگر تماشاگر به برخی جلوه های مسخره زندگی شهرنشینی امروز نخندد، اگر از درد جهل و فقر و نابسامانی هایی که هنوز هست نگرید، در سالن تئاتر عواطفش تصعید نشده و پالایش نخواهد یافت و به طبع تاثیر اندیشه ورزانه تئاتر بر تماشاگرش کم خواهد بود. خطای برخی از آثاری که داعیه روشنفکری و تعمق هنری داشته اند این بوده که جدی بودن را با عبوس بودن اشتباه گرفته اند.گرچه گروهی هم از آن سوی بام افتاده و کمدی را منحصر به لودگی و هزل منحط می کنند. دل آزارترین عناصر زندگی را در تئاتر می توان نشان داد بی آن که تماشاگر را از تئاتر دلزده کرد. تئاتر رقبایی در قالب تلویزیون و سینما دارد و حال دیگر الزام و نیازی به پوشش دادن تماشاگر انبوه و عوام ندارد. تئاتر عصاره مفاهیم و ناب ترین و نوین ترین سرفصل های اندیشه و تفکر را عرضه می کند. این خوراک فرهنگی بعدها، توسط رسانه های رقیب وام گرفته شده و نسخه رقیق و تقلیل یافته آن مناسب هاضمه اذهان ساده اندیش تولید انبوه خواهد شد.

 جایگاه تکنولوژی در تئاتر امروز کجاست؟

تئاتر برای حفظ ارتباط با تماشاگر روزگار خود نیازمند بیان مفاهیم در فرم و قالب های مبتکرانه است. بخشی از این نوآوری های هنری به مدد تکنولوژی های نوظهور امکان خلق می یابد و تئاتر ناچار است به فن آوری های شنیداری و دیداری جدید، ابزارها و ادوات صحنه ای و دکوری و غیره التجا کند. اما سویه خطا در این زمینه آن است که در غفلت از مفاهیم و مضامین بدیع، صرفا بخواهیم به ابزارها و وسایل و اشیا اتکا کنیم. تئاتر بی نشان دادن انسان زنده بر صحنه دیگر تئاتر نیست، حالا هر نامی می خواهد داشته باشد.

 مشکل تئاتر ما در چیست؟

تئاتر ما بیمار است و روح و روان اهالی تئاتر را بسته به این که چقدر درگیر چم و خم های تولید تئاتر باشند کم و بیش آزرده می کند. جاه طلبی افراطی و فرصت طلبی، تظاهر کاذب و تملق، ذلت و جبن و محافظه کاری، تنگ چشمی و حسادت، ضعیف کُشی و ظلم، شایعه سازی و توهم از عوارض این بیماری خانوادگی است. اما مختصر بگویم؛ منشا مشکلات تئاتر ما در بسط نیافتن فرهنگ دموکراسی است. سعه صدر مسئولین، شکیبایی شنیدن آرای دیگران، اهمیت دادن به افکار عمومی جامعه تئاتری، بها دادن به پند هنرمندان پرپیشینه و خلاقیت جوانان مستعد و پرشور، دست گیری از تئاتری های در عزلت نشسته و مهجور، توجه به مقبولیت عمومی و تخصص و نخبه گرایی در انتصاب ها، متناسب کردن هزینه ها و منابع مالی با نیازهای روزافزون تئاتر، قانونمندی و پایبندی بر قول شفاهی و قرارداد مکتوب، همه و همه بخشی از خواسته هایی است که فقط با توسعه دموکراسی و مدنیت تحقق خواهد یافت. تا رسیدن به این کمال مطلوب ما چاره ای جز بیان خواست ها و اصرار بر موضع هنری و صنفی خویش نداریم.    

------------------------------------

 

 این نامه از سوی شخص ناشناسی به ایمیل من ارسال شده است:

با سلام و احترام
 
دومین مسابقه نمایشنامه نویسی کودک و نوجوان برگزیدگان خود را شناخت
>
جایزه نفر سوم شامل تندیس مسابقه، دیپلم افتخار به همراه جایزه نقدی یک میلیون و پانصد هزار تومانی از طرف بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس به نبی الله ابراهیمی برای نگارش نمایشنامه "دیدی گفتم شهدا زنده اند" اهدا شد.

نمایشنامه فوق که جایزه نقدی یک میلیون و پانصد هزار تومانی را ازآن خود کرده هماننمایشنامه مونولوگ " کارنامه " نوشته جناب آقای صادق فاضلی است که نویسنده جدیدنام آن را از آخرین سطر نمایشنامه "یعنی "دیدی گفتم شهدا زندن" گرفته است . ویفقط جای کلمه پیرمرد را با بچه عوض کرده است و نمایشنامه را به نام خود زده است.
 
تعجب نکنید مطلب فوق باعث شد تا واقعیتی را برای شما بگویم : نویسنده فوق نمایشنامه ای از جناب عالی را نیزبه نام خود به زده است . و به یکی از مدارس شهرستان داده است تا جهت جشنواره دانش آموزی کار کنند
.
>
نام اصلی نمایشنامه : سی اسفند سال کبیسه

 
نام جعلی و جدید بر گرفته از یکی از دیالوگ های پیر مرد نمایشنامه :آدم‌ رو بادستبند که‌ نمی‌برن‌ بهشت‌

 جالبتر است بدانید وی نمایشنامه ای از آقای بهرام صادقی مزیدی را بنام : دلو
عاقل آبادی را بنام خود چاپ کرده است نام جعلی وجدید آن : معلم آبادی است
ابدا قصد نداشتم ابروی کسی را ببرم . اما ظاهرا توی این مملکت اصلا به زحمت دیگران ارزش نمی دهند . اما ایشان شورش را در آورده . من داستان ونمایشنامه های

/ 7 نظر / 14 بازدید
محمود دهقانی

سپاس از ایمیل و ممنونم که آدرس وبلاگ را برایم نوشتی. لینک دادم که همیشه دم دست باشد و با نم دل بخوانم. به کتاب استادمان در مورد تئاتر هم لینک دادم تا دوستان پیدا کنند و بخرند. تصدقت محمود

سینا

سلام آقای کامگاری ممنون میشم به منم سر بزنید

محمود دهقانی

استاد ارجمند ناصح کامکاری با درود تنها کشوری که در جهان در آن حقوق مولف رعایت نمی شود کشور گل و بلبل ما ایران است. بدون رو در واسی دولت ها را من مقصر می شناسم. آقای خاتمی سال ها رئیس کتابخانه ی ملی ایران بوده اند و خیلی هم ادعای فیلسوفانه دارند. چرا ترتیب این حقوق بین المللی را در ایران ندادند؟!!!! در نشریه همراوی (سخن سردبیر برای شماره پنجم) در پنجره ی نظرات خاطره ای حقیقی نوشته ام اگر فرصت داشتید لطفا بخوانید www.hamravi.ir

اریان

سلام آقای کامگاری من آریان رضائی هستم در شهرستان کار تئاتر میکنم نورپرداز ، بازیگر ، مشاور کارگردان و مدیر صحنه در نمایش های مختلف بودم یک نمایشنامه ویک فیلم نامه کوتاه نوشتم وبا کارگردان های مختلفی از قبیل علیرضا اسماعیلی، کمال نوجوان ،وریا شاکری ،کاوان فتحی امیر زارع زاده کار کردم و میکنم بیست سالمه ودارم دوره ی یکساله فیلم سازی رو تمام میکنم و یک دوره ی بازیگری را گزراندم و در کارگاه های نمایشنامه نویسی آقای حمید رضا نعیمی و استاد حنیفی حضور داشتم هرکدام دوره های فشرده ی سه وچهار روزه. از نمایشنامه سی اسفند سال کبیسه شما خیلی خوشم اومده تا حالا نزدیک به ده بار این نمایشنامه رو خوندم . چند سوال از شما دارم که ممنون میشم اگه جواب بدین 1. به نظر شما هنرمند حرفه ای به چه کسی گفته میشود؟ 2. من میخوام نمایشنامه ی زمستان66 را اینجا و در شهرهای همسایه اجرا کنم نظر شما چیه؟ 3. یک توصیه برای من که کار تئاتر میکنم: 4. یک توصیه برای زندگی: خدانگهدار

حقیر ناچیز

به نام آنكه دانا و ستار است و رحيم با سلام واحترام به سيد بزرگوار(سيد صادق فاضلي) نوشته شما ( نامه ای افشاگرانه از یک ناشناس ) وانتشار آن را در دنياي اينترنت مشاهده كردم . هرچند در پي آبروي از دست رفته نيستم كه با اين عمل آگاهانه شما و شايدم مقرضانه بعضي ديگر به اين سادگي هم شايد ممكن نباشد ،اما از صميم قلب آرزومندم كه به آبروي جدتان و بانوبي زهرا(س) در دنيا وآخرت آبرومند باقي بمانيد. من درپي پاسخگويي به ادعاي هاي شما ويا رد يا صحت آنچه كه مطرح كرده ايد نمي باشم ، (جهت جلوگيري از اطاله كلام) . اما راجع به نمايشنامه «كارنامه» جناب عالي،حقير نيز منكر انديشه و تفكر شبانه شما نمي شوم واز اينكه نمايشنامه را براي مسابقه ارسال كرده و در شخصيت هاي آن تغييري ايجاد نمودم وپس ازبازنويسي هرچند بخاطر شرايط جشنواره واينكه ويژه كودك ونوجوان بوده اما اين اشتباه را ( به گفته شما سرقت ودزدي!!! )كه سهوامرتكب شده ام مي پذيرم كه ننوشتم براساس نمايشنامه كارنامه اثر سيد صادق فاضلي . بهر صورت حقيردرمقابل شما استاد كه قسمت اين بود اينگونه بيشتربشناسمتون سر تعظيم فرود مي آورم واز اينكه توانسته ام بعد از 10سال اين اثر

غزاله صانعی

سلام اقای کامکاری امیدوارم حالتون خوب باشه بنده ی حقیر یک مطلب در باره ی خودکشی نوشتم و در موردش دارم از دیگر دوستان سوال میکنم و در حقیقت میخوام بدونم چند نفر با مطلب من موافقن خیلی دوست داشتم شما هم بخونیدش و نظرتونو بگین . میدونم شاید زیاد قشنگ نباشه اما نظرتون برام خیلی مهمه امیدوارم افتخار دهید و متنمو بخوانید خیلی ممنون