درام و داستان به روایت ناصح کامگاری
صفحات وبلاگ
نویسنده: ناصح کامگاری - ۱٤ دی ۱۳٩۳

این یادداشت من در تاریخ سیزدهم دی ماه روزنامه شرق منتشر شده است:

نگاهی به کارنامه تئاتر در دولت تدبیر و امید 

در دومین‌ سال سکانداری دولت روحانی، تلاطم مدیریت در دریای طوفانی تئاتر همچنان برپاست و هنوز تجلی تدبیری و بارقه امیدی، پای دست‌اندرکاران تئاتر را به ساحل امن و مستحکمی نگشوده است.


امروز در شرایطی مدیریت تئاتر دچار دگرگونی مجدد می‌شود که پس از صدارت وزیر تازه ارشاد، مدیرکل تئاتر کشور با تعللی چندماهه منصوب شد که عمده مشکل نیز ناشی از همین «انتصاب» بود زیرا جدا از خسران ناشی از آن تعلل چندماهه، بالاخره کسی بر مسند نشانده شد که مسبوق‌به‌سابقه‌ای در تئاتر و مستظهر به شناخت متقابل نسبت به جامعه تئاتر و حمایت و پشتگرمی قاطبه اهالی آن نبود، گرچه وجاهت شخصیتی و نیت خدمت خیری در ضمیر داشت.

در آسیب‌شناسی دلایل ناکارآمدی مدیریت تئاتر در سال آغازین دولت روحانی، نمی‌توان به خسرانی اشاره نکرد که آن تعلل چندماهه به آن دامن زد و موجب شد که همچنان عنان اختیار در چنگ مدیر ناگهانی و یک‌شبه رونمایی‌شده دولت سابق در تئاترشهر بماند، به‌گونه‌ای که جریان تولید را در این مرکز نمادین و محوری تئاتر نه‌تنها برای سال گذشته، بلکه حتی برای چندماه آغاز سال‌٩٣ رقم زد و با اشراف به این رانت اطلاعاتی که به‌زودی بسیاری از سالن‌ها به بهانه بازسازی تعطیل خواهند شد، با ذکاوتی فرصت‌طلبانه به گروهی که خود در آن نقش داشت، برای چهارمین‌بار در طول دوسال پیاپی نوبت اجرا داد و برای ساکت‌کردن هر ندای معترضی‌، به معاون اجرایی و مدیر روابط‌عمومی و گروه منسوب به معاون مالی تئاترشهر نیز فرصت اجرا اختصاص یافت. به این ترتیب مولودی به دامان مدیر جدید نهادند که حتی پس از برکناری مدیر احمدی‌نژادی تئاترشهر، اداره کل هنرهای نمایشی موظف به تیمارش بود و این برای مدیرکل تازه‌ای که داعیه قطع دست رانت‌خواران از بودجه محدود تئاتر داشت‌ گران تمام ‌شد. او در مواجهه با این خاصه‌خرجی سکوت کرد و توجهی به ناخشنودی اهالی تئاتر نکرد، در حالی که می‌بایست با واکنشی بدیهی، مدیران و کارمندان اداره‌کل و سالن‌های تابعه را از دست‌اندازی به نوبت‌های اجرا برحذر می‌داشت و حداقل آنها را در دوره مسوولیت، از استفاده از رانت حضورشان در پست‌های اداری برای قبضه‌کردن نوبت اجرا در سالن‌ها که مترادف با فساد اداری و بهره‌گیری از امکانات و منابع ارگان تابعه به‌نفع خود و منسوبان است باز‌می‌داشت.

برای مراعات جانب انصاف باید اشاره کرد که مدیرکل جدید تئاتر و گروه مشاورانش، که البته آنان نیز چندان صبغه مشعشعی در تئاتر نداشتند، کارگزار دو رهنمود و توصیه راهبردی بودند، ابتدا از برخی بزرگان و هنرمندان سالخورده تئاتر که شایبه دگراندیشی نداشتند دلجویی و تقدیر کنند و دوم آنکه در خلأ ناشی از دست‌رد‌زدن به سینه نسل میانسال هنرمندان مستقل تئاتر که پس از دولت اصلاحات و فضای فرهنگی منبعث از آن در عرصه تئاتر بالیده و نامدار شده و دیگر لازم نیست میداندار باشند! نسل تازه‌ای از جوانان مستعد که برخی حتی از دانشکده‌های تئاتر فارغ‌التحصیل نشده بودند به سالن‌های حرفه‌ای دعوت شوند و زمینه رشد آنها فراهم شود. این دو رهنمود اجرا شد و جواب داد و هم نسل جوان و هم نسل کهنسال را از مدیریت تئاتر خشنود کرد اما اقلیتی از هنرمندان مستقل، نسل میانه را که نفوذی در سلسله‌مراتب اداری و انبانی برای سرمایه‌گذاری شخصی در تئاتر نداشتند خانه‌نشین کرد.

خسران دیگری که به سیاستگذاری کلی در عرصه فرهنگ و هنر و از جمله تئاتر بازمی‌گردد و صرفنظر از آنکه چه‌کسی پشت میز مدیرکلی بنشیند، در را بر همان پاشنه خواهد ‌چرخاند، رجحان آثار پرفروش و گیشه‌پسند بر آثار فرهیخته اما با مخاطب نخبه است.

مدیرکل محترم تئاتر، بی‌پرده و غش و با شفافیت تمام اذعان می‌کرد که حتی اگر فلانی مهمل می‌نویسد و به صحنه می‌برد همین که سالن را از تماشاگر پر می‌کند موجه است! ! این معنایی جز ‌بها‌ندادن به آثار زبده و فرهیخته نداشت و شاید همین دیدگاه موجب شد که جریان مسلط تئاتر در دوسال اخیر نیز، بسان سال‌های گذشته، همچنان هنر فرمالیستی و مفرح مناسب مخاطبان مرفه در نقطه مقابل تئاتر با مضامین اجتماعی مناسب عموم باشد. این ضرورت را گرچه تنگنای منابع مالی دولت در عرصه تئاتر ایجاب می‌کند اما با مدیریتی «مدبر و امیدبخش» می‌توان اقتصاد تئاتر را با تکیه بر استقبال مخاطبان به تماشای آثار ارزنده و با شأنیت فرهنگی دعوت کرد تا نیازی به «سیرک و آتراکسیون» و کمدی‌های هزل و هجو و «شوی تکنولوژی» نباشد که گاه به نام تئاتر در سالن‌های‌ بخش دولتی، که مِلک طلق هیچ مدیری نیست و به عموم تعلق دارد، به صحنه می‌رود. متاسفانه استنباط غلط از «اقتصاد خودبسنده تئاتر» منجر به آن شده که هدف از سرمایه‌گذاری هنری، بازده مالی و سودآوری آنی باشد و نه بازده فرهنگی و درازمدت. همه‌چیز در معادله سود‌و‌زیان و اقتصاد بازار خلاصه شده و اعتبار هنرمندان نه با فرهیختگی آثار آنان بلکه با پولسازبودن «پیس و کستینگ» آنها ارزیابی می‌شود. این استنباط غلط از «مدیریت در شرایط کمبود منابع» در اوضاع بحرانی کاهش یارانه دولتی برای تولید آثار هنری، یعنی یارانه‌ای که حتی در کشورهای کاپیتالیستی برای تولیدات فرهنگی پرداخت می‌شود، منجر به باز‌گذاشتن دست «زرنگ‌ها» و زراندوزان برای ارایه کپی تقلبی از نمایش‌های خارجی شده که به ترویج و تحکیم سلیقه سطحی و نازل اقلیتی از اقشار خاص انجامیده است؛ عارضه‌ای که در طول سال‌های اخیر عرصه را بر تئاتر مردمی تفکربرانگیز و اجتماعی تنگ کرده و کارگردانان را واداشته از بازیگران مجرب تئاتر صرفنظر و به چهره‌های عامه‌پسند اتکا کنند و نویسندگان تئاتر را نیز گرفتار گرداب نگارش آثار انبوه و کم‌محتوا و عاری از قالب‌های خلاقانه کرده است.

اکنون یک‌سال‌ونیم پس از روی‌کارآمدن روحانی، جامعه تئاتری چاره‌ای ندارد جز آنکه همچنان پرچم امید بر کشتی دلشکسته تئاتر را در اهتزاز نگه دارد تا دولت داعیه‌دار تدبیر و امید، مدیری لایق و با‌مهارت و تخصص روی عرشه بفرستد زیرا بنا‌بر عرف رایج عزل‌و‌نصب‌ها در سال‌های سابق، دیگر انتظار نمی‌رود کسی چندان از سلوک و تواضع و خویشتنداری برخوردار باشد که از پذیرش منصبی که شایستگی‌اش را ندارد استنکاف ورزد.          ناصح کامگاری

متن پی دی اف صفحه روزنامه در لینک زیر قابل دسترسی است:

http://www.sharghdaily.ir/1393/10/13/main/pdf/13931013-2201-14-27.pdf

 

کدهای اضافی کاربر :




===بیوگرافی===

nasehkamgari@Gmail.com


 
برای دسترسی به دیگر آثار ناصح کامگاری روی نام آن کلیک کنید


نمایشنامه:سی اسفند سال کبیسه

نمایشنامه:پیش از حضور یلدا

نمایشنامه:سر به ازای سرنیزه

نمایشنامه:در فراق فرهاد

پی دی اف نمایشنامه:در فراق فرهاد

نمایشنامه:شیری که می غرید

داستان:گراز

نمایشنامه:نخل و کوسه

نمایشنامه:ماهی با قلاب گریخته

نمایشنامه:مرغ باغ هپروت

نمایشنامه:منظومه مور بی ملکه

داستان:نامه ای خاکستری به دستت می رسد

داستان:فواره و باد

داستان:چهار اتفاق که طی چهار روز برای کودکی چهارساله افتاد

 

نقل مطالب با قید نام نویسنده و لینک وبلاگ مجاز است

 

 

 
اخبار مرتبط


نقدی بر نمایشنامه نخل و کوسه

کامکاری:اعتلای تئاتر و نوآوری در آن نيازمند اعتماد دو جانبه هنرمندان و مسئولان است

کامکاری با "سی اسفند سال کبیسه" به صحنه می آید

"سی اسفند سال کبیسه" در انتظار سالن

درباره اجرای آنجا که ماهی ها سنگ می شوند

عکسهای منظومه مور بی ملکه

هنرمند واقعى از جايى سفارش قبول نمى كند

گفتگو با کارگردان جولیوس سزار

مصاحبه با سایت ایران تئاتر

نامزدهای جشن کانون ملی منتقدان

كامكاری در انتظار فراخوان شوراي انتخاب آثار تئاتر شهر

نگاهى به «منظومه مور بى ملكه» از روزنامه ایران

نمایشنامه خوانی سی اسفند سال كبيسه در خانه هنرمندان

ارزشهای تئاتر براي برخی از مسوولان ناشناخته است

انتقاد نمايشنامه نويسان از وضعيت تئاتر

گفتگو با روزنامه ایران

به بهانه نمایشنامه خوانی اثری از نصرت نویدی

عمده ی خلاقیت کاری خود را پشت درهای بسته سپری کردم!‏

ناصح کامکاری منظومه مور بی ملکه را منتشر می کند

نقد همبستگی بر منظومه مور بی ملکه

عکسهای نمایش منظومه مور بی ملکه

درترجمه، همه چيز ترجمه مى‌شود جز زيبايى نهفته در زبان

شوراي انتخاب آثار تئاتر شهر بر روش مديران قبلي صحه نگذارند‏

نقدی بر منظومه مور بی ملکه‏

گوشه نشینان آلتونا اثر ژان پل سارتر در سالن چهارسو

نگاهی به منظومه مور بی ملکه از سایت روز

نقد رسالت بر گوشه نشینان آلتونا

گزارش نخستین مسابقه نمایشنامه نویسی

اميد چنداني به پذيرش پيشنهاداتم ندارم

متون خارجي اولويت تئاتر شهر شده است

گفتگو با روزنامه تهران امروز

کامکاری با "30 اسفند سال کبیسه" به صحنه می‌آید

style="TEXT-DECORATION: none" href="http://www.bbc.co.uk/persian/worldnews/story/2007/11/071118_wkf-wmj-davinchi.

اقتصاد تئاتر از نگاه هنرمندان

 

        


 


 
مطالب جالب هنری و اجتماعی

  

فواره و باد در سایت خوابگرد

انیمیشنی زیبا از برونو بوزتو

زیبا شناسی لحظه در آثار محمد یعقوبی

كامكاري: جشنواره مقطعي از پروسه تحصيلي تئاتر دانشگاهي است

یک جمله درباره تئاتر

 

 

 

مسئولیت مطالب سایت های ارائه شده به عهده نویسندگان آن است و ارائه لینک لزوما به معنای تایید کامل محتوای آنها نیست