| مصاحبه در باره تئاتر امروز ما |
| ساعت ۱٢:٢٧ ب.ظ روز ٢٩ دی ۱۳۸۸ |
|
گفتگوی من با رادیو سوئد درباره تئاتر ایران و خوانش بخشی از نمایشنامه منظومه مور بی ملکه در لینک زیر قابل دسترسی است. این گفتگو تابستان گذشته و طی سفرم به استکهلم انجام شد:
|
|
| انتشار" مرغ باغ هپروت" |
| ساعت ٦:٥٦ ق.ظ روز ۱٥ دی ۱۳۸۸ |
|
نمایشنامه "مرغ باغ هپروت" در آخرین شماره فصلنامه پایاب منتشر شد. این فصلنامه ادبی که شماره بیستم آن منتشر شده علاوه بر نمایشنامه من حاوی شعر، داستان، نقد و دیگر مطالب ادبی است. پایاب به سردبیری محمدرضا مدیحی منتشر می شود این شماره فصلنامه ویژه بهار و تابستان هشتاد و هشت است. نمایشنامه مرغ باغ هپروت در سال هشتاد و پنج به همراه دو نمایشنامه دیگرم، هر سه تحت عنوان "منظومه مور بی ملکه" به کارگردانی خودم و با بازی آشا مهرابی و نقش خوانی: بهزاد فراهانی، فرهاد آئیش، بهروز بقایی، زنده یاد احمد آقالو، کاظم بلوچی و احمد مهرانفر در تالار قشقایی تئاتر شهر به روی صحنه رفت. |
|
| نمایشنامه خوانی "تانگوی تخم مرغ داغ" اثر اکبر رادی در خانه هنرمندان |
| ساعت ۱٠:۱۱ ق.ظ روز ٢۱ آبان ۱۳۸۸ |
|
آثار اکبر رادی سرآمد نمایشنامه هاست
ناصح کامکاری کارگردان تئاتر و نمایشنامه نویس در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران ضمن بیان این مطلب افزود: از زمانیکه وارد عرصه تئاتر شدم از رادی و آثار او بهره های بسیار بردم و تجربه های مفیدی از نمایشنامه هایش کسب کرده ام. وی در رابطه با چگونگی انتخاب نمایشنامه خوانی نمایشنامه تانگوی تخم مرغ داغ، نوشته اکبر رادی گفت: اکبر رادی در سال 1346، نمایشنامه ای با نام ارثیه ایرانی تالیف کرد و از وی برای نمایشنامه خوانی آن اثر اجازه گرفتم و او نمایشنامه تانگوی تخم مرغ داغ را که در سال 81 زیر چاپ بود معرفی کرد و من با هماهنگی ناشر آن یک نسخه حروفچینی شده دریافت کردم که در سالن انتظار تئاتر شهر به مدت دو روز نمایشنامه خوانی شد. کامکاری ادامه داد: تصمیم گرفتم برای علاقه مندان به نمایش و نمایشنامه خوانی، که بیشتر آثار را در سالن های مرکز شهر تماشا می کنند این متن را برای سومین بار نمایشنامه خوانی کنم و پس از هماهنگی با خانه هنرمندان این امر به وقوع پیوست. این کارگردان تئاتر در رابطه با شخصیت هنرمندانه و خالصانه اکبر رادی تصریح کرد: اکبر رادی در مقطعی خاص ادبیات نمایشی ایران را که مهجور بود یک تنه حفظ کرد و آثارش نه تنها قابلیت نمایشنامه خوانی دارد بلکه توسط گروه های خلاق قابلیت به تصویر کشیدن به بهترین نحو را دارد. وی ادامه داد: به نظر من باید سالنی اختصاصی برای اجرای آثار اکبر رادی احداث شود زیرا آثار ارزنده این نمایشنامه نویس بنام که تعدادش بسیار زیاد است جایگاه ویژه ای در تئاتر کشور دارد چنان که اگر به نوبت و ماهی یک بار به اجرای آثار او بپردازیم، سه سال طول خواهد کشید. کامکاری خاطرنشان کرد: اکبر رادی به دلیل پایبندی به اصول و قواعد هنری توانسته در اذهان عمومی ماندگار باشد و احساسات مخاطبان خود را تحت تاثیر قرار دهد چنانچه می گوید: می دانید هنر و ادبیات، عرصه صداقت، وفای به عهد و ایمان به کیش حقیقت است و لاجرم حضور در این عرصه شفافیت دیگری می خواهد و پایداری دیگری می طلبد. تانگوی تخم مرغ داغ نوشته اکبر رادی به کارگردانی ناصح کامکاری با حضور سهیلا رضوی، ناهید مسلمی و تنی چند از بازیگران، 25 و 26 آبان در سالن انتظامی خانه هنرمندان نمایشنامه خوانی شد./
لینک صفحه اصلی مطلب: http://www.art.yjc.ir/NewsDesc.aspx?newsid=246931 ------------------------------ به گزارش سایت ایران تئاتر، این نمایشنامهخوانی اثر زندهیاد اکبر رادی است که به کارگردانی ناصح کامکاری در خانه هنرمندان ایران روخوانی میشود. لینک صفحه اصلی: خلق آثار بومی از اولویتهای هنر تئاتر است خبرگزاری جمهوری اسلامی ۱۷/۰۸/۸۸ رشت - نمایش ، هنر زندگی آدمیان از آغاز تا به امروز است ، از این رو بررسی سیر تکاملی هنر نمایش در هر جامعهای بستگی کامل به کنکاش در تمدن و فرهنگ آدمیان آن منطقه از آغاز شکلگیری تا به حال دارد. بررسی دقیق هنرهای نمایشی یک جامعه یا یک قوم به عنوان نماد فرهنگی با زیربنای اقتصادی ، برای شناخت تاریخ اجتماعی آن جامعه ، حایز اهمیت فراوان است. بیست و دومین جشنواره ی تئاتر گیلان نیز برگزار شد و نظر بارز کارشناسان بر این بود که خلق آثار بومی درخشش کمتری یافته و تقلید از آثار خارجی افزایش یافته است. آنان معتقدند : حضور پیشکسوتان هنر تئاتر بر صحنه تابش کمتری یافته و بیشتر به انجام کارهای حاشیه پرداخته اند. ناصح کامگاری یک نمایشنامه نویس، کارگردان ، طراح و مدرس تئاتر کشور در حاشیه جشنواره یاد شده در گفت و گو با خبرنگار ایرنا افزود: توجه به آثار انتشار یافته خارجی یکی از راههای خلق آثار تئاتر است ، اما اولویت در خلق نمایشهای بومی است. وی که بعنوان داور در جشنواره حضور یافته بود، افزود: نمایشنامههای بومی میتوانند بازنمونی از دغدغهها ،آلام ، و اندیشههای مردم روزگار خویش باشد. وی اظهار کرد: بایستی برای هنر تئاتر چه در بخش کلان و چه منطقهای بعنوان عامل موثری در ارتقای سطح فرهنگی جوامع سیاستگذاریهای استراتژیک صورت گیرد. کامگاری با اشاره به پیشینه ی تئاتر گیلان افزود: متاسفانه جشنواره ی برگزار شده نشانگر همه ظرفیت تئاتر استان نبود. وی اضافه کرد: مسلما ذوق و خواست برای فعالیت تئاتر در استان وجود دارد ، اما این حضور کمرنگ دیده شد... لینک متن کامل گزارش: http://www2.irna.ir/fa/news/view/menu-235/8808161860134024.htm |
|
| درباره تئاتر دانشگاهی |
| ساعت ۱۱:۱٠ ق.ظ روز ۱٢ دی ۱۳۸٧ |
|
تئاتر دانشگاهی باید توسط هنرمندان خارج از حوزهی دانشگاه قضاوت شود
خبرگزاری دانشجویان ایران - تهران
به گزارش بخش تئاتر خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، این مدرس تئاتر در گفتوگویی مطرح کرد: در صورتی که قضاوت آثار دانشگاهی به اساتیدی خارج از این فضا سپرده شود، ملاک واقعبینانه برای سطح تئاتر دانشگاهی فراهم میآورد در ضمن باعث ایجاد ارتباط بین فضای تئاتر دانشگاهی و محیط حرفهای تئاتر میشود و هنرمندان حرفهای به شکل ملموس با تئاتر دانشجویی آشنا میشوند. وی با تایید تفاوتهای تئاتر حرفهای و دانشگاهی افزود: بعضی از دوستان به عنوان استاد فقط در فضای دانشگاه فعالیت دارند و در خارج از آن محیط دیده نمیشوند. فضای آکادمیک با فضای تئاتر حرفهای و آنچه در تئاتر رسمی کشور در جریان است تفاوتهایی دارد. اگر کسانی که فعالیتهای آموزشی را بر عهده دارند و در عرصه تئاتر حرفهای فعالیتی نمیکنند، متولی انتخاب باشند در حقیقت خودشان را ارزیانی کردهاند و این معیار درستی برای انتخاب آثار نیست. وی تئاتر دانشگاهی را مقطعی از پروسه آموزش و تحول هنرمند تئاتر از مرحله کسب دانش تئاتری تا مقطع حرفهای شدن عنوان کرد و گفت: اهمیت جشنواره دانشگاهی از دو سو قابل ارزیابی است. اول اینکه ببینیم آثاری که توسط دانشجویان به صحنه میرود به لحاظ مضمونی به چه زوایایی از تفکر و شناخت اجتماعی و محیط پیرامون توجه دارد و چقدر موضوعات معاصر را به بیان هنری عرضه میکند. دیگر اصل نوگرایی و جسارت و نواندیشی آن در قبال موضوعات مختلف است. کامکاری تاکید کرد: تئاتر دانشگاهی عادت دارد که از کلیشههای رایج و تکرار مکررات احتراز کند و مضامین بارها گفته شده راکنار بگذارد. سراغ موضوعات بکرتر برود و لایه های زیرین یک پدیده را با بیان بدیعتر کشف کند. وی کیفیت استفاده از تکنیکهای نمایشی و بکارگیری شیوههای دیگر را از جمله نکاتی معرفی کرد که نمود آن در تئاتر دانشگاهی آشکار میشود و ادامه داد: ما با دیدن این آثار میتوانیم ارزیابی کنیم که تئاتر دانشگاهی به در چه قالبهایی است. در عین حال فرصتی برای قضاوت کم و کیف سطح آموزش تئاتر در دانشگاهها بوجود میآورد. وی با نگاه مثبت به بخش پژوهش و تالیف و ترجمه در این جشنواره افزایش بخشهای طراحی از ماسک و عروسک گرفته تا طراحی لباس را به دبیرخانه پیشنهاد داد. انتهای پیام لینک صفحه اصلی: http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1328492&Lang=P
------------------ مصاحبه ای به مناسبت روز جهانی تئاتر تئاتر چگونه می تواند منتقل کننده پیام های عصر خود باشد؟
بشر در هر برهه تاریخی به سطح مشخصی از درک و شناخت رابطه خود با جهان پیرامون دست یافته. در عصر نوین که با رنسانس یا نوزایی اروپا آغاز شده این شناخت دچار جهش شده و بعد از انقلابات صنعتی رفته رفته به اوج فرهیختگی در تبیین فلسفی، علمی و هنری جهان رسیده. این رشد که مدیون خردورزی است انتهایی ندارد و هنوز در مسیر رسیدن به کمال است. تئاتر به عنوان یک هنر پرتعامل با مردم، متناسب با رشد و گسترش مدنیت و ارتقا سطح شعور و درک آدمی قوام فنی و پیچیدگی مفهومی روزافزون یافته، اما آنچه همیشه و در طول قرون و اعصار تئاتر را زنده و ضروری نگاه داشته ذات حقیقت جوی آن است که با انعکاس بی عدالتی ها، ندای حق طلبی و آزادیخواهی مردم عصر خود را فریاد زده است. در جهانی که بی عدالتی به اوج جباریت خود رسیده و فاصله بین ممالک متنعم و مردمان مستمند شکافی شگفت یافته، تئاتر راهی جز امعان توجه و رجوع واقع بینانه به زندگی روزمره مردم و شناخت، تحلیل جامع و بیان تمثیلی و هنری از این مهمترین چالش معاصر که هنوز همان مفهوم عدالت طلبی و آزادیخواهی است ندارد. تئاتر در عصر مدرنیته چگونه می تواند به بقای خود ادامه دهد و راز ماندگاری آن در چیست؟ کدام مدرنیته! اگر مدرنیته را مترادف بسط تکنولوژی بگیریم، من می گویم مدرنیته جهان را کوچک کرده است! مسافت ها را به حداقل رسانده، دسترسی را آسان کرده اما فاصله ها را نه تنها کم، بلکه افزوده. مدرنیته سفره و خوان پربرکتی به فراخور مردم همه جهان نگسترده، هنوز گرسنگی مردم می کشد. گرانقیمت ترین دستاوردهای تکنولوژیک در محفظه بمب ها بر سر مردم بخشی از کره خاک به ارمغان می ریزد! در این بخش از کره خاک اگر تئاتری باشد لاجرم ترجمان تظاهرات مردم تحت این ستم است. وقتی خود مردم درگیر جنگ بقا باشند، در گیر معیشت باشند، مهلتی برای خلق و مصرف هنر نمی ماند، هنر تفننی رونق می گیرد که اُپرایی متعلق به متمولین بی درد و دغدغه است. مردم محروم و تنگدست نیازمند تئاتر مردمی هستند. تئاتری که به آنها راه برون رفت از معضلات را بنمایاند، آینه و چراغ شان باشد. تنها این تئاتر مردمی است که "چراغ آینه" است! تئاتری که عاری از طرح معضلات مردم است و محدود و منحصر به جلوه گری های فرم و قالب می ماند آفت تئاتر است، حتی از این هم سر راست تر بگویم؛ تئاتری که تنها تسکین بدهد خیانت است. تئاتر مردمی راه درمان را هم می نمایاند. راز ماندگاری هر هنری و از جمله تئاتر در پیوند تنگاتنگ با دغدغه ها، آلام و شادی های مردم روزگار خود است. جایگاه تماشاگر در تئاتر امروز کجاست؟ روی سکوها و صندلی ها، یا شاید هم ایستاده سراپا گوش و چشم! آنچه مهم است فراهم کردن زمینه خلجان و خنده تماشاگر در تئاتر است. اگر تماشاگر به برخی جلوه های مسخره زندگی شهرنشینی امروز نخندد، اگر از درد جهل و فقر و نابسامانی هایی که هنوز هست نگرید، در سالن تئاتر عواطفش تصعید نشده و پالایش نخواهد یافت و به طبع تاثیر اندیشه ورزانه تئاتر بر تماشاگرش کم خواهد بود. خطای برخی از آثاری که داعیه روشنفکری و تعمق هنری داشته اند این بوده که جدی بودن را با عبوس بودن اشتباه گرفته اند. گرچه گروهی هم از آن سوی بام افتاده و کمدی را منحصر به لودگی و هزل منحط می کنند. دل آزارترین عناصر زندگی را در تئاتر می توان نشان داد بی آن که تماشاگر را از تئاتر دلزده کرد. تئاتر رقبایی در قالب تلویزیون و سینما دارد و حال دیگر الزام و نیازی به پوشش دادن تماشاگر انبوه و عوام ندارد. تئاتر عصاره مفاهیم و ناب ترین و نوین ترین سرفصل های اندیشه و تفکر را عرضه می کند. این خوراک فرهنگی بعدها، توسط رسانه های رقیب وام گرفته شده و نسخه رقیق و تقلیل یافته آن مناسب هاضمه اذهان ساده اندیش تولید انبوه خواهد شد. جایگاه تکنولوژی در تئاتر امروز کجاست؟ تئاتر برای حفظ ارتباط با تماشاگر روزگار خود نیازمند بیان مفاهیم در فرم و قالب های مبتکرانه است. بخشی از این نوآوری های هنری به مدد تکنولوژی های نوظهور امکان خلق می یابد و تئاتر ناچار است به فن آوری های شنیداری و دیداری جدید، ابزارها و ادوات صحنه ای و دکوری و غیره التجا کند. اما سویه خطا در این زمینه آن است که در غفلت از مفاهیم و مضامین بدیع، صرفا بخواهیم به ابزارها و وسایل و اشیا اتکا کنیم. تئاتر بی نشان دادن انسان زنده بر صحنه دیگر تئاتر نیست، حالا هر نامی می خواهد داشته باشد. مشکل تئاتر ما در چیست؟ تئاتر ما بیمار است و روح و روان اهالی تئاتر را بسته به این که چقدر درگیر چم و خم های تولید تئاتر باشند کم و بیش آزرده می کند. جاه طلبی افراطی و فرصت طلبی، تظاهر کاذب و تملق، ذلت و جبن و محافظه کاری، تنگ چشمی و حسادت، ضعیف کُشی و ظلم، شایعه سازی و توهم از عوارض این بیماری خانوادگی است. اما مختصر بگویم؛ منشا مشکلات تئاتر ما در بسط نیافتن فرهنگ دموکراسی است. سعه صدر مسئولین، شکیبایی شنیدن آرای دیگران، اهمیت دادن به افکار عمومی جامعه تئاتری، بها دادن به پند هنرمندان پرپیشینه و خلاقیت جوانان مستعد و پرشور، دست گیری از تئاتری های در عزلت نشسته و مهجور، توجه به مقبولیت عمومی و تخصص و نخبه گرایی در انتصاب ها، متناسب کردن هزینه ها و منابع مالی با نیازهای روزافزون تئاتر، قانونمندی و پایبندی بر قول شفاهی و قرارداد مکتوب، همه و همه بخشی از خواسته هایی است که فقط با توسعه دموکراسی و مدنیت تحقق خواهد یافت. تا رسیدن به این کمال مطلوب ما چاره ای جز بیان خواست ها و اصرار بر موضع هنری و صنفی خویش نداریم. ------------------------------------
این نامه از سوی شخص ناشناسی به ایمیل من ارسال شده است: با سلام و احترام نمایشنامه فوق که جایزه نقدی یک میلیون و پانصد هزار تومانی را ازآن خود کرده همان نمایشنامه مونولوگ " کارنامه " نوشته جناب آقای صادق فاضلی است که نویسنده جدید نام آن را از آخرین سطر نمایشنامه "یعنی "دیدی گفتم شهدا زندن" گرفته است . وی فقط جای کلمه پیرمرد را با بچه عوض کرده است و نمایشنامه را به نام خود زده است. جالبتر است بدانید وی نمایشنامه ای از آقای بهرام صادقی مزیدی را بنام : دلو (حق فرد برگزیده که ظاهرا نویسنده وبلاگ:http://ileya.blogsky.com/ نیز هست برای رد این مطلب و دفاع از خود محفوظ است ودر صورت ارسال ایمیل و پاسخگویی نامه وی را نیز در همین صفحه منتشر خواهم کرد. ) بهمن 87 این پاسخ نامه ناتمام در چهاردهم فروردین 88 در یادداشت- کامنت_ همین صفحه نوشته شده است: به نام آنکه دانا و ستار است و رحیم
نویسنده: حقیرناچیز
------------------------------------
دورانی که نام بردن از درختان جنایت است! .یادداشت هفتگی در روزنامه فرهنگ آشتی کرگدن بودن یا نبودن؟ مسئله این است!
و اشاره ای به نمایشنامه پاسگاه نوشته بهرام صادقی مزیدی یادداشت هفتگی در روزنامه فرهنگ آشتی و کراوات کلمنتیس میلان کوندرا نویسنده لهستانی تبار، که این روزها جشن هشتادمین سال تولدش را پشت سر گذاشت، در یکی از نخستین داستان هایش پند حکمت آمیزی از دوران حکام توتالیتر نقل می کند ... (یک یادداشت منتشر نشده) و مگر جعفرخان از فرنگ به وَرزیل برگشته؟ یادداشت هفتگی در روزنامه فرهنگ آشتی: پنج شنبه ١٢ دی ماه ٨٧ متن کامل این یادداشت ها در صفحه جداگانه: "یادداشت های مطبوعاتی" در ستون مقابل قابل دسترسی است:
http://iraniandrama.persianblog.ir/page/41
ناصح کامکاری معتقد است: قضاوت و ارزیابی آثار دانشگاهی باید توسط استادان و هنرمندانی خارج از فضای دانشگاهی انجام شود. نمایشنامه خوانی "تانگوی تخم مرغ داغ" اثر اکبر رادی در خانه هنرمندان
به گزارش سایت ایران تئاتر، این نمایشنامهخوانی اثر زندهیاد اکبر رادی است که به کارگردانی ناصح کامکاری در خانه هنرمندان ایران روخوانی میشود. لینک صفحه اصلی:
خلق آثار بومی از اولویتهای هنر تئاتر است خبرگزاری جمهوری اسلامی ۱۷/۰۸/۸۸ http://www2.irna.ir/fa/news/view/menu-235/8808161860134024.htm رشت - نمایش ، هنر زندگی آدمیان از آغاز تا به امروز است ، از این رو بررسی سیر تکاملی هنر نمایش در هر جامعهای بستگی کامل به کنکاش در تمدن و فرهنگ آدمیان آن منطقه از آغاز شکلگیری تا به حال دارد. بررسی دقیق هنرهای نمایشی یک جامعه یا یک قوم به عنوان نماد فرهنگی با زیربنای اقتصادی ، برای شناخت تاریخ اجتماعی آن جامعه ، حایز اهمیت فراوان است. بیست و دومین جشنواره ی تئاتر گیلان نیز برگزار شد و نظر بارز کارشناسان بر این بود که خلق آثار بومی درخشش کمتری یافته و تقلید از آثار خارجی افزایش یافته است. آنان معتقدند : حضور پیشکسوتان هنر تئاتر بر صحنه تابش کمتری یافته و بیشتر به انجام کارهای حاشیه پرداخته اند. ناصح کامگاری یک نمایشنامه نویس، کارگردان ، طراح و مدرس تئاتر کشور در حاشیه جشنواره یاد شده در گفت و گو با خبرنگار ایرنا افزود: توجه به آثار انتشار یافته خارجی یکی از راههای خلق آثار تئاتر است ، اما اولویت در خلق نمایشهای بومی است. وی که بعنوان داور در جشنواره حضور یافته بود، افزود: نمایشنامههای بومی میتوانند بازنمونی از دغدغهها ،آلام ، و اندیشههای مردم روزگار خویش باشد. وی اظهار کرد: بایستی برای هنر تئاتر چه در بخش کلان و چه منطقهای بعنوان عامل موثری در ارتقای سطح فرهنگی جوامع سیاستگذاریهای استراتژیک صورت گیرد. کامگاری با اشاره به پیشینه ی تئاتر گیلان افزود: متاسفانه جشنواره ی برگزار شده نشانگر همه ظرفیت تئاتر استان نبود. وی اضافه کرد: مسلما ذوق و خواست برای فعالیت تئاتر در استان وجود دارد ، اما این حضور کمرنگ دیده شد... لینک متن کامل گزارش:
-----------------------------
نمایشنامه " تانگوی تخم مرغ داغ" نوشته زنده یاد اکبر رادی روز شنبه بیست و پنجم مهر ماه ساعت چهار و نیم بعد از ظهر در سالن مبارک فرهنگسرای بهمن نقش خوانی شد. بازیگران: فرخ نعمتی، سهیلا رضوی، ناهید مسلمی، هوشنگ قوانلو، سعید داخ، محمد اشکان فر، پریزاد فرزانه، فاطمه عسگری و نوید نوروزی آهنگساز : اصغر وفایی کارگردان : ناصح کامگاری ----------------------------------------------------------------
خبرگزاری فارس: ناصح کامکاری در برنامه نمایشنامهخوانی آثار مرحوم «اکبر رادی» یکی از نمایشنامههای وی را با عنوان «تانگوی تخم مرغ داغ» بازخوانی خواهد کرد. «ناصح کامکاری» نمایشنامهنویس و کارگردان تئاتر در گفتوگو با خبرنگار فارس با اعلام این خبر گفت: در مراسم بازخوانی آثار مرحوم اکبر رادی که در فرهنگسرای بهمن برگزار میشود، قرار است نمایشنامه «تانگوی تخممرغ داغ» را بازخوانی کنیم. لینک صفحه اصلی مطلب: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8802231110 |
|
| کم التفاتی تلویزیون به ترک دیوار و تکدر تئاتری ها! |
| ساعت ۸:٠٧ ب.ظ روز ٢۱ آذر ۱۳۸٧ |
|
چرا تلویزیون در انعکاس مناسب وقایع مربوط به ساختمان تئاتر شهر کم التفات است؟ چند ماه پیش که ساختمانی در سعادت آباد فرو ریخت، بخش های مختلف خبر، واقعه را بازتاب دادند و متعاقب آن، مراتب به طور مبسوط از ارگان های مرتبطی مانند سازمان نظام مهندسی و شهرداری منطقه مورد پرسش قرار گرفت و از نمایندگان آنها در میزگردهای شبکه های مختلف، مکرر و مفصل دعوت به عمل آمد... و
عاشقان مغبون در مناقصه تئاتر دو یادداشت منتشر شده در روزنامه فرهنگ آشتی در صفحه یادداشت های مطبوعاتی در ستون مقابل قابل دسترسی است: http://iraniandrama.persianblog.ir/page/41 ---------------------------------------------------------- به یاد احمد آقالو یادداشت منتشر شده ای در روزنامه بانی فیلم پرده بسته می شود. تماشاگران آماده برخاستن می شوند اما ناگاه از لای شکاف مخمل کهربایی مرد لاغر اندامی ظاهر می شود و با صدایی رسا و نافذ از مردم می خواهد بمانند و هنرنمایی او را نیز نظاره کنند. نفس ها حبس می شود و مرد استخوانی با صلابت و اقتدار مونولوگ بلندی را موثر و گیرا ادا می کند و تماشاگران را مبهوت تسلط و توانایی استتیک خود می کند. این احمد آقالوست، بیست سال پیش در صحنه ای از نمایش "ازدواج آقای می سی سی پی" در سالن اصلی تئاتر شهر. این گونه یک چهره در لحظاتی چند چنان سلولهای خاکستری مخاطبین تئاتر را تسخیر می کند که خاطره سیمای سبزه او در ضمیرها ثبت می شود زیرا که هنرمند با انگیزش و افشردن انبوهی از انرژی در مداومت ماه ها تمرین و ممارست، این هسته اندیشه و تراکم احساس را در اندک آنی از صحنه آزاد می کند تا تاثیر نغز خود را در نهانی ترین و چغرترین زاویه ذهن بیننده حک کند و تئاتر و مفاهیمش را تا مغز استخوان او رسوخ دهد، همان جا که شاید بعدها تراکم سلول های سرطانی خالق آن لحظه های ناب را مقهور رمز ناشناختگی وجود و راز آفرینش و خوشه چینی اش کند و تو هرگز از یاد نبری چگونه در فیلمی کم فروغ صحنه ای یکه و درخشان جاودانه می شود که در گودی یک استخر مملو از نخاله، همان مرد سیه چرده سیما با گویش خراسانی خلجان روحی را در تسلسل سخنانی از هم گسیخته و عصیانی انعکاس می دهد و با آمد و شدی آونگ وار عصاره نقش را به مذاق بیننده چه خوش می چشاند. این هم احمد آقالوست. یا آن جوانک کوسه که جلوی صحنه چندک می زند و دستار چرکتاب بر چهره استخوانی خویش می کشد و با لهجه افغانی غرولند کنان هول و هراس سیطره حکومت طالبانی را در بخارات تخدیری افیون چو شوکران می نوشد. این هم احمد آقالوست در نمایش خروس. همان احمد آقالو که سالهای آخر کمتر بر صحنه تئاتر می دیدی، از بیماری بود؟ یا آزرده دلی از مناسبات نابرابر؟ باری، شبی به دیدار منظومه مور بی ملکه ما آمد. یکی از شخصیت ها را در اپیزود دوم نقش خوانی کرده بود که صدای دلنشینش هر شب پخش می شد. در "رورانس" او را به حضور در مقابل تشویق تماشاگران خواندم. با اکراه و تواضع پیش آمد و با قامت شکننده و رنجور سر خم کرد. هنرنمایی اش را ستودم و آرزو کردم روح لطیفش سلامت جسم باز یابد که باز صحنه از سعادت هنرنمایی اش برخوردار شود. بسیار فروتنانه و با شکسته نفسی خود را کوچک همه دوستان و هنرمندان خواند و چند بار تکرار کرد ما کسی نیستیم، ما کسی نیستیم... اما او کسی بود، بزرگ کسوتی داشت اما افتاده و درویش، شریف و اغلب معترض در برابر تبعیض. خصلتی نادر که بی شک گوهر وجود هر هنرمند شرافتمندی چون اوست./ چاپ شده در بانی فیلم چهارشنبه شش آذر ٨٧ |
|
| آرشین مالالان نمایش سنتی ما |
| ساعت ٩:٢۳ ق.ظ روز ٥ آذر ۱۳۸٧ |
|
... حال که فزون از صد و پنجاه سال از فعالیت پیشگامان نمایش در ایران می گذرد از اسمال بزاز به عنوان هنرمندی نام آور یاد می شود که تاکنون تاریخ نمایش روحوضی به خود دیده است... و اشاره ای به نمایشنامه اسکندر مقدونی در ایران نوشته علی صابر رضایی و گوهرهای نامکشوف صدف تئاتر http://iraniandrama.persianblog.ir/page/41 این هم از سفر احمد آقالو به یاد صدای دلنشینش در نقش مامور اجرای حکم در مرغ باغ هپروت ( اپیزود دوم منظومه مور بی ملکه): تار و بی پود روید
سبزه تُنک بر خشت پوک ویرانسرا کس نپرسد غمین و دلمرده تب دار و سیه چرده سیما چرایی گلبرگم چرا؟
کلمات کلیدی: احمد آقالو ،کلمات کلیدی: فرهنگ آشتی
|
|
| سمینار نمایشنامه نویسان |
| ساعت ٥:۳٩ ب.ظ روز ۱ بهمن ۱۳۸٦ |
|
اطلاق عنوان شغل برای نمایشنامهنویسی تنها یک شوخی است!
خبرگزاری دانشجویان ایران - تهران جمعی از نمایشنامهنویسان نسلهای گوناگون ایرانی در کنار کریس تیلور نمایشنامهنویس انگلیسی و ادموند کیونز نمایشنامهنویس یونانی بهدعوت کانون نمایشنامه ایران گردهم آمدند و سمینار نمایشنامهنویس و حقوق شهروندی را برگزار کردند. ناصح کامکاری، دیگر نمایشنامهنویس حاضر در این نشست، با تاکید بر لزوم تعریف "حقوق شهروندی" گفت: در برخورد با این عبارت برخورداری نمایشنامهنویس از امنیت شغلی، آزادی بیان و افکارش مطرح میشود، چراکه بسیاری از اقشار جامعه این حق را برای خود قایل هستند که نسبت به امور اجتماعی اظهار نظر کنند و در این میان نمایشنامهنویسان هم به مدد تجربه و دانش خویش جلوههای اخلاقی و روانی جامعه را درک میکنند و در آثار خود بازتاب میدهند... متن کامل این گزارش در صفحه جداگانه ای در ستون مقابل قابل دسترسی است --------------------------------------------------------- داستان کوتاه: آنها چه می گفتند؟ نجیبه گفت: چی میگی؟ خدات تومن قیمتشه، فقط هم تو بوتیکای جوردن. نفیسه گفت: جردن. حالا دخترا نیگاش نکنین، الکی روشو کرده به در و دیوار، یعنی ما یه گله دختر که اینجا ایستادیم گونی پیازیم! فهیمه گفت: بیخود بیخود، بیاد بخواد مزه بریزه هر چی از دهنم درآد بارش میکنم ها... متن کامل این داستان کوتاه در لینک ستون مقابل قابل دسترسی است. ------------------------------------------------------------------- بهاریه روزنامه بانی فیلم ویژه نامه نوروز سه شنبه بیست و هشتم اسفند هشتاد و شش هر بهار نودمیده برای بعضی نخستین بهار است و برای برخی آخرین بهار. اولی تازه به باغ و راغ جهان پا نهاده و هنوز در باغ نیست! گروه دوم را اما کاش اشراف و آگاهی بر تنگی وقت و غنیمت لحظه بود، که اگر بود تتمه این آه و دم عمر به غفلت و نسیان نمی سپرد و دستی اگر به جور و ظلم و بی داد گشوده به آستین درمی کشید و به ندامت، این فرجه را فرصت جبران مافات می کرد ... ولی زهی دل خوش خیال! وقتی نمایشنامه "سی اسفند سال کبیسه" را می نوشتم چنان گرفتم که پیرمرد قهرمان داستان بالاخره روز سی ام اسفند به درایت و آگاهی رسیده، از جهل و غفلت فارغ گشته، نوروزش بامسما شده و بهار برایش نخستین بهار دانایی است و نوزایی. امسال که سیزده بهار از نگارش و هفت بهار از انتشار نمایشنامه گذشته دریغ و غبن به صحنه نرفتنش هنوز تازه است. زیرا نمایشنامه ای که تشرف صحنه نیافته، نوزادی است از بطن مادر نجسته، نفیری در گلو ماسیده، ندایی که به گوش مَحرمی نرسیده یا مولودی که گوشت و پوست و استخوان یافته اما بی نصیب مانده از دمِ مسیحایی مخاطب. پس حالیا در این نوبهار حُسن بیا آرزو کنیم هیچ مادر آبستنی در محبس نباشد. به یمن این بهار و برکت نطفه ای که در بطن هنر و بذری که به زهدان فرهنگ می شکفد، چه شاکی شخصی باشد یا مدعیِ عموم، بخواهیم از جرم و گناه کرده و ناکرده قلم درگذرند که بر این بی نوا نوزاد، تولد در محبس ناگوار و تنفس در محاق بس تلخ است، خاصه در بهار. لینک اصلی مطلب: http://www.bonniefilmdaily.com/fa/index.php?page_id=24&menu_id=1&menu_item_id=29
بیداری در دنیای مجازی
یادداشت ناصح کامگاری کارگردان نمایش "منظومه مور بیملکه" شنبه 20 بهمن 1386
"منظومه مور بی ملکه" نمایشی است درباره عشق. به تماشاگرانی که در تجربه شخصی خویش عطشناکی دوری و هجر محبوب چشیده اند بیشتر می چسبد. برای برخی هم ممکن است غریب بنماید، زیرا در زندگی به ظاهر مدرن امروز که الگوی مناسبات و معاشرت های شهری دگرگون و مقلوب شده، وصال هر خواستنی و تنی سهل شده و کمتر کسی تجربه احساسی هجران و فراق را لمس می کند، آن مزه گس جگرسوز و آن درد بیمارگون را می گویم که جان و روان عاشق مغبون را می چزاند اما هنوز به کامش گوارا و روح پرور است! لینک مطلب اصلی: http://www.theater.ir/article.aspx?id=14484
کلمات کلیدی: نمایشنامه ،کلمات کلیدی: درام نویسی ،کلمات کلیدی: naseh kamkari ،کلمات کلیدی: naseh kamgari
|
|
| ساعت ٥:٤٤ ب.ظ روز ٢۱ فروردین ۱۳۸٦ |
|
شب بخیر آقای کنت
------------------------------------------------------ ------------------------------------------------------ ------------------------------------------------------ ------------------------------------------------------ ------------------------------------------------------ ------------------------------------------------------ ------------------------------------------------------ ------------------------------------------------------ ------------------------------------------------------ ------------------------------------------------------ ------------------------------------------------------------------------------------------
گزارش رضا آشفته از دهمین جشن سالانه کانون ملی منتقدان تئاتر ایران: اکبر رادی نیامد ، ناصح کامگاری خداحافظی کرد! ناصح کامگاری در اعتراض به موقعیت نابسامان طراحی صحنه تئاتر در دهمین جشن سالانه کانون منتقدان تئاتر، بر ادامه کارش در این حرفه خاتمه داد. سمیرا سینایی، کارگردان و طراح صحنه به نمایندگی از طرف ناصح کامگاری برای دریافت لوح تقدیر و جایزه همکارش روی صحنه رفت و ضمن آنکه خود را همدرد با این طراح صحنه میدانست، به قرائت یادداشتی از او پرداخت. متن کامل این گزارش در صفحه جداگانه ای در ستون مقابل قابل دسترسی است. ----------------------------------------------------------------------------------------- متن کامل گفتگویی که به شکل ویرایش نشده و الکن در روزنامه سرمایه به چاپ رسید.ـ امان از خبرنگاران بدقول ناصح کامکاری: گسترش فعالیت بخش خصوصی.!... در تاریخ تئاتر هرگاه میخواهند به یک دوران طلایی اشاره کنند، در واقع سه مشخصه را منظور نظر دارند، یک آن که در آن عصر و دوره باید هنرمندان مستعدی وجود داشته باشند و دوم حکومتگرانی در صدر امور باشند که علاقه به ارتقای تئاتر داشته باشند و سوم این که امکانات کافی نیز فراهم باشد. در هر دورهای که همزمان این سه عنصر وجود داشته است، آثار باشکوهی خلق شدهاند. متن کامل این گفتگو در صفحه جداگانه ای در ستون مقابل قابل دسترسی است ------------------------------------------------------- آهسته با گل سرخی که می دمد در سایه کاکتوس (چاپ شده در شماره اسفند ماه ۸۶ ماهنامه پایاب)
بسیار اسباب مسرت است که در مرحله دوم آزمون کارشناسی ارشد تئاتر امسال در رشته کارگردانی، نمایشنامه ایرانی "کاکتوس" اثر اکبر رادی برای نقد و تفسیر در اختیار داوطلبان قرار گرفت. بدعت فرخنده ای که بلافاصله مورد تقدیر و تمجید و سپاس کانون نمایشنامه نویسان خانه تئاتر نیز قرار گرفت و به صدور بیانیه ای پرشور و سرورانگیز انجامید.
حالیا، حرکت حیرت آور و انتخاب پسندیده زعمای دانشکده های تئاتری، که در تمام این سالها فهرست فخیمی از متون خارجی را محک داوری دانش و استعداد دانشجو قرار می دادند، موجب چنان شگفتی و شعفی در آحاد نمایشنامه نویسان شده که عنقریب است کابوس تلخ قهر و عناد دپارتمان های تئاتر با نام بردن از برخی نویسندگان، یا جسورانه تر، اجرای آثار آنان در کلاس و حتی دور از جان، حضور شخص نمایشنامه نویس سرآمد تئاتر حرفه ای - و صدالبته بازمانده از دست تطاول روزگار غدار - را به عنوان مدرس و استاد مدعو در گروه های آموزشی تئاتر به بوته نسیان و فراموشی سپارد. متن کامل این مطلب در صفحه جداگانه ای در ستون مقابل قابل دسترسی است ---------------------------------------------------- نکاتی درباره اقتباس از آثار ادبی در درام نویسی درانتخاب آثار ادبی برای اقتباس، چه آثار کلاسیک و چه آثار نوین، بد نیست چند نکته را در نظر داشت: - در وهله نخست؛ تبدیل یک اثر هنری مثل شعر یا داستان به اثر هنری دیگر، یعنی نمایشنامه منوط به آن است که در مرحله انتخاب دریابیم که اثر مبداء - اولیه - در ماهیت فعلی خود چقدر قابلیت تبدیل به قالب مقصد – اثر ثانویه _ را دارد. متن کامل این مطلب در صفحه جداگانه ای در ستون مقابل قابل دسترسی است
کلمات کلیدی: ناصح کامکاری ،کلمات کلیدی: ناصح کامگاری ،کلمات کلیدی: اکبر رادی ،کلمات کلیدی: بهرام بیضایی
|
|
| آرشیو وبلاگ |
| صفحات وبلاگ |
| مطالب اخیر |
|
|
|
|
| لینکستان |
|
|
|
|
|
|

.jpg)

