جدایی شکننده سیمین از نادر

این مطلب در شماره ویژه نوروز مجله فیلم منتشر شده است و اکنون نسخه کامل آن در وبلاگ قرار می گیرد. ن.ک

 

            جدایی شکننده سیمین از نادر                

بررسی مفاهیم استعاری فیلمنامه به بهانه نامزدی بهترین فیلمنامه اسکار

 

 بی شک فیلمنامه جدایی نادر از سیمین از ارزش های ساختاری و زیبایی شناسایی درخوری برخوردار است که آن را شایسته نامزدی اسکار کرده است. اما ارزشمندترین ویژگی آن، درگیری هوشمندانه با چالش های فکری و دغدغه های فرهنگی زمانه مخاطب و بازتاب رخدادهای روز جامعه در قالب یک داستان عاطفی است. از این رو مخاطب آن را بسیار باورپذیر می یابد و شخصیت ها و وقایع آن ما به ازای ایرانی ملموس دارند و به دلیل همین پاسخگویی صریح به عواطف و آلام مخاطبین بومی، به آینه ای تبدیل می شود که کنجکاوی مخاطبان بین المللی سینما را نیز نسبت به مردمان شگفت انگیز این جغرافیای غریب با تمدن کهن وپیشینه غنی فرهنگی ارضا می کند. مردمی که در آینه رسانه های غربی، اغلب چهره ای مخدوش و گاه معوج و البته آلوده به اغراض سیاسی از آنان تصویر شده است. هدف از یادداشت حاضر، بیان همه ظرایف و زوایای  سزاوار توجه فیلم نیست و فقط  کوشیده شده با رمزگشایی از وجوه استعاری فیلمنامه، دلایلی که آن را به وقایع روز جامعه و زمانه پیوند می زند کشف کند.

فیلمنامه جدایی نادر از سیمین در ظاهر با ساختار داستانی ساده که رفته رفته غامض و پیچیده می شود، پایبندی عملی شخصیت نادر به صداقت را در چالش با واقعیت زندگی روزمره به قضاوت می نشیند. اما در پس این روایت ساده و خطی، که باور به ارزش های اخلاق دینی، دستمایه گره افکنی و کشمکش و بحران داستان می شود، به شکلی استعاری شخصیت هایی از طیف های مختلف جامعه معاصر شهری ایران تصویر شده و تعارضات سیاسی نه چندان بنیادی اما منجر به انشقاق و جدایی آنها آشکار می شود.

 از این منظر، نادر نماینده قشر متوسط و مرفه و پایبند به هنجارهای حکومت است که در خانه پدری سکونت دارد و خود را مدیون نسل بنیانگذار می داند و حاضر به انکار پدر و مهاجرت نیست و می کوشد نسل آینده را نیز با اصول موجود بارآورد.

اما سیمین شرایط موجود حاکم را دیگر برنمی تابد و اهمیتی به "پدربزرگی" که حافظه از دست داده نمی دهد. او نماینده جناحی از جامعه است که از ساختار حکومتی موجود بریده و از آنجا که مثل نادر سنتی نیست- آموزگار زبان خارجی است- به راحتی مادر بر جا و میهن در چمدان نهاده و قصد جلای وطن دارد.

در این میان سرگشتگی دختر آنها، نسل جدید حقیقت جو در دوراهی انتخاب بین این دو دیدگاه و معلق در تصمیم نمایان می شود که قادر به تشخیص و ترجیح یکی بر دیگری نیست.

از سوی دیگر و با همین رویکرد استعاری، زوج کارگر نیازمند، نماینده اقشار آسیب پذیر جامعه هستند که آتش جدال دو جناح نادر و سیمین گریبانگیر آنها شده و به خانواده شان لطمه زده است. امتیاز فیلمنامه جدایی نادر از سیمین نسبت به دیگر آثار درخور توجه فرهادی مانند "چهارشنبه سوری" و "درباره الی" در آن است که این بار قشر نیازمند و فقیر اجتماع به بهانه پایبندی به پیوند عاطفی، خوشبخت و خرسند تصویر نمی شوند و موضع فیلمنامه دیگر تفاخر به فقر نیست. اکنون در جدایی نادر از سیمین فیلمنامه طرحی واقع بینانه و پاسخی شرافتمندانه به معضلات معیشتی اقشار فرودست می دهد. از این زاویه، تعارض طبقاتی بین قشر نیازمند با قشر توانگر به شکلی نمادین در اولین تصویری که کفاش بیکار از نادر کارمند بانک با بسته پولی در دست می بیند شایان توجه است. نادری که بهای لجاجت و عدم انعطاف و سازش ناپذیری با سیمین آشتی طلب را در نزول شان و مرتبه خود در چشم نسل جدید می پردازد، سمینی که می کوشد تعارض بین دو طبقه فقیر و غنی را با مسالمت ماستمالی کند. عدم مدارا و تساهل نادر در نهایت، نه نسل جدید را با او همراه می کند و نه در فقدان پدر، می تواند سیمین را به عنوان نماینده قشر روشنفکر حفظ کند.

اما دیوار حایل بین نادر و سیمین نیز جنبه استعاری دارد. در سکانس اول قاضی دادگاه حاضر به صدور حکم جدایی نیست زیرا تعارض آن دو را جدی نمی داند. از این رو، دیوار بین این دو شخصیت نمادین، دیواری شیشه ای است و این تصویر استعاری در اکثر نماهای طراحی شده فیلم تجلی خلاقانه ای یافته و گویای آن است که جدایی این دو جناح می تواند شکننده باشد و هنوز امکان مصالحه و آشتی دو جناح صاحب نفوذ بر خانواده برقرار است.

می توان گفت  فیلمنامه جدایی نادر از سیمین اگر چه نقطه اشتراکی با چهارشنبه سوری و درباره الی مانند تقبیح طبقه متوسط و تحصیلکرده شهرنشین دارد که چون صحنه پایانی درباره الی ماشینش به گل نشسته - که اتفاقا همین قشر مخاطبین اصلی فیلم هستند- اما با حفظ لحن دینی آثار اولیه فیلمساز مانند "شهرزیبا"، این بار از شعارزدگی دوری کرده و رویکردی اجتماعی تر و منصفانه دارد و آموزه های اخلاق دینی را در چالش با سازوکارهای طبیعی جامعه نیمه مدرن، زیر ذره بین جامعه شناسی هنری قرار می دهد. درنتیجه گیری نهایی می توان چنین ارزیابی کرد که همان گونه که برهه های ملتهب تاریخی و تحولات و وقایع اجتماعی منشا فکری خلق آثار هنری ماندگاری چون "گوئرنیکای" پیکاسو یا "خوشه های خشم" جان اشتاین بک، یا "همسایه ها"ی احمد محمود بوده، "جدایی نادر از سیمین" نیز نمونه یک تجلی هنری منبعث از وقایع اجتماعی و سیاسی سه سال اخیر ایران است.    

                                                                             ناصح کامگاری

/ 0 نظر / 22 بازدید