درام و داستان به روایت ناصح کامگاری
صفحات وبلاگ
نویسنده: ناصح کامگاری - ٢۱ آذر ۱۳۸٧

 

چرا تلویزیون در انعکاس مناسب وقایع مربوط به ساختمان تئاتر شهر کم التفات است؟ چند ماه پیش که ساختمانی در سعادت آباد فرو ریخت، بخش های مختلف خبر، واقعه را بازتاب دادند و متعاقب آن، مراتب به طور مبسوط از ارگان های مرتبطی مانند سازمان نظام مهندسی و شهرداری منطقه مورد پرسش قرار گرفت و از نمایندگان آنها در میزگردهای شبکه های مختلف، مکرر و مفصل دعوت به عمل آمد...

 و

 

  عاشقان مغبون در مناقصه تئاتر

 دو یادداشت منتشر شده در روزنامه فرهنگ آشتی

در صفحه یادداشت های مطبوعاتی در ستون مقابل قابل دسترسی است:

http://iraniandrama.persianblog.ir/page/41

----------------------------------------------------------

به یاد احمد آقالو

 یادداشت منتشر شده ای در روزنامه بانی فیلم

پرده بسته می شود. تماشاگران آماده برخاستن می شوند اما ناگاه از لای شکاف مخمل کهربایی مرد لاغر اندامی ظاهر می شود و با صدایی رسا و نافذ از مردم می خواهد بمانند و هنرنمایی او را نیز نظاره کنند. نفس ها حبس می شود و مرد استخوانی با صلابت و اقتدار مونولوگ بلندی را موثر و گیرا ادا می کند و تماشاگران را مبهوت تسلط و توانایی استتیک خود می کند. این احمد آقالوست، بیست سال پیش  در صحنه ای از نمایش "ازدواج آقای می سی سی پی" در سالن اصلی تئاتر شهر. این گونه یک  چهره در لحظاتی چند چنان سلولهای خاکستری مخاطبین تئاتر را تسخیر می کند که خاطره سیمای سبزه او در ضمیرها ثبت می شود زیرا که هنرمند با انگیزش و افشردن انبوهی از انرژی در مداومت ماه ها تمرین و ممارست، این هسته اندیشه و تراکم احساس را در اندک آنی از صحنه آزاد می کند تا تاثیر نغز خود را در نهانی ترین و چغرترین زاویه ذهن بیننده حک کند و تئاتر و مفاهیمش را تا مغز استخوان او رسوخ دهد، همان جا که شاید بعدها تراکم سلول های سرطانی خالق آن لحظه های ناب را مقهور رمز ناشناختگی وجود و راز آفرینش و خوشه چینی اش کند و تو هرگز از یاد نبری چگونه در فیلمی کم فروغ صحنه ای یکه و درخشان جاودانه می شود که در گودی یک استخر مملو از نخاله، همان مرد سیه چرده سیما با گویش خراسانی خلجان روحی را در تسلسل سخنانی از هم گسیخته و عصیانی انعکاس می دهد و با آمد و شدی آونگ وار عصاره نقش را به مذاق بیننده چه خوش می چشاند. این هم احمد آقالوست. یا آن جوانک کوسه که جلوی صحنه چندک می زند و دستار چرکتاب بر چهره استخوانی خویش می کشد و با لهجه افغانی غرولند کنان هول و هراس سیطره حکومت طالبانی را در بخارات تخدیری افیون چو شوکران می نوشد. این هم احمد آقالوست در نمایش خروس. همان احمد آقالو که سالهای آخر کمتر بر صحنه تئاتر می دیدی، از بیماری بود؟ یا آزرده دلی از مناسبات نابرابر؟

باری، شبی به دیدار منظومه مور بی ملکه ما آمد. یکی از شخصیت ها را در اپیزود دوم نقش خوانی کرده بود که صدای دلنشینش هر شب پخش می شد.  در "رورانس" او را به حضور در مقابل تشویق تماشاگران خواندم. با اکراه و تواضع پیش آمد و با قامت شکننده و رنجور سر خم کرد. هنرنمایی اش را ستودم و آرزو کردم روح لطیفش سلامت جسم باز یابد که باز صحنه از سعادت هنرنمایی اش برخوردار شود. بسیار فروتنانه و با شکسته نفسی خود را کوچک همه دوستان و هنرمندان خواند و چند بار تکرار کرد ما کسی نیستیم، ما کسی نیستیم... اما او کسی بود، بزرگ کسوتی داشت اما افتاده و درویش، شریف و اغلب معترض در برابر تبعیض. خصلتی نادر که بی شک گوهر وجود هر هنرمند شرافتمندی چون اوست./

                چاپ شده در بانی فیلم چهارشنبه شش آذر ٨٧

نویسنده: ناصح کامگاری - ٥ آذر ۱۳۸٧

 ... حال که فزون از صد و پنجاه سال از فعالیت پیشگامان نمایش در ایران می گذرد از اسمال بزاز به عنوان هنرمندی نام آور یاد می شود که تاکنون تاریخ نمایش روحوضی به خود دیده است...

و

اشاره ای به نمایشنامه اسکندر مقدونی در ایران نوشته علی صابر رضایی

و

گوهرهای نامکشوف صدف تئاتر

 

متن کامل این یادداشت های منتشر شده در روزنامه فرهنگ آشتی در صفحه یادداشت های مطبوعاتی در ستون مقابل قابل دسترسی است:

http://iraniandrama.persianblog.ir/page/41

 

---------------------

 این هم از سفر احمد آقالو

به یاد صدای دلنشینش در نقش مامور اجرای حکم در مرغ باغ هپروت ( اپیزود دوم منظومه مور بی ملکه):

         تار و بی پود روید

         سبزه تُنک بر خشت پوک ویرانسرا

        کس نپرسد غمین و دلمرده

        تب دار و سیه چرده سیما چرایی گلبرگم چرا؟

 

  

کدهای اضافی کاربر :




===بیوگرافی===

nasehkamgari@Gmail.com


 
برای دسترسی به دیگر آثار ناصح کامگاری روی نام آن کلیک کنید


نمایشنامه:سی اسفند سال کبیسه

نمایشنامه:پیش از حضور یلدا

نمایشنامه:سر به ازای سرنیزه

نمایشنامه:در فراق فرهاد

پی دی اف نمایشنامه:در فراق فرهاد

نمایشنامه:شیری که می غرید

داستان:گراز

نمایشنامه:نخل و کوسه

نمایشنامه:ماهی با قلاب گریخته

نمایشنامه:مرغ باغ هپروت

نمایشنامه:منظومه مور بی ملکه

داستان:نامه ای خاکستری به دستت می رسد

داستان:فواره و باد

داستان:چهار اتفاق که طی چهار روز برای کودکی چهارساله افتاد

 

نقل مطالب با قید نام نویسنده و لینک وبلاگ مجاز است

 

 

 
اخبار مرتبط


نقدی بر نمایشنامه نخل و کوسه

کامکاری:اعتلای تئاتر و نوآوری در آن نيازمند اعتماد دو جانبه هنرمندان و مسئولان است

کامکاری با "سی اسفند سال کبیسه" به صحنه می آید

"سی اسفند سال کبیسه" در انتظار سالن

درباره اجرای آنجا که ماهی ها سنگ می شوند

عکسهای منظومه مور بی ملکه

هنرمند واقعى از جايى سفارش قبول نمى كند

گفتگو با کارگردان جولیوس سزار

مصاحبه با سایت ایران تئاتر

نامزدهای جشن کانون ملی منتقدان

كامكاری در انتظار فراخوان شوراي انتخاب آثار تئاتر شهر

نگاهى به «منظومه مور بى ملكه» از روزنامه ایران

نمایشنامه خوانی سی اسفند سال كبيسه در خانه هنرمندان

ارزشهای تئاتر براي برخی از مسوولان ناشناخته است

انتقاد نمايشنامه نويسان از وضعيت تئاتر

گفتگو با روزنامه ایران

به بهانه نمایشنامه خوانی اثری از نصرت نویدی

عمده ی خلاقیت کاری خود را پشت درهای بسته سپری کردم!‏

ناصح کامکاری منظومه مور بی ملکه را منتشر می کند

نقد همبستگی بر منظومه مور بی ملکه

عکسهای نمایش منظومه مور بی ملکه

درترجمه، همه چيز ترجمه مى‌شود جز زيبايى نهفته در زبان

شوراي انتخاب آثار تئاتر شهر بر روش مديران قبلي صحه نگذارند‏

نقدی بر منظومه مور بی ملکه‏

گوشه نشینان آلتونا اثر ژان پل سارتر در سالن چهارسو

نگاهی به منظومه مور بی ملکه از سایت روز

نقد رسالت بر گوشه نشینان آلتونا

گزارش نخستین مسابقه نمایشنامه نویسی

اميد چنداني به پذيرش پيشنهاداتم ندارم

متون خارجي اولويت تئاتر شهر شده است

گفتگو با روزنامه تهران امروز

کامکاری با "30 اسفند سال کبیسه" به صحنه می‌آید

style="TEXT-DECORATION: none" href="http://www.bbc.co.uk/persian/worldnews/story/2007/11/071118_wkf-wmj-davinchi.

اقتصاد تئاتر از نگاه هنرمندان

 

        


 


 
مطالب جالب هنری و اجتماعی

  

فواره و باد در سایت خوابگرد

انیمیشنی زیبا از برونو بوزتو

زیبا شناسی لحظه در آثار محمد یعقوبی

كامكاري: جشنواره مقطعي از پروسه تحصيلي تئاتر دانشگاهي است

یک جمله درباره تئاتر

 

 

 

مسئولیت مطالب سایت های ارائه شده به عهده نویسندگان آن است و ارائه لینک لزوما به معنای تایید کامل محتوای آنها نیست