گفتگوی منتشر شده در هفته نامه سیروان

 این گفتگوی من با آقای شیروان یاری در شماره 789 هفته نامه سیروان شنبه چهارده تیرماه نود و سه منتشر شده است

 

پرونده یک دهه فعالیت جشنواره تئاتر کردی سقز باهمت فعالان تئاتری بسته شد وامروز در آستانه آغاز دهه دوم این هنر ناب انسانی هستیم اگر بخواهیم متون نمایشی ، فنون کارگردانی ، بازیگری وتکنیک های طراحی صحنه ، لباس ، نور ،موسیقی وحتی بروشوررا در فرایند 10سال برگزاری این جشنواره آسیب شناسی کنیم تا چه میزان این جشنواره توانسته است درراستای اهداف اصلی که در روزهای نخستین در اساسنامه ای منتشر شد حرکت کند؟

هنوز پس از ده سال، مهمترین هدف جشنواره تئاتر کردی اثبات لزوم تولید تئاتر متکی بر فرهنگ بومی در مناطق کردنشین است، ضرورتی که  گاهی با پاسخ مناسب مسئولین و گاهی با سکوتی سترون مواجه شده. اگر پس از افت و خیزهای متعدد هنوز نامی از تئاتر کردی هست و از یک دهه برپایی جشنواره تئاتر کردی سخن به میان می‌آید به همت و غیرت همان فعالان پرشور تئاتر در استان کردستان، و به ویژه در شهر سقز است که گاهی با دست خالی چراغ این صحنه را فروزان نگاه داشته‌اند. در ارزیابی سطح فنی تئاترها باید گفت که  کار نیکو کردن از پُر کردن است! هر چه تئاتر کُردی بیشتر استمرار یابد نقاط قوتش در تعامل با تماشاگر جلوه و جلال بیشتری یافته و از فرصت ارتقا کیفی بیشتری برخوردار خواهد شد. مسلم است گروه‌هایی که دلسرد نشده‌ و در کوران این سالها اجراهای متعددی داشته‌اند تجربه درخوری اندوخته و در قواعد تکنیکی تئاتر اعم از نویسندگی، کارگردانی، بازیگری و طراحی پخته‌تر عمل می‌کنند. جوانتر‌ها هم گاهی با ذوق و قریحه غریزی آثار قابل تاملی عرضه می‌کنند. در حال حاضر متناسب با سرمایه‌ای که صرف شده بازده قابل قبول است اما هنوز تا کمال و ایده‌آل فاصله زیادی وجود دارد که بخشی از نقصان‌ها ناشی از نبود آموزش است که با تدارک دوره‌های هنری در قالب کارگاه‌های تخصصی و کلاس‌های دانشگاهی می‌تواند برطرف شود.

یکی از کارکردهای این جشنواره افزون برتعامل ودیالوگ هنرمندان نمایش ازاقصی نقاط ایران ومناطق کردنشین جهان فروزان کردن چراغ تئاتر کردی با مولفه وشاخص های تئاتر کردی است به نظر شما در یک دهه گذشته این رسالت مهم محقق شده است؟

 بسنده کردن به چند روز جشنواره سالیانه خودفریبی است، تازه جشنواره باید برآیند تولید مستمر تئاتر در سرتاسر سال باشد و زبده و گزیده این آثار به جشنواره راه یابند. ارتباط با مناطق کردنشین همجوار نیز دائمی و هدفمند نبوده و تصمیمی است که در سطح سیاست‌های کلان باید مورد توجه قرار گیرد. شکی نیست که تبادلات فرهنگی و هنری امری پسندیده است و انگیزه فعالین تئاتر کُردی را دوچندان می‌کند. این روزها در شهر سلیمانیه نمایش ایرانی "خشکسالی و دروغ" با ترجمه کُردی روی صحنه رفته و با استقبال مواجه شده است. این نشان می‌دهد مخاطبین بالفعلی در آن سوی مرز گوشه چشمی به دیدن آثار ایرانی دارند. باید از این ظرفیت حداکثر استفاده را برد. فعالیت فرهنگی تفننی و دمدمی ثمری ندارد. مسئولین استان باید از اداره کل هنرهای نمایشی وزارت ارشاد در تهران بخواهند ردیف بودجه قطعی و تقویم مشخصی برای برپایی جشنواره تئاتر کردی در نظر بگیرد و زمینه حضور گروه‌های تئاتر کردی از اقصا نقاط را بررسی کند. سقز می‌تواند قطب و محور یک جشنواره بین‌المللی تئاتر کردی شود.

 

استاد با توجه به تجربه وحضور اندیشمند شما در داوری آثار نمایشی جشنواره کردی سقز مهمترین ضعف های ساختاری این جشنواره چیست؟ 5- به نظر شما جشنواره تئاتر کردی در این 10 سال دارای هویت تئاتر کردی شده است ویا صرفا متون نمایشی با زبان کردی برروی صحنه رفته است؟

 

برخی نمایش‌ها محدود به اجرا به زبان کردی شده‌اند و اگر همان تئاتر به زبان فارسی یا ترکی به صحنه برود مغایرتی مفهومی نخواهد داشت. به نظر می‌رسد بذر هویت‌بخشی به فرهنگ تئاتر کردی را در جایی بیرون از سالن‌های تئاتر باید کاشت. یعنی جامعه باید به یک سطحی از مدنیت و روحیه پذیرش و مدارا رسیده باشد تا اجازه و رخصت دهد در سالن تئاتر چالش‌های فکری و اجتماعی به صحنه آید، حتی اگر مورد توافق عامه جامعه نباشد. می‌توان ضمن حفظ ضوابط و با اشرافی که هنرمندان به رعایت خطوط قرمز دارند و همچنین پرهیز از ممیزی‌های سلیقه‌ای و ممانعت‌های بی‌دلیل اداری، آئینه‌ تئاتر را مقابل تماشاگر بومی گرفت تا هم به سجایای نیکوی فرهنگ کُرد ببالد و هم آن را از چنبره تعصبات کوته‌فکرانه برهاند و پالایش دهد. تئاتر سوژه‌هایش را از جامعه می‌‌گیرد اما هنر که قرار نیست دنباله‌رو عوام باشد، تئاتر هنری امروز، قرن‌ها از هزل و هجو "کمدی‌ فارس" یونانی فاصله دارد و پرچمدار اخلاق شریف و پیشتاز اندیشه است و مردم را به خردورزی می‌خواند و از باورهای خرافی و آداب منحط برحذر می‌دارد. رابطه بین صحنه تئاتر با تماشاگر بده و بستان حسی و فکری است و تزکیه نفس یا "کاتارسیس" ناشی از دیدن نمایش، هنوز هم می‌تواند بیننده را مجذوب و مفتون این هنر کند. اما ارتباط کلامی به زبان کردی کافی نیست، اگر دغدغه‌ها و چالش‌های معاصر بیننده کُرد تئاتر، که در بافت فرهنگی این قوم و منطقه ریشه دارد، کشف و با زبان تئاتر بازنمایی شود ارتباط اثر با مخاطب نیز عمیق‌تر خواهد بود. هسته معنا و محرک اولیه هر گروه تئاتری، نمایشنامه است و نویسنده می‌داند که یک پای تئاتر روی صخره ادبیات است. این می‌تواند هم پایگاهی برای صعود و هم پرتگاهی برای سقوط نمایش باشد. بستگی دارد که چقدر هوشمندانه ادبیات غنایی و تغزلی را تبدیل به ادبیات نمایشی و تصویری کرد و به باروری مفاهیم نمایش مدد رساند یا صحنه را به تریبون دکلمه‌های کسل‌کننده کلامی و شنیداری تنزل داد.

در پایان می خواهم از فرصت مغتنم گفتگو با روزنامه سیروان استفاده و ساز دیگری کوک کنم. روی سخنم حالا با هنرمندان تئاتر و مخاطبین نیست زیرا این دو رکن تولید تئاتر قبراق و حاضر به یراق، آماده خلق لحظات ناب اندیشه و تاختن توسن احساسند، آن چه خلا و کمبودش مایه افسوس است درک استراتژیک و "حضور در صحنه" مدیران و مسئولین پا در رکاب است! درک استراتژیک و راهبردی یعنی این که مجریان و سیاستگذاران دریابند که تئاتر کُردی را می‌توان به گاوآهن بست و زمین شخم زد و ایده‌های نوین کشاورزی و دامپروری را در روستاها نهادینه کرد! تئاتر را می‌توان پای دوربین مرزبانی گمارد و حریم و امنیت مُلک را تقویت کرد! تئاتر را می‌توان سر چهارراه نشاند و چراغ "فرهنگ رانندگی" را سبز کرد! تئاتر را می‌توان نوشداروی بیماری‌های مسری شهرنشینی از قبیل اعتیاد و الکلیسم کرد یا هیمه اجاق خانه‌ها کرد که گرمابخش نهاد خانواده باشد تا کاسبی دادگاههای قهر و طلاق کساد شود! تئاتر را می‌توان تخته‌سیاه کرد و درس‌های نانوشته حفظ محیط زیست بر آن نگاشت و اصالت را به طبیعت بازگرداند، تئاتر را می‌توان عروسک‌گردان مهدها ساخت و کودک تیزهوش تربیت کرد تا بعدها دانشجوی نخبه‌ باشد، تئاتر را می‌توان دستمایه بلاغت کرد و به جای بَنرهای بدترکیب و پرهزینه در کارزارهای انتخاباتی به کار گرفت، تئاتر را می توان چراغ رواق و رونق‌بخش محله‌های سنتی و مجتمع‌های مسکونی سیمانی کرد تا ملال ناشی از سوتفاهم‌های همسایگی مرتفع شود و مروت و رافت رواج یابد و در جایی که تئاتر حتی نان بر سفره تئاتری‌ها نمی‌گذارد با همین هنر تئاتر می‌توان زندگی را به کام مردم شیرین‌تر کرد تا آب خوش از گلوی ملت پایین برود.

/ 0 نظر / 31 بازدید