درام و داستان به روایت ناصح کامگاری
صفحات وبلاگ
نویسنده: ناصح کامگاری - ٢۱ امرداد ۱۳٩٤
نویسنده: ناصح کامگاری - ٥ فروردین ۱۳٩٤

صفحه من در اینستاگرام فرصتی است برای به اشتراک گذاشتن تصاویر. برای دسترسی به این صفحه نام مرا به انگلیسی در اینستاگرام جستجو کنید: nasehkamgari

نویسنده: ناصح کامگاری - ٩ اسفند ۱۳٩۳

نسخه انگلیسی داستان من به نام  "قاصدک و حباب" در کتاب : "You say Light , I think Shodow"  در سوئد در ژانویه 2015 منتشر شد. سایت اصلی کتاب به نشانی زیر

http://www.artandtheory.org/pub/page/YouSayLight.asp

و نسخه فارسی داستان در صفحه جداگانه ای در همین وبلاگ قابل دسترسی است:

http://iraniandrama.persianblog.ir/page/60

 

 

 

 

نویسنده: ناصح کامگاری - ۱٤ دی ۱۳٩۳

این یادداشت من در تاریخ سیزدهم دی ماه روزنامه شرق منتشر شده است:

نگاهی به کارنامه تئاتر در دولت تدبیر و امید 

در دومین‌ سال سکانداری دولت روحانی، تلاطم مدیریت در دریای طوفانی تئاتر همچنان برپاست و هنوز تجلی تدبیری و بارقه امیدی، پای دست‌اندرکاران تئاتر را به ساحل امن و مستحکمی نگشوده است.


امروز در شرایطی مدیریت تئاتر دچار دگرگونی مجدد می‌شود که پس از صدارت وزیر تازه ارشاد، مدیرکل تئاتر کشور با تعللی چندماهه منصوب شد که عمده مشکل نیز ناشی از همین «انتصاب» بود زیرا جدا از خسران ناشی از آن تعلل چندماهه، بالاخره کسی بر مسند نشانده شد که مسبوق‌به‌سابقه‌ای در تئاتر و مستظهر به شناخت متقابل نسبت به جامعه تئاتر و حمایت و پشتگرمی قاطبه اهالی آن نبود، گرچه وجاهت شخصیتی و نیت خدمت خیری در ضمیر داشت.

در آسیب‌شناسی دلایل ناکارآمدی مدیریت تئاتر در سال آغازین دولت روحانی، نمی‌توان به خسرانی اشاره نکرد که آن تعلل چندماهه به آن دامن زد و موجب شد که همچنان عنان اختیار در چنگ مدیر ناگهانی و یک‌شبه رونمایی‌شده دولت سابق در تئاترشهر بماند، به‌گونه‌ای که جریان تولید را در این مرکز نمادین و محوری تئاتر نه‌تنها برای سال گذشته، بلکه حتی برای چندماه آغاز سال‌٩٣ رقم زد و با اشراف به این رانت اطلاعاتی که به‌زودی بسیاری از سالن‌ها به بهانه بازسازی تعطیل خواهند شد، با ذکاوتی فرصت‌طلبانه به گروهی که خود در آن نقش داشت، برای چهارمین‌بار در طول دوسال پیاپی نوبت اجرا داد و برای ساکت‌کردن هر ندای معترضی‌، به معاون اجرایی و مدیر روابط‌عمومی و گروه منسوب به معاون مالی تئاترشهر نیز فرصت اجرا اختصاص یافت. به این ترتیب مولودی به دامان مدیر جدید نهادند که حتی پس از برکناری مدیر احمدی‌نژادی تئاترشهر، اداره کل هنرهای نمایشی موظف به تیمارش بود و این برای مدیرکل تازه‌ای که داعیه قطع دست رانت‌خواران از بودجه محدود تئاتر داشت‌ گران تمام ‌شد. او در مواجهه با این خاصه‌خرجی سکوت کرد و توجهی به ناخشنودی اهالی تئاتر نکرد، در حالی که می‌بایست با واکنشی بدیهی، مدیران و کارمندان اداره‌کل و سالن‌های تابعه را از دست‌اندازی به نوبت‌های اجرا برحذر می‌داشت و حداقل آنها را در دوره مسوولیت، از استفاده از رانت حضورشان در پست‌های اداری برای قبضه‌کردن نوبت اجرا در سالن‌ها که مترادف با فساد اداری و بهره‌گیری از امکانات و منابع ارگان تابعه به‌نفع خود و منسوبان است باز‌می‌داشت.

برای مراعات جانب انصاف باید اشاره کرد که مدیرکل جدید تئاتر و گروه مشاورانش، که البته آنان نیز چندان صبغه مشعشعی در تئاتر نداشتند، کارگزار دو رهنمود و توصیه راهبردی بودند، ابتدا از برخی بزرگان و هنرمندان سالخورده تئاتر که شایبه دگراندیشی نداشتند دلجویی و تقدیر کنند و دوم آنکه در خلأ ناشی از دست‌رد‌زدن به سینه نسل میانسال هنرمندان مستقل تئاتر که پس از دولت اصلاحات و فضای فرهنگی منبعث از آن در عرصه تئاتر بالیده و نامدار شده و دیگر لازم نیست میداندار باشند! نسل تازه‌ای از جوانان مستعد که برخی حتی از دانشکده‌های تئاتر فارغ‌التحصیل نشده بودند به سالن‌های حرفه‌ای دعوت شوند و زمینه رشد آنها فراهم شود. این دو رهنمود اجرا شد و جواب داد و هم نسل جوان و هم نسل کهنسال را از مدیریت تئاتر خشنود کرد اما اقلیتی از هنرمندان مستقل، نسل میانه را که نفوذی در سلسله‌مراتب اداری و انبانی برای سرمایه‌گذاری شخصی در تئاتر نداشتند خانه‌نشین کرد.

خسران دیگری که به سیاستگذاری کلی در عرصه فرهنگ و هنر و از جمله تئاتر بازمی‌گردد و صرفنظر از آنکه چه‌کسی پشت میز مدیرکلی بنشیند، در را بر همان پاشنه خواهد ‌چرخاند، رجحان آثار پرفروش و گیشه‌پسند بر آثار فرهیخته اما با مخاطب نخبه است.

مدیرکل محترم تئاتر، بی‌پرده و غش و با شفافیت تمام اذعان می‌کرد که حتی اگر فلانی مهمل می‌نویسد و به صحنه می‌برد همین که سالن را از تماشاگر پر می‌کند موجه است! ! این معنایی جز ‌بها‌ندادن به آثار زبده و فرهیخته نداشت و شاید همین دیدگاه موجب شد که جریان مسلط تئاتر در دوسال اخیر نیز، بسان سال‌های گذشته، همچنان هنر فرمالیستی و مفرح مناسب مخاطبان مرفه در نقطه مقابل تئاتر با مضامین اجتماعی مناسب عموم باشد. این ضرورت را گرچه تنگنای منابع مالی دولت در عرصه تئاتر ایجاب می‌کند اما با مدیریتی «مدبر و امیدبخش» می‌توان اقتصاد تئاتر را با تکیه بر استقبال مخاطبان به تماشای آثار ارزنده و با شأنیت فرهنگی دعوت کرد تا نیازی به «سیرک و آتراکسیون» و کمدی‌های هزل و هجو و «شوی تکنولوژی» نباشد که گاه به نام تئاتر در سالن‌های‌ بخش دولتی، که مِلک طلق هیچ مدیری نیست و به عموم تعلق دارد، به صحنه می‌رود. متاسفانه استنباط غلط از «اقتصاد خودبسنده تئاتر» منجر به آن شده که هدف از سرمایه‌گذاری هنری، بازده مالی و سودآوری آنی باشد و نه بازده فرهنگی و درازمدت. همه‌چیز در معادله سود‌و‌زیان و اقتصاد بازار خلاصه شده و اعتبار هنرمندان نه با فرهیختگی آثار آنان بلکه با پولسازبودن «پیس و کستینگ» آنها ارزیابی می‌شود. این استنباط غلط از «مدیریت در شرایط کمبود منابع» در اوضاع بحرانی کاهش یارانه دولتی برای تولید آثار هنری، یعنی یارانه‌ای که حتی در کشورهای کاپیتالیستی برای تولیدات فرهنگی پرداخت می‌شود، منجر به باز‌گذاشتن دست «زرنگ‌ها» و زراندوزان برای ارایه کپی تقلبی از نمایش‌های خارجی شده که به ترویج و تحکیم سلیقه سطحی و نازل اقلیتی از اقشار خاص انجامیده است؛ عارضه‌ای که در طول سال‌های اخیر عرصه را بر تئاتر مردمی تفکربرانگیز و اجتماعی تنگ کرده و کارگردانان را واداشته از بازیگران مجرب تئاتر صرفنظر و به چهره‌های عامه‌پسند اتکا کنند و نویسندگان تئاتر را نیز گرفتار گرداب نگارش آثار انبوه و کم‌محتوا و عاری از قالب‌های خلاقانه کرده است.

اکنون یک‌سال‌ونیم پس از روی‌کارآمدن روحانی، جامعه تئاتری چاره‌ای ندارد جز آنکه همچنان پرچم امید بر کشتی دلشکسته تئاتر را در اهتزاز نگه دارد تا دولت داعیه‌دار تدبیر و امید، مدیری لایق و با‌مهارت و تخصص روی عرشه بفرستد زیرا بنا‌بر عرف رایج عزل‌و‌نصب‌ها در سال‌های سابق، دیگر انتظار نمی‌رود کسی چندان از سلوک و تواضع و خویشتنداری برخوردار باشد که از پذیرش منصبی که شایستگی‌اش را ندارد استنکاف ورزد.          ناصح کامگاری

متن پی دی اف صفحه روزنامه در لینک زیر قابل دسترسی است:

http://www.sharghdaily.ir/1393/10/13/main/pdf/13931013-2201-14-27.pdf

 

نویسنده: ناصح کامگاری - ۱٠ آبان ۱۳٩۳

رویدادی یکه در خطه باختر

جشنواره بین‌المللی تئاتر خیابانی مریوان رویدادی یکه در خطه باختر است، در جوار آئینه آسمان‌نما و زنگاری "زریبار"، آن دریاچه زخمی، در سایه‌سار ارتفاعات بلوط پوش و از یاد رفته اورامانات دوردست، در مهد مهربان مردم پستک پوش و پینه به دست کُرد، آنجا که با ضرباهنگ دف و نغمه "دیوان" و آواز اهورایی "هوره" پرتو نوجوی خورشید از ستیغ کوهستان فرتوت روز می‌آغازد تا باز در این پاییز هزاررنگ شاهد آفرینشگری کوشندگان فرهیخته هنر نمایش باشد... 

برگزاری این مهرگان امیدبخش بر شما میزبانان سخی‌دست و شما مهمانان خجسته‌پی مبارک باد! 
ناصح کامگاری 
نویسنده، طراح و کارگردان تئاتر 
تهران، مهرگان نود و سه
 

متن این پیام در سایت رسمی جشنواره به نشانی زیر قابل دسترسی است:

http://mariwanfestival.com/Article.aspx?id=256

نویسنده: ناصح کامگاری - ٢۳ مهر ۱۳٩۳

این گفتگو در شماره بیست و یک ماهنامه صحنه ماه،تیرماه نود و سه منتشر شده است

گفتگو  کننده مرجان سمندری

متاسفانه این روزها خیلی به طراحی صحنه بها داده نمی‌شود آن را به رسمیت نمی‌شناسند چرا این اتفاق افتاده است؟

ما نمی‌توانیم در این مورد حکم قطعی و کلی صادر کنیم فقط می‌توانیم بگوییم که در بخشی از تولیدات تئاتر به مقوله طراحی صحنه اهمیت بسزا و درخوری نمی‌دهند، در معدودی از اجراها هم به آن بها می‌دهند اما در عرصه عام تئاتر معاصر هنوز آن چنان که باید و شاید جایگاه و ارزش طراحی صحنه کشف نشده و مورد توجه قرار نگرفته.

فکر می‌کنید چرا اینگونه شده است؟

در تولید تئاتر دو دسته افراد نقش کلیدی دارند. دسته اول مسئولین و سیاست‌گذاران و دسته دوم کارگردان‌ها‌ هستند. این دو گروه می‌بایست در برآوردهای تولید تئاتر سهم متناسبی به طراحی صحنه اختصاص دهند. متاسفانه اغلب این اتفاق نمی‌افتد و گاهی برای کاهش هزینه‌ها‌ از سر و ته طراحی صحنه می‌زنند.

این نوع نگاه و برخورد با این عنصر مهم در تئاتر چه پیامدی در پی خواهد داشت؟

باعث لطمه به عناصر دیداری تئاتر می‌شود. بعضی‌ها به دلیل بی‌اطلاعی از ریتمی که در طراحی صحنه نمود می‌یابد و می‌تواند با ریتم متن و ریتم کارگردانی ملازم شود، از این مقوله صرف نظر می‌کنند. حتی گاهی برای توجیه فقدان طراحی، استدلال‌هایی مطرح می‌کنند که جا نمی‌افتد.

به طور مشخص مصداقی هم در این زمینه می توان نام برد؟

بله، مثلا تحت تاثیر قواعد "تئاتر روایی" برشت یا "فضای خالی" پیتر بروک دکور و عناصر بصری حذف می‌شود و همه صحنه و پوشش و لباس را با پارچه‌های سیاه می‌پوشانند، اما نکته این است که هرگز نباید "وجه تماشایی" تئاتر حذف شود. در آن گونه خاص تئاتر که احجام دکوری را حذف می‌کنند اتمسفر بصری صحنه و فضاسازی را حفظ می‌کنند و از جلوه‌های نور و اشیا آکسسواری بهره می‌برند یا معماری متفاوت و ویژه‌ای برای مکان نمایشی در نظر می‌گیرند که ذاتا واجد عناصر دراماتیک است. مثلا کافی است در یک سالن مکعب مستطیلی، کنجی را برای صحنه نمایش در نظر گرفت و نقطه دید متفاوتی برای تماشاگر تعیین کرد بدون آن که هیچ دکوری باشد. در این حالت نیز طراحی صحنه انجام شده است.

این نمونه‌ها‌ در ایران چه تاثیری داشت؟

من کمتر نمونه‌ای در تئاتر خودمان می‌شناسم که در نبود و فقدان دکور نمایشی تماشایی تولید شده باشد. گاهی الگوبرداری از "تئاتر بی چیز" یا قالب "تئاتر روایی" یک تلقی غلط هم ایجاد کرده. کارگردانی در نمایش خود فقط به چند چهارپایه بسنده می‌کرد، خوب این ایرادی نداشت اما وقتی مسئولیتی در مرکز هنرهای نمایشی یافت و بودجه‌ای برای طراحی صحنه نمایشی با سبکی متفاوت با او مطرح می‌کردم مبلغی که مد نظر داشت متناسب با هزینه‌ای بود که به چهارپایه‌ها‌ی نمایشش اختصاص می‌داد. در مجموع بخشی از دلایل زیبایی‌شناسی که افراد در توجیه فقدان دکور صحنه مطرح می‌کنند از این منظر غلط است که آن را به همه گونه‌ها‌ و سبک‌ها‌ی تئاتر تعمیم می‌دهند. گاهی کسانی مقاله نوشتند و به این مطلب استناد کردند که ما در تئاتر شرق طراحی نور یا دکور نداریم که به گمان من با این توجیهات نمی‌شود پاسخی به نیازهای تئاتر حرفه‌ای امروز داد. به خاطر دارم حتی  یکی از بزرگان نمایشنامه نویسی و کارگردانی در مصاحبه‌اش گفته بود در نمایش‌ها‌ی غیرتاریخی و معاصر، طراحی آکسسوار و لباس آسان است چون به بچه‌ها‌ی گروه می‌گوییم هر کسی هر چه در خانه دارد بیاورد. این سخن نافی وجه نشانه شناسی تصویر تئاتر و آشنایی‌زدایی از اشیا مورد استفاده در صحنه است.

علاوه بر کاهش هزینه دیگر دلایل این افراد برای عدم به کاربردن طراحی مناسب چیست؟

کارگردان باید نسبت به طراحی صحنه مانند سایر عناصر متشکله تئاتر آگاهی داشته باشد و از دانش نظری و تجربه عملی در این زمینه برخوردار باشد. متاسفانه گاهی این اشراف وجود ندارد و به جای طراح صحنه سراغ دکورسازی می‌روند که ایده و ابتکار صحنه‌پردازی ندارد و فقط اجرا کننده کلیشه‌های رایج است. دری سمت راست و پنجره‌ای در سمت چپ و یک میز و چند صندلی و...  اسم آن را می‌گذارند طراحی صحنه. این تلقی بسیار ساده‌انگارانه است.

با توجه به این فرمایشات شما یک بخش مسئولین و کارگردان‌ها‌ مسئول هستند اما بخش دیگر به چه دلیل اتفاق می افتد؟

یکی از دلایل شاید این باشد که روند تحول طراحی صحنه در تئاتر ایران که از هفتاد سال پیش شکل حرفه‌ای به خود گرفته پژوهش و جمع‌بندی تاریخی نشده و کمتر مدیری می‌داند که ضرورت‌ها‌ چیست و داشته‌ها‌ کدام است و نقصان‌ها‌ کجاست. کمتر مدیری در تئاتر برآوردی از امکانات سخت افزاری و نیروهای انسانی دخیل در طراحی صحنه دارد و چون برآوردی وجود ندارد پس برنامه‌ریزی خاصی هم برای اعتلای این امر صورت نمی‌گیرد. خیلی‌ها‌ هنوز نمی‌دانند که شصت سال پیش ما چه تکنیک‌ها‌یی در ساخت و سازهای دکوری داشته ایم و امروز از فقدان چه نیروی انسانی ماهری رنج می‌بریم و چه تکنسین‌ها‌یی داشته‌ایم که از دست داده و برای آنها جایگزین تربیت نکرده‌ایم. تازه گاهی پشت پا به امکانات موجود هم زده شده. چند سال پیش مدیر نابلدی در تئاتر علاوه بر تعطیل کردن کارگاههای محدود دکورسازی و پراکنده کردن نیروها، آرشیو لباس تئاتر شهر را نیز به نابودی کشاند. بعد لباسهایی که میلیونها صرف آن شده بود و سالها جمع‌آوری کرده بودند گونی گونی از پشت بام تئاتر شهر پایین انداختند به این بهانه که به تئاتر شهرستان‌ها‌ بفرستند. کسی هم نپرسید که کدام تولید مستمر در تئاتر شهرستان‌ها‌ داریم که این لباس‌ها‌ به کارش بیاید؟ ببینید، یکی از مهمترین موضوعات در طراحی صحنه، بحث ساخت و تجهیز سالن‌ها‌ی نمایشی است، امری که در موردش با صاحب نظران طراحی صحنه مشورت نمی‌شود. هر از چند سال موضوع بازسازی تئاترشهر در بوق و کرنا می‌شود و هزینه‌ها‌ی هنگفتی هم صرف می‌کنند اما کسانی دخیل در این امر می‌شوند که تخصصی در زمینه استانداردهای ساخت تماشاخانه و تجهیزات جانبی آن ندارند. نمونه نزدیکش همین سال گذشته که یک ماه مانده به تصدی دولت جدید، یک شبه مدیری در تئاتر شهر نشاندند که شعارش بازسازی بود ولی به جای هر ضرورتی مبلمان و در و دیوار اتاق مدیریت را نونوار کرد. در حالی که همان زمان پرسنل تئاترشهر چندین ماه مطالبه معوقه داشتند. بماند آن که هزینه‌ها‌یی که این اشخاص به تئاتر تحمیل می‌کنند بسیار بیش از اینهاست و آن سلب اعتماد بین جامعه تئاتری و مسئولین است. وقتی مدیری، دلبخواه هر شش ماه یک بار به گروهی که خود در آن نقش دارد سالنی در تئاترشهر اختصاص می‌دهد یعنی دهن کجی به همه گروه‌ها‌ی صاحب‌نامی‌ که سالها پشت در به انتظار سالن نشسته‌اند... به هر حال در موضوع طراحی صحنه برنامه‌ریزی‌ها‌یی می‌بایست انجام می‌دادیم و ندادیم. به این دلیل می‌توانم بگویم در روند تکامل طراحی صحنه ما وقفه تاریخی افتاده و تجارب قابل اعتنای گذشته به دکوراتورهای امروز منتقل نشده است و هر کسی امروز کار می‌کند با ذوق و قریحه و شعور شخصی خود می‌کوشد گلیمش را از آب بکشد و ایده‌ها‌یش را اجرایی کند.

شما اشاره کردید یک بحث مسئولین هستند، یک بخش کارگردان‌ها‌. به اعتقاد من یک بخش هم دانشگاه‌ها‌ هستند که آنجا باید به طراحی صحنه پرداخته شود و از ریشه این اتفاق بیفتد و ما در عرصه طراحی صحنه حرفی برای گفتن داشته باشیم. اما من احساس می‌کنم آنجا هم چندان توجهی به این مقوله نمی‌کنند و طراحی صحنه در دانشگاه هم جایگاهی ندارد.به نظر شما چرا در فضای آکادمیک هم چندان به این مقوله توجه نمی شود؟

بله آموزش طراحی صحنه در برخی دانشگاه‌ها‌ کیفیت لازم را ندارد. گاهی این گرایش توسط کسانی تدریس می‌شود که در بهترین حالت صرفا آگاهی نظری دارند و تجربه عملی در تئاتر حرفه‌ای ندارند. همین الان که من با شما صحبت می‌کنم گرایش طراحی صحنه در دانشگاه سوره که یکی از سه دانشکده فعال تئاتری است قرار است حذف شود و دیگر در این رشته کسی در این دانشگاه تحصیل نخواهد کرد. باید پرسید که به چه دلیل چنین تصمیماتی می‌گیرند؟ در صورتی که یکی از پنج گرایش اصلی تحصیل تئاتر در دانشگاه‌ها‌، طراحی صحنه است.

اما به گفته شما دارند گرایش طراحی صحنه را حذف می‌کنند

بله متاسفانه دارد این اتفاق می‌افتد.

فکر می‌کنید در نهایت موفق شوند این گرایش را حذف کنند؟

بله، اگر با همین ذکاوت و درایت تلاش کنند حذفش می‌کنند! به اعتقاد من تا زمانی که باور نیاوریم که طراحی صحنه یکی از سه رکن مولف تئاتر است راه به جایی نخواهیم برد. این نگاه باید هم درعرصه تولید و هم در نگاه مسئولین و سیاستگذاران و هم در دانشگاه‌ها‌ نهادینه شود. وقتی می‌گویم مولف، منظورم تالیفی است که در متن نمایشنامه روی می‌دهد با تالیفی که برخاسته از تفسیر اجرایی در مرحله کارگردانی است و تالیفی که در نشانه‌شناسی عناصر بصری توسط طراحی صحنه به وجود می‌آید و هر سه آنها به رهبری کارگردان در هم  می‌آمیزند تا زمینه‌ای فراهم کنند که بازیگر در آن حضور یابد و دم زندگی بخش به نمایش بدمد.

آیا واقعا دانشکده‌ها‌ی ما توانسته اند نیروهای کارآمدی در این حوزه معرفی کنند؟

 بالاخره تعدادی طراح صحنه دانش آموخته این رشته هستند و تحصیلات آکادمیک و دانش تجربی دارند و خیلی‌ها‌ هم هستند که خیلی چیزها بلدند اما به خدمت گرفته نمی‌شوند.

آقای کامگاری تا آنجا که من می بینم معدود کسانی هم که در این رشته تحصیل می‌کنند هم در عرصه تولید چندان تمایلی به فعالیت در این رشته ندارند و به آن توجه نمی‌کنند و به سادگی از کنار طراحی صحنه عبور می‌کنند چرا آنها بیشتر مجری ایده‌ها‌ی کارگردان هستند نه طراح صحنه خلاق؟

همیشه در هر حرفه و تخصصی تعداد افراد چیره‌دست که به حرفه خود اشراف کامل دارند معدودند. من معتقدم هنوز هستند کسانی که طراحی را به درستی انجام می‌دهند و علی‌رغم معضلات و مشکلاتی که وجود دارد به کار خود عشق می‌ورزند، حالا تا کی طاقت بیاورند نمی‌دانم. دلیل آن هم نبود کارگاه و تشکیلاتی برای تبدیل ایده به اجرا است. ما همیشه داریم یک راه نرفته را طی می‌کنیم و انگار هر بار  داریم از نو چرخ را اختراع می‌کنیم. ابداع در طراحی صحنه اصل است اما برای اجرای هر ایده تازه هر بار باید دنبال سازندگان متبحر بگردیم. در بین گروه‌ها‌ی تئاتری هم گاهی تلقی‌ها‌ی نادرستی وجود دارد، گاهی باید به کارگردان‌ها‌ تفهیم کنیم همه این هزینه که صرف طراحی صحنه می شود به جیب طراح صحنه نمی‌رود بلکه دستمزد سازندگان دکور است. گاهی باید این تلقی غلط را در بازیگران اصلاح کنیم که اگر جلوه و درخششی در طراحی صحنه باشد به منزله محو شدن بازیگر و مانع دیده شدن بازی‌ها‌ نیست. چون طراحی صحنه در بهترین حالت یک عنصر بیجان است و این بازیگر است که عنصر جاندار روی صحنه است و بیش از هر عنصر دیداری دیگری دیده می‌شود.

آیا در میان کارهایی که این روزها روی صحنه می رود کاری‌ هم دیده می شود که به عنصر طراحی صحنه توجه کنند؟

بله هست. در برخی کارها و گروه‌ها‌ی جوانی که داریم از ایده طراحی صحنه در کارهایشان لذت می‌برم و دارند کار خود را به درستی انجام می‌دهند.

مثلا چه کسانی؟

مثلا طراحی صحنه نمایش "مرداب روی بام" که امسال به صحنه رفت را یکی از این آثار موفق می‌دانم. یا "به صدای زمین گوش کن" که سال پیش در مولوی به صحنه رفت یا ساخت آکسسوار در نمایش "مسخ" در تالار حافظ که به لحاظ اجرای ایده‌ها‌ی بصری بسیار خوب بود، همچنین طراحی و ساخت مبلمان در نمایش "ملکه زیبایی لی نین" که از طراحی‌ها‌ی به یاد ماندنی خواهند بود.

کارهای این افراد را از چه  لحاظ موفق می دانید؟

مثلا نمایش "مرداب روی بام" به این دلیل مورد پسند من بود که دقت به عناصر بصری صحنه باعث غفلت از سایر عناصر مفهومی و مضمونی در متن، در بازیگری و نشانه‌شناسی در کارگردانی نشد. ایده مزرعه‌ای که در آن دشنه می‌کارند و دشنه درو می‌کنند درخشان بود و مرا به یاد استعاره همیشگی خنجر و دشنه در ادبیات اسپانیایی و به خصوص "لوئیس خورخه بورخس" می‌انداخت که این ایده به خوبی هم اجرایی شده بود، یا دست‌ها‌یی که از زمین می‌رویید و شخصیت‌ها‌ را در بر می‌گرفت شعری تصویری بود که با جهان شاعرانه گارسیا لورکا و سورئالیسم او سنخیت داشت، یا آینه‌ای که در قالب یک شخصیت تجسم صحنه‌ای پیدا کرده بود و کارکرد دراماتیک و میزانسنی بسیار زیبایی یافت و همه اینها در یک پرسپکتیو دکوری چشمگیر و کاربردی. ولی بعضی تئاترها دچار غفلت می‌شوند و فقط به "شوی تکنولوژی" در طراحی صحنه می‌پردازند و از مضامین متن با سهل‌انگاری می‌گذرند که جواب نمی‌دهد. زیرا تماشاگر نمی‌آید که فقط حظ بصری ببرد بلکه می‌خواهد تئاتر، فکر و اندیشه‌ای نیز با او در میان بگذارد. از همه بیشتر تماشاگر تشنه کشف معنای زندگی و در پی ارتقای آگاهی‌ها‌ی فردی خود است و دوست دارد همدلی تئاتر را نسبت به دغدغه‌ها‌ی اجتماعی خود ببیند و خوراک فکری مناسبی از تئاتر بگیرد و با خود به خانه ببرد.

به بحث قراردادها اشاره کنیم، در خانه تئاتر قرارداد تیپ داریم که هنوز کاملا اجرایی نشده در این قسمت با چه مشکلاتی مواجه هستید؟

فکر می‌کنم یکی از مشکلات حاضر عملکرد خود خانه تئاتر است. در خود خانه تئاتر بهای لازم و درخور به ضرورت‌ها‌ی طراحی صحنه نمی‌دهند. وقتی قرار شد پرونده قرارداد تیپ را جمعبندی کنند و به مرکز انعکاس بدهند آن جایگاه متناسب با صنوف دیگر را به طراحان صحنه ندادند. کسانی باید موضوع طراحی صحنه را در خانه تئاتر نمایندگی کنند که این عنصر را باور داشته باشند.

یعنی فکر می‌کنید تمام اتفاقاتی که در خانه تئاتر می‌افتد بی نتیجه است؟

بی‌نتیجه نیست اما می‌تواند ثمربخش‌تر از این باشد. متاسفانه در تشکیلات خانه تئاتر پویایی لازم به چشم نمی‌خورد. برخی انجمن‌ها دچار رخوت شده‌اند. با حفظ شان و منزلت همکارانی که سالهاست در خانه تئاتر تلاش می‌کنند و احترامی که برای آنان قائلم، باید بگویم به دلیل نقصانی که در آیین‌نامه انجمن‌ها‌ و انتخاب هیئت مدیره وجود دارد افراد بارها و بارها در هیئت مدیره‌ها‌ تکرار می‌شوند که حرف تازه‌ای برای گفتن ندارند. مهمترین معضل خانه تئاتر این است که نمی‌تواند صفوف خود را از افراد فرصت‌طلب، که منافع شخصی خود را به منافع جمعی ترجیح می‌دهند، پالایش دهد که اینها زحمت و تلاش آدمهای سختکوشی را که بی‌چشمداشت در آنجا زحمت می‌کشند ضایع می‌کنند. مسئولیت داشتن کسانی که وجاهت لازم را ندارند باعث می‌شود بزرگان و اهل فن نیز دوری کنند و خیلی وارد این جریان نشوند. سالهاست که روند برگزاری مجامع عمومی غلط است که بعد از یک گزارش‌دهی شفاهی و گیج کننده و طولانی، ناگهان هول هولکی در چند دقیقه نامزدها معرفی می‌شوند و رای‌گیری می‌کنند. نقش بازرس در هیئت مدیره‌ها کمرنگ و صوری شده. همیشه کسانی باید نماینده باشند که حسن شهرت دارند و با زبان گویا و بیان شیواتری از قدرت تعامل بهتری با مسئولین برخوردارند. جامعه تئاتری افراد شاخص و متفکری دارد و کسانی باید وکالت این قشر را در شورای ساخت و شورای حمایت و شورای تئاترشهر و غیره برعهده بگیرند که وجاهت هنری متناسب برای نمایندگی این جامعه را داشته باشند. گاهی به راحتی می‌شود بدون جلب رضایت و اقناع جامعه تئاتری خود این افراد را تطمیع و راضی کرد. در مقاطعی احساس می‌کنم مسئولین انتظار داشته‌اند خانه تئاتر اشخاص موثقی را برای پست‌ها‌ی مدیریتی پیشنهاد بدهند اما رقابت‌های فردی مانع از آن شده که خانه تئاتر روی شخص موجهی به اتفاق نظر برسد. خانه تئاتر باید مانند هر اتحادیه صنفی جایگاه کوشندگان حرفه‌ای تئاتر باشد و نه این که به باشگاه علاقمندان تئاتر تبدیل شود. این سالها بی‌دلیل انجمن‌ها‌ی خانه تئاتر را منبسط کرده‌اند و هر کسی تجربه‌ای تفننی در تئاتر داشته را به عضویت پذیرفته‌اند. چرا دنبال وفور جمعیت هستند؟ مگر قرار است لشکرکشی کنیم؟ با احترام برای دوستانی که سال‌ها‌ی پیاپی در خانه تئاتر مسئولیت داشته‌اند معتقدم خود این افراد باید قبل از این که شان و حرمتشان در پچپچه‌ها شکسته شود داوطلبانه کنار بروند تا فضا برای نسل جوان و میانه باز شود. آنان می‌توانند مانند آقای انتظامی بزرگمنشانه تجارب خود را در اختیار نسل بعدی‌ قرار دهند.

طراحی صحنه در شهرستان‌ها‌ چه وضعیتی دارد؟

آنجا مشکلات بیشتر است. زیرا اساسا تولید تئاتر در شهرستانها شکل ناهنجاری دارد. یعنی عمدتا گروه‌ها‌ با دست خالی کار می‌کنند و بودجه مکفی ندارند. در بهترین حالت یک کمک هزینه به آنها داده می‌شود که فقط صرف ایاب و ذهاب گروه می‌شود. دستمزد حرفه‌ای وجود ندارد و به طور طبیعی برای طراحی صحنه بودجه‌ای نیست. اما علی‌رغم این گاهی با کمال تعجب شاهد کارهای فوق‌العاده‌ای در شهرستان‌ها‌ هستیم. نمی‌خواهم فقط روی بودجه تاکید کنم زیرا این سوءتفاهم دامن زده می‌شود که طراحی صحنه را فقط معادل بودجه و هزینه بگیرند. چون گاهی در برخی سبک‌ها‌ی نمایشی می‌شود با هزینه کم کارهای شگفت‌انگیز کرد.

یکی از ایراداتی که اهالی هنر می‌گیرند می گویند:" چون کارگاه دکور نداریم نمی‌توانیم طراحی صحنه را آنگونه که دوست داریم انجام بدهیم." شما هم قبول دارید که این می‌تواند مانعی بر سر راه یک طراح صحنه برای موفقیت باشد یا آن را توجیهی برای عدم توجه آنها به این مقوله می دانید؟

این را بدون شک می‌توانم بگویم یکی از مولفه‌ها‌ی یک طراح صحنه خوب این است که بتواند  سازندگان متبحری پیدا کند که ایده‌ها‌یش را به عمل تبدیل کنند. مسئله این است که یکی از رویکردهای ما در طراحی صحنه کشف مواد و متریال جدید و نوظهور است که بعد موضوع یافتن کسانی مطرح می‌شود که بلد باشند با این مواد و متریال ابتکاری کار کنند.

مورد دیگر نداشتن انبار و ساختن دکورهای یک بار مصرف و هزینه اضافی است. در این باره چه نظری دارید؟

این‌‌ مشکلی است که گروه‌ها‌ با آن مواجهند. به خصوص وقتی نمایشی در جشنواره‌ای اجرا می‌شود و بعد باید چند ماه به انتظار اجرای عمومی بماند. در این مدت زمانی بسیاری از اقلام دکوری از بین می‌رود و چون انباری وجود ندارد خیلی از قطعات دوباره ساخته و هزینه مجدد می‌شود. در گذشته مرکز هنرهای نمایشی انباری در جاده کرج داشت ولی اکنون خود گروه‌ها باید به فکر انبار کردن دکورها باشند.

اکثر طراحان صحنه می‌گویند یک زمانی که کارگاه دکور داشتیم طرح را به کارگاه می‌دادیم و دکور آماده تحویل می‌گرفتیم فکر می‌کنید اگر امروز کارگاه دکور راه‌اندازی شود این اتفاق می‌افتد؟

آن تشکیلاتی که گفتم منظورم همین کارگاه بود که کسی در راسش باشد که با تسلط فنی لازم، طرح و نقشه و ماکت را از طراح بگیرد و تخصصش این باشد که با مناسب‌ترین مواد و کمترین اتلاف هزینه آن را اجرا کند. اگر بخواهیم با الگوی اروپایی نگاه کنیم، در هر تماشاخانه یک کارگاه دکور وجود دارد و انبار هم دارند و بعد از اجرا چیزی را دور نمی‌ریزند و طراح و سازندگان می‌توانند از مواد و متریال‌ها‌ی قبلی برای کارهای آتی استفاده کنند. آن زمان که کارگاه دکور در تئاترشهر داشتیم یک دکورساز حرفه‌ای در راس کارگاه بود که به برخی طراحان تازه‌کار که دانش فنی بالایی نداشتند کمک می‌کرد. خوشبختانه من به دلیل سوابق فنی که سالها در صنعت داشته‌ام کمتر دچار مشکل شده‌ام و حتی گاهی طرف مشورت همکاران طراحم قرار می‌گیرم اما بحث دانش فنی و اجرای کار یک چالش‌ مهم طراح است. امروزه اگر طراح صحنه بر اجرای فنی کار خود اشراف نداشته باشد کارش زار است و ایده‌هایش ابتر می‌ماند.

 نسخه تعدیل شده این گفتگو ، همراه عکس ها، با دانلود پی دی اف ماهنامه در نشانی زیر قابل دسترسی است:

http://www.dramatic.ir/Default.aspx?page=17903&section=newlistItem&mid=50263&pid=90175&ln=fa

نویسنده: ناصح کامگاری - ۱٧ تیر ۱۳٩۳

این گفتگوی من با آقای شیروان یاری در شماره 789 هفته نامه سیروان شنبه چهارده تیرماه نود و سه منتشر شده است

 پرونده یک دهه فعالیت جشنواره تئاتر کردی سقز باهمت فعالان تئاتری بسته شد وامروز در آستانه آغاز دهه دوم این هنر ناب انسانی هستیم اگر بخواهیم متون نمایشی ، فنون کارگردانی ، بازیگری وتکنیک های طراحی صحنه ، لباس ، نور ،موسیقی وحتی بروشوررا در فرایند 10سال برگزاری این جشنواره آسیب شناسی کنیم تا چه میزان این جشنواره توانسته است درراستای اهداف اصلی که در روزهای نخستین در اساسنامه ای منتشر شد حرکت کند؟

هنوز پس از ده سال، مهمترین هدف جشنواره تئاتر کردی اثبات لزوم تولید تئاتر متکی بر فرهنگ بومی در مناطق کردنشین است، ضرورتی که گاهی با پاسخ مناسب مسئولین و گاهی با سکوتی سترون مواجه شده. اگر پس از افت و خیزهای متعدد هنوز نامی از تئاتر کردی هست و از یک دهه برپایی جشنواره تئاتر کردی سخن به میان می‌آید به همت و غیرت همان فعالان پرشور تئاتر در استان کردستان، و به ویژه در شهر سقز است که گاهی با دست خالی چراغ این صحنه را فروزان نگاه داشته‌اند. در ارزیابی سطح فنی تئاترها باید گفت که کار نیکو کردن از پُر کردن است! هر چه تئاتر کُردی بیشتر استمرار یابد نقاط قوتش در تعامل با تماشاگر جلوه و جلال بیشتری یافته و از فرصت ارتقا کیفی بیشتری برخوردار خواهد شد. مسلم است گروه‌هایی که دلسرد نشده‌ و در کوران این سالها اجراهای متعددی داشته‌اند تجربه درخوری اندوخته و در قواعد تکنیکی تئاتر اعم از نویسندگی، کارگردانی، بازیگری و طراحی پخته‌تر عمل می‌کنند. جوانتر‌ها هم گاهی با ذوق و قریحه غریزی آثار قابل تاملی عرضه می‌کنند. در حال حاضر متناسب با سرمایه‌ای که صرف شده بازده قابل قبول است اما هنوز تا کمال و ایده‌آل فاصله زیادی وجود دارد که بخشی از نقصان‌ها ناشی از نبود آموزش است که با تدارک دوره‌های هنری در قالب کارگاه‌های تخصصی و کلاس‌های دانشگاهی می‌تواند برطرف شود.

یکی از کارکردهای این جشنواره افزون برتعامل ودیالوگ هنرمندان نمایش ازاقصی نقاط ایران ومناطق کردنشین جهان فروزان کردن چراغ تئاتر کردی با مولفه وشاخص های تئاتر کردی است به نظر شما در یک دهه گذشته این رسالت مهم محقق شده است؟

بسنده کردن به چند روز جشنواره سالیانه خودفریبی است، تازه جشنواره باید برآیند تولید مستمر تئاتر در سرتاسر سال باشد و زبده و گزیده این آثار به جشنواره راه یابند. ارتباط با مناطق کردنشین همجوار نیز دائمی و هدفمند نبوده و تصمیمی است که در سطح سیاست‌های کلان باید مورد توجه قرار گیرد. شکی نیست که تبادلات فرهنگی و هنری امری پسندیده است و انگیزه فعالین تئاتر کُردی را دوچندان می‌کند. این روزها در شهر سلیمانیه نمایش ایرانی "خشکسالی و دروغ" با ترجمه کُردی روی صحنه رفته و با استقبال مواجه شده است. این نشان می‌دهد مخاطبین بالفعلی در آن سوی مرز گوشه چشمی به دیدن آثار ایرانی دارند. باید از این ظرفیت حداکثر استفاده را برد. فعالیت فرهنگی تفننی و دمدمی ثمری ندارد. مسئولین استان باید از اداره کل هنرهای نمایشی وزارت ارشاد در تهران بخواهند ردیف بودجه قطعی و تقویم مشخصی برای برپایی جشنواره تئاتر کردی در نظر بگیرد و زمینه حضور گروه‌های تئاتر کردی از اقصا نقاط را بررسی کند. سقز می‌تواند قطب و محور یک جشنواره بین‌المللی تئاتر کردی شود.

استاد با توجه به تجربه وحضور اندیشمند شما در داوری آثار نمایشی جشنواره کردی سقز مهمترین ضعف های ساختاری این جشنواره چیست؟ 5- به نظر شما جشنواره تئاتر کردی در این 10 سال دارای هویت تئاتر کردی شده است ویا صرفا متون نمایشی با زبان کردی برروی صحنه رفته است؟

برخی نمایش‌ها محدود به اجرا به زبان کردی شده‌اند و اگر همان تئاتر به زبان فارسی یا ترکی به صحنه برود مغایرتی مفهومی نخواهد داشت. به نظر می‌رسد بذر هویت‌بخشی به فرهنگ تئاتر کردی را در جایی بیرون از سالن‌های تئاتر باید کاشت. یعنی جامعه باید به یک سطحی از مدنیت و روحیه پذیرش و مدارا رسیده باشد تا اجازه و رخصت دهد در سالن تئاتر چالش‌های فکری و اجتماعی به صحنه آید، حتی اگر مورد توافق عامه جامعه نباشد. می‌توان با حفظ ضوابط و اشرافی که هنرمندان به رعایت خطوط قرمز دارند و پرهیز از ممیزی‌های سلیقه‌ای و ممانعت‌های بی‌دلیل اداری، آئینه‌ تئاتر را مقابل تماشاگر بومی گرفت تا هم به سجایای نیکوی فرهنگ کُرد ببالد و هم آن را از چنبره تعصبات کوته‌فکرانه برهاند و پالایش دهد. تئاتر سوژه‌هایش را از جامعه می‌‌گیرد اما هنر که قرار نیست دنباله‌رو عوام باشد، تئاتر هنری امروز، قرن‌ها از هزل و هجو "کمدی‌ فارس" یونانی فاصله دارد و پرچمدار اخلاق شریف و پیشتاز اندیشه است و مردم را به خردورزی می‌خواند و از باورهای خرافی و آداب منحط برحذر می‌دارد. رابطه بین صحنه تئاتر با تماشاگر بده و بستان حسی و فکری است و تزکیه نفس یا "کاتارسیس" ناشی از دیدن نمایش، هنوز هم می‌تواند بیننده را مجذوب و مفتون این هنر کند. اما ارتباط کلامی به زبان کردی کافی نیست، اگر دغدغه‌ها و چالش‌های معاصر بیننده کُرد تئاتر، که در بافت فرهنگی این قوم و منطقه ریشه دارد، کشف و با زبان تئاتر بازنمایی شود ارتباط اثر با مخاطب نیز عمیق‌تر خواهد بود. هسته معنا و محرک اولیه هر گروه تئاتری، نمایشنامه است و نویسنده می‌داند که یک پای تئاتر روی صخره ادبیات است. این می‌تواند هم پایگاهی برای صعود و هم پرتگاهی برای سقوط نمایش باشد. بستگی دارد که چقدر هوشمندانه ادبیات غنایی و تغزلی را تبدیل به ادبیات نمایشی و تصویری کرد و به باروری مفاهیم نمایش مدد رساند یا صحنه را به تریبون دکلمه‌های کسل‌کننده کلامی و شنیداری تنزل داد.

در پایان می خواهم از فرصت مغتنم گفتگو با هفته نامه سیروان استفاده و ساز دیگری کوک کنم. روی سخنم حالا با هنرمندان تئاتر و مخاطبین نیست زیرا این دو رکن تولید تئاتر قبراق و حاضر به یراق، آماده خلق لحظات ناب اندیشه و تاختن توسن احساسند، آن چه خلا و کمبودش مایه افسوس است درک استراتژیک و "حضور در صحنه" مدیران و مسئولین پا در رکاب است! درک استراتژیک و راهبردی یعنی این که مجریان و سیاستگذاران دریابند که تئاتر کُردی را می‌توان به گاوآهن بست و زمین شخم زد و ایده‌های نوین کشاورزی و دامپروری را در روستاها نهادینه کرد! تئاتر را می‌توان پای دوربین مرزبانی گمارد و حریم و امنیت مُلک را تقویت کرد! تئاتر را می‌توان سر چهارراه نشاند و چراغ "فرهنگ رانندگی" را سبز کرد! تئاتر را می‌توان نوشداروی بیماری‌های مسری شهرنشینی از قبیل اعتیاد و الکلیسم کرد یا هیمه اجاق خانه‌ها کرد که گرمابخش نهاد خانواده باشد تا کاسبی دادگاههای قهر و طلاق کساد شود! تئاتر را می‌توان تخته‌سیاه کرد و درس‌های نانوشته حفظ محیط زیست بر آن نگاشت و اصالت را به طبیعت بازگرداند، تئاتر را می‌توان عروسک‌گردان مهدها ساخت و کودک تیزهوش تربیت کرد تا بعدها دانشجوی نخبه‌ باشد، تئاتر را می‌توان دستمایه بلاغت کرد و به جای بَنرهای بدترکیب و پرهزینه در کارزارهای انتخاباتی به کار گرفت، تئاتر را می توان چراغ رواق و رونق‌بخش محله‌های سنتی و مجتمع‌های مسکونی سیمانی کرد تا ملال ناشی از سوتفاهم‌های همسایگی مرتفع شود و مروت و رافت رواج یابد و در جایی که تئاتر حتی نان بر سفره تئاتری‌ها نمی‌گذارد با همین هنر تئاتر می‌توان زندگی را به کام مردم شیرین‌تر کرد تا آب خوش از گلوی ملت پایین برود. ناصح کامگاری

نویسنده: ناصح کامگاری - ۱٠ مهر ۱۳٩٢

این یادداشت نهم مهر ماه نود و دو در روزنامه اعتماد منتشر شده است.

اغلب اندیشمندان در تاریخ هنر قایل به ارزش تعلیمی تئاتر نه تنها برای عوام بلکه برای دولتمردان هر عصر و دوره بوده اند. اما تئاتر نوین بیش از آنکه با کلام اندیشه یی را بیان کند و بیاموزاند، با عمل نمایشی و تصاویری که از ترکیب رفتار و عمل بازیگر و تعامل او با عناصر و اشیا صحنه حاصل می شود مفاهیم را به ناخودآگاه مخاطب منتقل می کند. ترکیب کردن کلام نویسنده و عمل بازیگر و تصویر صحنه همان «میزانسن» است که توسط کارگردان خلق شده و دارای «پیام» است. در واقع کارگردان بالاترین مقام مسوول در گزینش همه عناصر بر صحنه و از جمله انتخاب صحیح نقش آفرینان و دیگر عوامل اجرایی است. به همین دلیل معیار ذکاوت کارگردان در انتخاب همکاران است و هوشمندی او در چیدمان نوآورانه عناصر جلوه خواهد یافت. در انتخاب بازیگر نه تنها تسلط فنی او در ایجاد ارتباط کلامی و توان تعامل رو در رو و نزدیک با مخاطب اهمیت دارد، بلکه به عنوان مهم ترین قاصد پیام کارگردان به تماشاگر، هر چه بازیگر در میان مردم از حسن شهرت بیشتری برخوردار باشد و معروف به سلامت جان و روان، پرهیز و پاکدستی و شرافت و نزهت و دیگر صفات بارز اخلاقی و سجایای انسانی باشد «پیام» کارگردان سرراست تر بر دل مخاطب می نشیند و همدلی و همیاری متقابل برمی انگیزد. چون در عرصه فرهنگ و هنر، صحبت از انتقال اندیشه و تبلور احساس است نه فرمان و بخشنامه و دستور. البته هیچ عمل انسانی مبرا از خطا نیست و دستیابی به کمال در هر چیز نسبی است اما کارگردان مدبر، نه تنها از بدو امر و مرحله گزینش بازیگران و عوامل، با دست اندرکاران و صاحب نظران بی غرض مشورت می کند، بلکه هر شب پس از اجرای نمایش نظر و دیدگاه تماشاگران زبده را جویا می شود و هر ضعف و خطای احتمالی را بلافاصله اصلاح می کند.
    مخاطب امروز نیز که رکن رکین تئاتر است زیرک است و به فراست درمی یابد که اگر «کلام» روی صحنه چیزی بگوید و «تصویر» و «چیدمان نقش آفرینان» چیز متفاوتی نشان دهد یا میزانسن اشتباه است و «پیام» متناقض می فرستد یا کارگردان، مانند این متن در لفافه معنای مستتری را با میزانسن استعاری منظور دارد. پس حوصله می کند و حداقل تا پایان پرده نخست نمایش منتظر می ماند تا ببیند قالب جدید اجرایی نمایش چیست و نیت و مقصود نهایی کارگردان کدام است؟ چون مخاطب اهل فرهنگ نجیب و صبور است و شتابزده و ناشیانه ارزیابی نمی کند و انتظار دارد کارگردان هوشمند نیز مخاطب شناس باشد و ضرباهنگ اجرا و نبض مردم را بسنجد که مبادا تماشاگر برخیزد و از خیر مشارکت در اجرا بگذرد!

 ناصح کامگاری/ نویسنده و کارگردان تئاتر

فایل و پی دی اف این یادداشت در نشانی های زیر قابل دسترسی است:

http://www.magiran.com/npview.asp?ID=2822545

http://www.magiran.com/ppdf/nppdf/3291/p0329127910161.pdf

نویسنده: ناصح کامگاری - ٢۳ شهریور ۱۳٩٢

این یادداشت به زبانی ساده و خطاب به یک نمایشنامه نویس نوپا نگاشته شده و سپس برای انتشار در اختیار سایت ایران تئاتر قرار گرفته است.  


 نگارش تک گویی نمایشی- مونولوگ- یکی از دشوارترین گونه های نمایشنامه نویسی است. زیرا فاقد بسیاری از ابزارهای مرسوم مورد استفاده نمایشنامه نویس است که در فقدان این فنون، باید از شگردها و شیوه های دیگری برای ایجاد جذابیت و جلب توجه تماشاگر و استمرار ارتباط او با نمایش بهره جست...

 

نسخه کامل این یادداشت در صفحه جداگانه ای در نشانی زیر قابل دسترسی است

http://iraniandrama.persianblog.ir/page/39

نشانی این مطلب در سایت ایران تئاتر :

http://www.theater.ir/fa/basic/note.php?id=36013

نویسنده: ناصح کامگاری - ٢ فروردین ۱۳٩٢

درباره فیلم اسب تورین

فضاسازی آخرزمانی فیلم "اسب تورین" مهم‌ترین عنصر روایت داستانی آن و ظرفیتی مناسب برای بیان  درونمایه نیهیلیستی فیلم است. این امر در وهله اول با انتخاب قالب سینمای سیاه‌ و سفید خودنمایی می‌کند و در وهله دوم با تقسیم و نامگذاری هر فصل از داستان فیلم به یکی از روزهای شش‌گانه، که طی آنها شرایط موجود و باثبات زندگی، دستخوش دگرگونی و سپس اضمحلال میشود . به این ترتیب، نابودی محتوم با اسفار پیدایش در عهد عتیق انجیل مورد مقایسه قرار می‌گیرد، با این تفاوت که این‌جا روند معکوس شده و وضعیت مستقر به قعر تاریکی و فنا فرو می‌رود...

                                              

متن کامل این مطلب در سایت سینمایی زیر منتشر شده است:

http://4cinema.org/sn/posts/pt/full/id/1363103668

مطالب قدیمی تر »
کدهای اضافی کاربر :




===بیوگرافی===

nasehkamgari@Gmail.com


 
برای دسترسی به دیگر آثار ناصح کامگاری روی نام آن کلیک کنید


نمایشنامه:سی اسفند سال کبیسه

نمایشنامه:پیش از حضور یلدا

نمایشنامه:سر به ازای سرنیزه

نمایشنامه:در فراق فرهاد

پی دی اف نمایشنامه:در فراق فرهاد

نمایشنامه:شیری که می غرید

داستان:گراز

نمایشنامه:نخل و کوسه

نمایشنامه:ماهی با قلاب گریخته

نمایشنامه:مرغ باغ هپروت

نمایشنامه:منظومه مور بی ملکه

داستان:نامه ای خاکستری به دستت می رسد

داستان:فواره و باد

داستان:چهار اتفاق که طی چهار روز برای کودکی چهارساله افتاد

 

نقل مطالب با قید نام نویسنده و لینک وبلاگ مجاز است

 

 

 
اخبار مرتبط


نقدی بر نمایشنامه نخل و کوسه

کامکاری:اعتلای تئاتر و نوآوری در آن نيازمند اعتماد دو جانبه هنرمندان و مسئولان است

کامکاری با "سی اسفند سال کبیسه" به صحنه می آید

"سی اسفند سال کبیسه" در انتظار سالن

درباره اجرای آنجا که ماهی ها سنگ می شوند

عکسهای منظومه مور بی ملکه

هنرمند واقعى از جايى سفارش قبول نمى كند

گفتگو با کارگردان جولیوس سزار

مصاحبه با سایت ایران تئاتر

نامزدهای جشن کانون ملی منتقدان

كامكاری در انتظار فراخوان شوراي انتخاب آثار تئاتر شهر

نگاهى به «منظومه مور بى ملكه» از روزنامه ایران

نمایشنامه خوانی سی اسفند سال كبيسه در خانه هنرمندان

ارزشهای تئاتر براي برخی از مسوولان ناشناخته است

انتقاد نمايشنامه نويسان از وضعيت تئاتر

گفتگو با روزنامه ایران

به بهانه نمایشنامه خوانی اثری از نصرت نویدی

عمده ی خلاقیت کاری خود را پشت درهای بسته سپری کردم!‏

ناصح کامکاری منظومه مور بی ملکه را منتشر می کند

نقد همبستگی بر منظومه مور بی ملکه

عکسهای نمایش منظومه مور بی ملکه

درترجمه، همه چيز ترجمه مى‌شود جز زيبايى نهفته در زبان

شوراي انتخاب آثار تئاتر شهر بر روش مديران قبلي صحه نگذارند‏

نقدی بر منظومه مور بی ملکه‏

گوشه نشینان آلتونا اثر ژان پل سارتر در سالن چهارسو

نگاهی به منظومه مور بی ملکه از سایت روز

نقد رسالت بر گوشه نشینان آلتونا

گزارش نخستین مسابقه نمایشنامه نویسی

اميد چنداني به پذيرش پيشنهاداتم ندارم

متون خارجي اولويت تئاتر شهر شده است

گفتگو با روزنامه تهران امروز

کامکاری با "30 اسفند سال کبیسه" به صحنه می‌آید

style="TEXT-DECORATION: none" href="http://www.bbc.co.uk/persian/worldnews/story/2007/11/071118_wkf-wmj-davinchi.

اقتصاد تئاتر از نگاه هنرمندان

 

        


 


 
مطالب جالب هنری و اجتماعی

  

فواره و باد در سایت خوابگرد

انیمیشنی زیبا از برونو بوزتو

زیبا شناسی لحظه در آثار محمد یعقوبی

كامكاري: جشنواره مقطعي از پروسه تحصيلي تئاتر دانشگاهي است

یک جمله درباره تئاتر

 

 

 

مسئولیت مطالب سایت های ارائه شده به عهده نویسندگان آن است و ارائه لینک لزوما به معنای تایید کامل محتوای آنها نیست